 علي اخوان بهبهاني _خون ارزشمندترين ماده حياتي است كه با وجود پيشرفتهاي خيرهكننده در علوم پزشكي هنوز جايگزيني براي آن يافت نشده است و از سوي ديگر نياز به آن روز به روز افزايش مييابد. به علت افزايش حجم حوادث ترافيكي و گسترش روشهاي تشخيص درماني در زمينه بيماران سرطاني و ژنتيكي نياز بشر به خون و فرآوردههاي آن رو به افزايش است.
سالانه تنها150 هزار مادر در حوالي زايمان فقط به علت كمبود دسترسي به خون جان خود را از دست ميدهند. تامين خون تنها از فرد زنده امكانپذير است، از اينرو فرهنگسازي براي اهداي خون يك امري ضروري است. به همين منظر روز24 خرداد به عنوان روز جهاني اهداي خون نامگذاري شده است.
در جهان سالانه حدود 81 ميليون واحد خون توليد ميشود، به تعبير ديگر فقط يك درصد از جمعيت دنيا اهداكننده خون هستند در حالي كه شمار نيازمندان خون رو به افزايش است. كمتر از يكسوم كشورهاي دنيا مصرفكننده دوسوم خونهاي دنيا هستند و از سويي ديگر دوسوم كشورهاي دنيا كمتر از يكسوم منابع خوني جهان را در اختيار دارند. اين آمار حاكي از آن است كه هنوز در كشورهاي آفريقايي و بسياري از كشورهاي آسيايي فرهنگ اهداي خون نهادينه نشده است. اهداي خون نماد اهداي زندگي است و ميتواند جان بسياري از بيماران را نجات دهد، اين امر در دنيا از اهميت زيادي برخوردار است. امروزه افراد زيادي در دنيا در كشور ما به امر پسنديده اهداي خون ميپردازند كه اين كار آنها علاوه بر نجات همنوع ميتواند براي جسم آنها نيز سودمند باشد.
انتقال خون در ايران
از سال1324 به بعد انتقال خونهاي پراكندهاي در بيمارستانهاي مختلف انجام شده است. در سال 1331 بهطور تقريبا همزمان مركز خون ارتش و مركز انتقال خون شير و خورشيد سرخ سابق تاسيس و شروع به كار نمود. در سالهاي1333 تا 1337 اقداماتي جهت استاندارد كردن مراكز انتقال خون صورت گرفت كه به نتيجه مطلوب نرسيد.
در زمينه تهيه فرآوردههاي خون، مركز خون ارتش از سال 1340 به بعد اقدام به تهيه فرآوردههاي سلولي (گلبول قرمز متراكم و پلاكت متراكم) و پلاسمايي (رسوب كرايو و پلاسماي منجمد تازه) در حد محدود نمود و در همين سالها بود كه با همكاري انستيتو پاستور ايران اقدام براي پالايش پلاسما و تهيه فرآوردههاي آن صورت گرفت.
از حدود سال1344 به بعد مجددا كوششهايي در اين سمت صورت گرفت. قبل از سال 1353 مراكز متعددي در ايران با امكانات محدود در بيمارستانها، ارتش و هلال احمر جهت تامين خون بيماران نيازمند فعاليت ميكردند. در آن زمان خونگيري تابع هيچ نوع ضابطه علمي نبود و اهداكنندگان اين مراكز غالبا به فروش خون خود مبادرت مينمودند.
تا اينكه سرانجام در سال 1353 كوششهاي چند ساله به ثمر رسيد و سازمان انتقال خون ايران قانونمند و تاسيس شد. با آغاز به كار سازمان انتقال خون در ايران اين سيستم وارد مرحله جديدي شد.
در ابتدا تمام هزينههاي اين سازمان از بودجه كل كشور به صورت كمك تامين ميگرديد. در سال 1358 در پي تجديد نظر كلي در بودجه كشور، سازمان انتقال خون به عنوان يك دستگاه دولتي وابسته به وزارت بهداري درآمد و تابع مقررات عمومي دولت گرديد.
مشكل عمده عدم وجود تشكيلات منظم براي جلب اهداكنندگان بود. سرويسهاي دولتي و خصوصي (بجز تا حدودي مركز خون ارتش)، متكي به داوطلبين حرفهاي بودند كه اغلب از افراد محروم جامعه بودند و در مقابل وجه ناچيزي، عليرغم برخوردار نبودن از سلامت كافي، اقدام به خون دادن مينمودند. پس از پيروزي انقلاب در سال1363 اساسنامه سازمان انتقال خون ايران تصويب شد و پس از تصويب اساسنامه، در جهت شكل دادن به ساختار اجرايي و تشكيلات سازمان، 3 معاونت توليد و فني، پژوهشي و آموزشي و اداري و مالي طراحي و به اجرا درآمد. سازمان به وسيله يك شورايعالي 5 نفره مركب از افراد متخصص به انتخاب وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي اداره ميشود. در سال1374 طرح شبكه خونرساني كشور در شوراي عالي تصويب و مورد اجرا گذارده شد. بر اساس اين طرح سازمان انتقال خون ايران در قالب 9 پايگاه منطقهاي آموزشي به اجراي برنامهها و مسووليتهاي محوله كه در ستاد مركزي سازمان تهيه و هماهنگ ميگردد، ميپردازد.
از ابتداي تاسيس سازمان تا سال 1357 بجز سازمان مركزي سه پايگاه شيراز، اهواز و مشهد فعال بود.
هماكنون سازمان انتقال خون ايران داراي 206 جايگاه خونگيري ثابت در141 شهر كشور است و تمامي مراكز استانهاي كشور داراي پايگاههاي انتقال خون و 35 شهرستان نيز داراي مراكز انتقال خون هستند كه خدمات خونرساني را در سراسر كشور به عهد دارند. در حال حاضر مراكز تمامي استانهاي كشور داراي پايگاههاي انتقال خون هستند كه در آنها بخشهاي آزمايشات غربالگري روي خونهاي اهدايي، تهيه فرآورده و كنترل كيفي وجود دارد. همچنين35 شهرستان نيز داراي مراكز انتقال خون هستند كه مجهز به امكانات براي انجام كليه فرآيندهاي تهيه فرآورده و آزمايشهاي غربالگري هستند و بر روي تكتك كليه واحدهاي اهدايي آزمايشهاي غربالگري جهت بررسي عفونت با ويروس هپاتيتB ، ويروس هپاتيتC ، ويروسHIV و آزمايش سرولوژي براي بيماري سفليس و ساير آزمايشات لازم را انجام ميدهند.
در حال حاضر سازمان انتقال خون در ايران بالاترين و تنها مرجع تصميمگيري در زمينه تامين و توزيع خون و فرآوردههاي خوني سالم در سطح كشور است و تمامي تصميمگيريها در ارتباط با فرآوردههاي خوني مستقيما به اين سازمان مربوط است.
بررسي خونهاي اهدايي
سازمان انتقال خون وظيفه دارد سلامتي خونهاي اهدايي را تامين كند. به همين دليل پيش از دريافت خون از يك اهداكننده داوطلب، بايد مطمئن شد كه او شرايط لازم براي اهداي خون را داشته باشد و خون نيز از سلامت لازم برخوردار باشد.
براي اطمينان از سلامتي خونهاي اهدا شده، هر واحد خون اهدا شده علاوه بر تعيين گروه و تعيين وجود آنتي بادي، از نظر اين عفونتهاي مهم قابل انتقال از طريق خون شامل: هپاتيتB هپاتيتC ، ويروس( HIV ) عامل ايدز و سفليس نيز آزمايش غربالگري ميشود.
اگر آزمايش مثبت گزارش شود، در هر حال خون اهدايي مصرف نخواهد شد. ولي براي تاييد آن، «آزمايش تاييدي» انجام ميگيرد. در صورت مثبت شدن آزمايش در اين مرحله، اهداكننده از جهت درمان و پيشگيري از سرايت بيماري به ديگران، مورد مشاوره و آموزش قرار ميگيرد و ديگر هيچوقت تا پايان عمر نبايد خون اهدا نمايد. در صورت نامعين بودن آزمايش تاييدي، فرد بايد مجدداً آزمايش شود. ولي در صورت منفي بودن آزمايش تاييدي احتمال بيمار بودن فرد بسيار كم است با اين حال او ديگر نميتواند خون اهدا نمايد.
نكتهاي كه وجود دارد اين است كه در تشخيص اغلب بيماريهاي عفوني، پيدا كردن خود اين عوامل مبناي آزمايشهاي رايج طبي نيست بلكه پيدا كردن آنتي بادي ضد عوامل بيماريزا در خونهاي آزمايششده ملاك است. از زمان ورود عامل بيماريزا به بدن فرد آلوده تا ساخته شدن آنتي بادي ضد آن ممكن است هفتهها حتي ماهها طول بكشد. در اين فاصله زماني، آزمايشات طبي آلودگي را نشان نميدهند. به زبان ديگر در روند تشخيص آزمايشگاهي فاصله يا روزنهاي ايجاد ميشود كه اين فاصله را به اصطلاح «دوره پنجره» ميناميم. در بيماريهايي مانند هپاتيت B،C و ايدز كه با خون سرايت مييابند، از زماني كه ويروس بيماريزا وارد بدن ميشود تا زماني كه بيماري توسط آزمايش خون قابل شناسايي شود، مدت زماني طول ميكشد. بنابراين در اين دوره گرچه در خون افراد ويروس وجود دارد ولي نتيجه آزمايش آنها منفي است. بنابراين چنانچه اين خون به فردي تزريق شود ميتواند سبب انتقال بيماري به فرد دريافتكننده خون شود.
اينجاست كه نقش مصاحبه اهميت مييابد. با انجام مصاحبه و معاينه قبل از اهدا و اطلاعاتي كه از داوطلب دريافت ميشود، از كساني كه درمعرض آلودگي احتمالي به ويروسها و عوامل بيماريزاي مهمي كه ميتوانند از طريق خون انتقال يابند (مانند هپاتيتهايC و B، ايدز و سفليس) خون دريافت نخواهد شد.
داشتن دقت و صداقت در پاسخ به پرسشهايي كه به هنگام مصاحبه و معاينه پزشكي مطرح ميشوند، از اهميت فوقالعاده زيادي برخوردار بوده و پاسخ غيرمسوولانه ميتواند سلامت گيرنده خون را با خطر جدي روبهرو سازد.
لازم به ذكر است ميزان مبتلايان به هپاتيتC وB در كشور بين3/0 تا يكدرصد و3 درصد است اين در حالي است كه شاخص هپاتيتC در بين اهداكنندگان خون 12/0 درصد در سال86 بود كه اين ميزان در سال 87 به 11/0 درصد رسيد و همچنين شاخص هپاتيتB كه در سال86 برابر41/0 درصد بود در سال 87 به36/0درصد كاهش يافت. دسترسي به اطلاعات اهداكنندگان خون از مهمترين عوامل تاثيرگذار در اين كاهش بود.
