پنجشنبه 21 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر گفت‌وگو با راضیه تجار

 
 

چهارشنبه 6 آبان 1383

گفت‌وگو با راضیه تجار

 
 

هرگز اولين داستانم را فراموش نمي کنم.

راضیه تجار سال‌هاست که در عرصه داستان‌نویسی فعالیت می‌کند، او از معدود نویسندگان زنی است که در حوزه ادبیات جنگ و دفاع مقدس قلم می‌زند، جنگ یکی از دغدغه‌های اصلی او هنگام نوشتن است.
خانواده شهدا، جانبازان شیمیایی و اسرا وقتی که قلم به دست می‌گیرد او را رها نمی‌کنند.
از سال 1364 به طور جدی به داستان‌نویسی روی آورد. قبل از انقلاب هم به صورت پراکنده می‌نوشت؛ اما جنگ تحمیلی باعث شد که او احساس مسئولیت کند و قلم به دست بگیرد.
تا امروز نزدیک به 20 جلد کتاب از این قلم منتشر شده است، تجار علاوه بر داستان در حوزه روزنامه‌نگاری هم دست دارد. سه‌شنبه‌های هر هفته کلاس‌های داستان‌نویسی او در حوزه هنری برپاست.
دوستداران آثار او مجموعه داستان‌هایی همچون «نرگس‌ها»، «زن شیشه‌ای»، «سفر به ریشه‌ها»، «جای خالی آفتابگردان» و «آرام شب به خیر» را فراموش نمی‌کنند. تجار می‌گوید: همه داستان‌هایم را دوست دارم، به جرات می‌توانم بگویم عاشق همه آنها هستم.
* بیشتر نویسندگانی که در حوزه ادبیات دفاع مقدس می‌نویسند، مردانی هستند که در هیات رزمنده یا خبرنگار جنگ را از نزدیک لمس کرده‌اند، شاید به همین خاطر است که نویسندگان زن در این حوزه معدودند و شما هم در این اقلیت قراردارید، چرا؟
- عامل رویکرد جدی من به ادبیات جنگ بود، اولین داستان‌های جدی‌ام همزمان با آغاز جنگ تحمیلی بود که در ژانر ادبیات دفاع مقدس می‌گنجید با حال و هوای آن روزها، و مظلومیتی که رزمنده‌ها داشتند، چاره‌ای نبود، باید دچار این عشق می‌شدم و این عشق بود که مرا به این فضا کشاند. من در بطن جنگ حضور نداشتم؛ اما زندگی در عین جنگ ادامه داشت و من آن را لمس می‌کردم، داستان‌های من به زندگی می‌پرداخت که در حاشیه جنگ ادامه داشت و می‌تپید.
* خیلی از نویسنده‌ها را می‌شناسم که سال‌ها بعد هرگز نامی از اولین داستان‌هایشان نمی‌برند، به نوعی اولین کارهایشان را از پرونده ادبی‌شان پاک می‌کنند. شما چه طور؟
- من هرگز اولین داستانم را فراموش نمی‌کنم، «هفت بند» بود، بعدها هم مجموعه داستانی با همین عنوان چاپ کردم، سالی که این داستان را نوشتم، هفت بند در حوزه ادبیات جنگ مقام اول کشوری را کسب کرد و پلی شد برای ورود من به حلقه نویسندگان حوزه هنری.
* چند سالی است که شاهد انتشار خاطرات نیمه داستانی از شهدای دفاع مقدس هستیم؛ یعنی داستان‌هایی که براساس مستندات نوشته شده است. این شیوه طرفداران زیادی پیدا کرده است، شما یکی از پیشگامان این سبک بودید، فکر می‌کنید دلیل این استقبال در چیست؟
- هرچه قدر به بیان هنری‌تر نزدیک بشویم قطعا تاثیر بیشتری در قلوب خواهیم گذاشت. به هر حال خاطرات جنگ تحمیلی باید ثبت شود. خوشبختانه در این چند سال اخیر بنیادهای مختلفی مشغول این کار شده‌اند. این خاطرات از عناصر داستانی به علاوه مصالح اولیه؛ یعنی مستندات ساخته می شود که با بیان هنری نویسنده پرورده شده‌اند.
باید لحظه‌لحظه جنگ را ثبت کنیم، خواندن این روایت‌ها سبب می شود که در آینده نه چندان دور داستان‌های درخشانی به شکل ادیبات محض خلق شود که قطعا زیربنای آن همین مستندات هستند. من پا به پای خاطرات شهدا گریه کرده‌ام با خانواده‌های آنها سعی کرده‌ام آشنا شوم، روزهایی که خاطرات شهید شیرودی، شهید عرب‌نژاد و 8 سردار شهید قلم را می‌نوشتم هر لحظه احساس می‌کردم که بیشتر از قبل آنها را می‌شناسم، من با نوشتن این داستان‌ها انگار تک‌تک این شهدا را از نزدیک ملاقات کرده‌ام و با آنها آشنا هستم.
