 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
تئاتر تلويزيوني؛ بايدها و نبايدها
|
| | | |
 | تلهتئاترها بخشي از برنامههاي نمايشي تلويزيون محسوب ميشوند كه بعد از اين همه سال هنوز تكليف معلوم و مشخصي ندارند. |  تلهتئاترها بخشي از برنامههاي نمايشي تلويزيون محسوب ميشوند كه بعد از اين همه سال هنوز تكليف معلوم و مشخصي ندارند. بسياري عقيده دارند كه ميشود از اين گونه برنامهسازي به گونهاي استفاده كرد كه هم مخاطب عام را راضي كند و هم بتواند باعث رونق هنر تئاتر كه به خاطر مشخصات ماهوياش، امكان زيادي براي برقراري ارتباط با مخاطب ندارد ، شد اما اين كه چرا در مورد اين گونه برنامهها اتفاق جديدي نميافتد ، چيزي است كه در اين گزارش چند و چونش را از زبان كارشناسان اين رشته ميخوانيد.
خاطره خوبي ندارم
دكتر قطبالدين صادقي خيلي وقت است بهخاطر درگيريهاي خودش نتوانسته تئاتر تلويزيوني ببيند؛ چون اين روزها بشدت مشغول تمرين يك روحوضي مدرن است به نام «باغ شكرپاره» كه خودش آن را نوشته و دارد آن را براي جشنواره نمايشهاي آييني در تالار سنگلج آماده ميكند؛ اما گذشته از اينها، از آخرين تلهتئاتر خودش هم خاطره خوبي ندارد و به قول خودش هنوز داغش به دلش است؛ چون تهيهكننده محترم، نصف پولي را كه قرار بوده بگيرد، به او نداده و شكايتهايش هم به هيچجا جواب نداده.
صادقي اضافه ميكند: اين سيستم غلط است و معلوم نيست چرا تلويزيون با خودم قرارداد نميبندد.
تئاتر براي نخبگان است نه عامه
دكتر جواد ظهيري از تهيهكنندگاني است كه تاكنون آثار خوبي را در اين زمينه توليد كرده است. از نظر او، يك سال و نيم است كه در اين زمينه كار جدياي نشده و عملا وضعيت تلهتئاتر به حالت نيمهتعطيل درآمده است: «من هم در اين مدت كار جديدي انجام ندادهام؛ چون جايي براي كارهاي خلاقي مثل نكراسوف، به سوي دمشق، بازرس كل، پسران طلايي و خط ديگري كه من در كارهايم دنبال ميكنم، وجود ندارد.»
اين تهيهكننده باسابقه تئاترهاي تلويزيوني، اولين دليل عدم استقبال از تلهتئاترها را وجود شعار غلطي مثل «تئاتر براي همه» ميداند و ميگويد: «اين شعار مثل اين است كه بگوييم هركس بايد يك هواپيماي شخصي داشته باشد. ما فكر ميكنيم تئاتر بايد با تودههاي مردم ارتباط برقرار كند، درصورتي كه تئاتر اصلا هنر مردمي و پرمخاطبي نيست. مخاطب اين هنر در همه جاي دنيا، فرهيختگان جامعه هستند و نه عامه مردم. دليل ديگرش هم اين است كه چارچوب درست و منظمي برايش وجود ندارد.»
ظهيري با اشاره به تجربيات 6 سال تحصيلش در آمريكا ميگويد: در شهر محل سكونت من اصلا سالن تئاتري وجود نداشت و فقط بعضي وقتها نمايشهايي در سالن تئاتر دانشگاه روي صحنه ميرفت. اگر از چيزي به اسم تئاتر 15 ميليوني برادوي حرف ميزنيم، بايد يادمان باشد كه اين رقم در برابر چيزي حدود 50 هزار سالن سينما در اين كشور رقم خيلي كمي به حساب ميآيد.»
او در پايان اضافه ميكند: هيچ شبكهاي، باكس منظمي براي تلهتئاتر ندارد و تلهتئاتر فقط به شبكه 4 محدود شده كه اتفاقا در تعريف اين شبكه هم ماموريتش تهيه برنامه براي فرزانگان و فرهيختگان ذكر شده است. اگر واقعا بخواهيم به اين شعار جامه عمل بپوشانيم، بايد شبكههاي پرمخاطب ديگر هم براي توليد تلهتئاتر اقدام كنند و اتفاقا شبكههاي پرمخاطب بيشتر اين كار را انجام بدهند؛ اما وجود همين پارادوكس باعث ميشود كه درك درستي نسبت به اين مقوله وجود نداشته باشد و در نتيجه برنامه خوب و مناسبي هم در اين زمينه توليد نشود.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|