روزي براي تقدير
با هدف افزايش آگاهيها درباره نياز به خون سالم و مطمئن، تشكر و قدرداني از اهداكنندگان خون كه امكان انتقال خون را فراهم ميكنند و تشويق براي اهداي منظم خون از سوي اهداكنندگان مناسب و واجد شرايط سازمان بهداشت جهاني، انجمن بينالمللي انتقال خون، فدراسيون بينالمللي صليب سرخ و فدراسيون بينالمللي سازمانهاي امور اهداكنندگان خون تصميم گرفتند تا14 ژوئن ( 24 خرداد) زادروز كارل لاندشتاينر دانشمند فقيد اتريشي و كاشف گروههاي خونيC ، B،A به عنوان «روز جهاني اهداكنندگان خون» نامگذاري شود. با اين انتخاب از سال 2004 همه ساله در روز14 ژوئن و در سراسر جهان جشن روز جهاني اهداكنندگان خون گرفته ميشود.
داشتن دقت و صداقت در پاسخ به پرسشهايي كه به هنگام مصاحبه و معاينه پزشكي مطرح ميشوند از اهميت فوقالعاده زيادي هنگام اهداي خون برخوردار استاين روز مراسم گراميداشت ميليونها تن در سراسر جهان است كه داوطلبانه و بدون هيچ اساس مالي، براي نجات جان افرادي كه نيازمند هستند، خونشان را اهدا ميكنند.
افزايش سطح آگاهي عمومي مردم نسبت به نياز به خون و اهميت اهداكنندگان داوطلب منظم، اشاعه شيوههاي سالم زندگي براي سلامتي اهداكنندگان و بيماران دريافتكننده خون و حذف استفاده از خون اهداكنندگان دريافتكننده پول از اهداف اصلي دولتها در مراسم روز اهداكننده خون در سراسر جهان است.
نياز به مشاركت زنان
در كشور ما زنان مشاركت بسيار كمي در تامين خون مورد نياز بيماران دارند. روزانه افراد زيادي به صورت داوطلبانه جهت اهداي خون سالم خود به پايگاههاي انتقال خون مراجعه ميكنند كه سهم مردان در اين ميان بسيار بيشتر از زنان است و ميزان آن به بيش از88 درصد ميرسد.
سهم زنان در اهداي داوطلبانه خون در ايران12 درصد است اما اين نسبت در كشورهاي توسعهيافته آمريكايي، اروپاي غربي و اقيانوسيه به45 تا 55 درصد ميرسد. نسبت بسيار پايين سهم زنان در اهداي داوطلبانه خون در ايران دلايل متفاوتي دارد. تغذيه نامناسب زنان، بالا بودن ميزان شيوع كمخوني و نبود تبليغات كافي مهمترين علل آن است.
بيشترين اهداكنندگان خون را در رده سني 30 تا 35 سال قرار دارند. بيشترين گروه خون اهداييO مثبت و كمترين آنهاAB منفي است.
خونهاي اهدايي از طول عمر خاصي برخوردارند كه بر اساس آن، خونهاي اهدايي مجاز به استفاده ميشوند. همچنين خونهاي كهنه كه از طول عمر آنها گذشته، معدوم ميشوند. متوسط نگهداري خونها با يكديگر متفاوت است به عنوان مثال گلبول قرمز 35 روز و پلاكت پنج روز قابل نگهداري است. پلاسما نيز 2 تا 3 سال قابل استفاده است.
ضرورت فرهنگسازي
چند دهه پيش مردم از اهداي خون ترس داشتند. تبديل «اهداي پولي خون» به «اهداي جايگزين» و تبديل اهداي جايگزين به «اهداي داوطلبانه» حاصل تلاش تدريجي و پيگير از سال1353 تا به امروز است. اهداي خون در ايران بسيار زود پذيرفته شد و رواج پيدا كرد. سياستهاي كلي پيش و پس از انقلاب در اين خصوص رويكرد نسبتاً يكساني به اين موضوع داشتهاند. سياست اصلي تشويق افراد براي اهداي داوطلبانه خون بوده است، اما موانع ساختاري موجود در جامعه هميشه دستيابي به اهداف مورد نظر را با مشكل مواجه كردهاند.
امروز تقريباً همه اهداكنندگان خون با انگيزه دگرخواهانه اقدام به خون دادن مينمايند. اين مساله نشان ميدهد ميتوان براساس آموزشهاي علمي اهداكنندگان را زياد نمود. در اين راستا لازم است رسانههاي گروهي «آموزش» را جايگزين «تبليغ» كنند و به جاي تهييج احساسات و تحريك عواطف، دانش و اطلاعات را در اختيار جامعه قرار دهند.
فرهنگسازي اهداي خون در سطح جامعه از مهمترين اقدامات در جهت سلامت خون، حفظ و ارتقاي آن است؛ چرا كه هر چه بيشتر به مقوله فرهنگسازي اهداي خون پرداخته شود علاوه بر تامين ميزان خون كافي در همه زمانها، ميتوان تضمين سلامت خون را به گونهاي پيش برد كه نياز به صرف هزينههاي هنگفت در مرحله تست كم شده و جامعه اعتماد بيشتري به خونهاي اهدايي پيدا كند.
در سال 2007ميلادي زماني كه دفتر صليب سرخ در ايالت ميشيگان آمريكا با كمبود گروه خونيO مواجه شد براي ترغيب مردم به اهداي خون يك دستگاه خودرو را با پيام تبليغاتي «خون بده، ماشين ببر» جلوي بيمارستان پارك كرد و اعلام كرد تمامي كساني كه تا قبل از5 دسامبر خون اهدا كنند در قرعهكشي اين جايزه شركت داده ميشوند. اين امر براي اين بود كه بتوانند توجه عامه مردم را به پديده مهم اهداي خون جلب كنند، اما خوشبختانه در كشور ما بارها مشاهده كردهايم كه در صورت بروز يك اتفاق نظير سيل يا زلزله مردم در اهداي خون بر يكديگر پيشي ميگيرند و بدون هيچ منت و ادعايي در هر ساعت از روز يا شب در صفهاي طولاني ساعتها به انتظار مينشينند تا بتوانند با دادن بخشي از خون خود هموطن خود را از مرگ نجات دهند.
براي سازماندهي اين رويكرد خيرخواهانه و براي فرهنگسازي اهداي خون و به منظور جذب، حفظ و نگهداري اهداكنندگان، دپارتمان ويژهاي در سازمان انتقال خون تشكيل شده است. اين دپارتمان علاوه بر آشنايي نسل جوان با فرهنگ اهداي خون و اينكه مقوله اهداي خون تا چه حد براي پيشبرد كار طبيعي بخش سلامت لازم است، برنامههاي متعددي را در سطح دبيرستانها، دانشگاهها و ارائه اطلاعات آموزشي به مردم اجرا ميكند.
جمعيت كشور در آينده در حال مسن شدن است. با توجه به اينكه افراد بالاي 60 سال شرايط اهداكنندگي خون را ندارند و در آينده نياز به خون بيشتري احساس ميشود بايد فرهنگ اهداي خون را در سطح جوانان و نوجوانان گسترش دهيم كه وارد شدن موضوع انتقال خون در دروس مقطع دبستان و راهنمايي از جمله اين اقدامات است.
ضايعات خوني
ميزان ضايعات خوني در كشور در حدود 12 درصد است. از اين ميزان ضايعات در حدود 14 درصد مربوط به خونهاي آلوده و ويروسي است. 60 درصد ضايعات نيز به دليل نظارت كمتر در بيمارستانها و بانك خون است، ضمن اين كه عدم هماهنگي در پخش و توزيع خون نيز يكي از دلايل ضايعات خوني است.
5 درصد ضايعات خوني مربوط به خونهاي تاريخ گذشته يا برگشت داده شده است كه در كشورهاي صنعتي، اين ضايعات خوني 4 درصد است.
اين در حالي است كه با مديريت مصرف صحيح و علمي خون و ارزشيابي بيمارستانها و بانك خون در اصلاح مصرف خون ميتوان اين درصد را نيز كاهش داد. |