* شما بیشتر در حوزه داستان کار کرده‌اید و در تمام کارنامه ادبی‌تان تنها 2 رمان به چشم می‌خورد. دلیل علاقه‌تان به داستان کوتاه از کجا نشأت می‌گیرد؟
- داستان کوتاه خواندن و نوشتن‌اش پر از لذت است. داستان کوتاه با یک بارنشستن خوانده می‌شود و تاثیر آن کوبنده و در جا است. متاسفانه در جامعه ما میل خواندن رمان بارها بیشتر از داستان کوتاه است، در حالی که داستان کوتاه کارکرد بالاتری دارد.
* با وجود این، رمان «اقاقیا» با استقبال روبه‌رو شده است و بسیاری آن را یک اثر عامه‌پسند می‌دانند که در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسیده است؟
- البته نثر این رمان، نثر مختص من است به همین خاطر هم احساس می‌کنم اثری دیریاب است و کمی لایه‌ لایه.
با این حال این کار با خواننده ارتباط برقرار می‌کند و کشش دارد. من سعی کرده‌ام داستان ساده‌ای را روایت کنم که پر از نماد و نشانه است. بیش از هر چیز در این رمان تصمیم داشتم مظلومیت زن ایرانی را به تصویر بکشم، زنانی که اسیر جنسیت، قیودات، فشارها، باورها و خرافه‌ها شده‌اند، آدم‌هایی که در این رمان تصویر شده‌اند همگی باهم فامیل‌اند؛ اما برهم می‌زنند.
* گاهی وقت‌ها در ادبیات شاهد تقسیم بندی‌هایی، مثل زنانه‌نویسی هستیم، شما چه قدر به این تقسیم‌بندی‌ها قائل هستید؟
- به هر حال جنسیت در نوع قلم تاثیر دارد، خانم‌ها با احساس‌ترند و تخیل قوی‌تری دارند، اهل ذوق هستند و آقایان احساسات کمتری را نمود می‌دهند، زنان نقال‌های خوبی هستند. نوع نگاه نویسنده زن ریزپردازانه است با این همه در نهایت داستان داستان است، حالا چه نویسنده آن زن باشد چه مرد، مهم بار ادبی ماجرا است.
* بسیاری از منتقدان می‌گویند طی 3 یا 4 سال اخیر ادبیاتی پدید آمده است که طیف گسترده‌ای از جامعه را شامل می‌شود و توانسته است شکاف عمیق میان ادبیات روشنفکری و ادبیات مبتذل را پر کند، نظر شما در این باره چیست؟
- بعد از انقلاب رویکرد طبقه متوسط به مطالعه بیشتر شد، به هر حال هر قدر جلوتر می رویم نسل جوان ما تحصیلکرده‌تر می‌شود، از طرفی نویسندگان جوان‌تر راه خودشان را پیدا کرده‌اند و از طرفی مخاطب هم به آنها نزدیک‌تر شده است.
دیگر دوره پیچیده‌نویسی، ژست‌های روشنفکرانه به سرآمده، نویسنده می‌داند که مخاطب هوشیاری انتخاب اثر را دارد. با این حال هنوز جا برای کار خیلی زیاد است، متاسفانه تبلیغات در حوزه کتاب کم است.
جوانان هم مقصر نیستند، باید این نهال در وجود آنها کاشته شود که متاسفانه در خانواده‌ها به کتاب غیردرسی کمتر توجه می‌شود، مدرسه هم روی مطالعه آزاد تاکید نمی‌کند. از طرفی تا به حال هیچ سرمایه‌گذاری چشمگیری برای معرفی کتاب نشده است، مثلا تا به حال چه کتابی را دیده‌ایم که تلویزیون آن را در آگهی‌هایش پخش کند یا کدام ناشر برای معرفی کتابش سرمایه‌گذاری کرده است. تنها متولیان امور فرهنگی هستند که می‌توانند در این عرصه گام‌های مثبتی بردارند که امیدوارم باز هم تلاش کنند.
* چه کتاب‌ها و نویسندگانی در سبک و سیاق نوشتن شما تاثیرگذار بودند؟
- همینگوی و داستایوفسکی را هرگز نمی‌توانم فراموش کنم، با داستان‌های کوتاه همینگوی و بیگانه آلبرکامو تا مدت‌ها درگیر بوده‌ام، در همان دوران جوانی آثاری از این دست و «سووشون» خانم دانشور را بارها وبارها خواندم. با این حال «مسیح مصلوب» کازانتاکیس را هیچ وقت دور از دست نمی‌گذارم و چند وقت یک بار سراغش می‌روم. قرآن کریم و حافظ هم همیشه برایم الهام‌بخش است.
* این روزها چه کاری را در دست دارید؟
- مشغول نوشتن سومین رمانم هستم، نزدیک به 50 صفحه از آن را هم پیش رفته‌ام، ماجرای آن حول محور جنگ است و هنوز نمی‌دانم چه قدر دیگر زمان می‌‌برد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار