 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
همشهری انلاین , يكشنبه 7 تير 1388 |
|
مزار روزنامهنگاران مشروطه كجاست؟
|
| | | |
 | به استناد ماده 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميراث فرهنگي و آموزههاي ارزشمند آن در زمره حقوق بنيادين و اوليه بشر است. | 
بخش بزرگي از رهبران و روشنگران مشروطيت را نويسندگان، شاعران و روزنامهنگاران تشكيل ميدادند بهطوريكه شايد حتي براي بسياري از مردم نامهايي مانند فرخي يزدي، ميرزاده عشقي، عارف قزويني، دهخدا و ميرزاجهانگيرخان صوراسرافيل بيشتر تداعيگر مفهومي به نام «مشروطيت» باشد تا خود انقلاب مشروطيت و خواستهاي مشروطهخواهان.
اما در اين رهگذر كمتر كسي است كه سراغ مزار و مقبره آنان را بگيرد يا به جستوجوي نامها و نشانه برود. شايد همين موضوع بهانهاي شد كه ما به سراغ مقبره متروك ملكالمتكلمين يار باوفاي ميرزا جهانگيرخان برويم كه اين روزها در جنوب پايتخت پرهياهو با تخريب به بهانه نوسازي دستوپنجه نرم ميكند؛ برويم و به هزار توي تاريخ معاصر سري بزنيم.
بسياري، به دار آويختن ميرزاجهانگيرخان صوراسرافيل و ملكالمتكلمين، به دستور محمدعليشاه را آغاز استبداد ميدانند.
محمدعليشاه فرمان به امضا رسيده مشروطيت از سوي پدرش مظفرالدينشاه را پاره كرد و با اعلام اينكه سلطنت موهبتي الهي است، مجلس را به توپ بست و نخستين قربانيانش را هم از ميان روزنامهنگاران برگزيد.
كين استبداد
بعد از سوء قصد به جان محمدعلي شاه، ديگر همه ميدانستند چه سرنوشتي در انتظار مشروطه ومشروطه خواهان است و خودشان را براي اتفاقات بعدي آماده كرده بودند. محمدعلي شاه، قبل از هر چيز، از مجلس خواست 8نفر از سران مشروطه را تسليم كنند.
2تن از اين 8نفر، ميرزانصرالله بهشتي(ملك المتكلمين) و ميرزاجهانگيرخان شيرازي (صور اسرافيل) بودند. كميسيون اصلاح مجلس موافقت نكرد، اما ميرزاجهانگيرخان و ملكالمتكلمين صلاح دانستند كه تسليم شوند تا جنگ درنگيرد اما مجلسيان مخالفت كردند.
درست در آخرين روزهاي قبل از به توپ بستن مجلس، ميرزاجهانگيرخان و 7نفر ديگر، شب و روز در مجلس ميمانند. آنان دشمنان درجه يك استبداد بهشمار ميرفتند و محمدعليشاه حكم تيرشان را صادر كرده بود.
روز حمله به مجلس، ملكالمتكلمين و چند نفر ديگر از جمله ميرزاجهانگيرخان به باغ امين الدوله پناه ميبرند. بعدها يكي از مستخدمين امينالدوله گفت كه وقتي نزديك تلفن بوده به گوش خود شنيده كه امينالدوله به محمدعلي شاه با تلفن ميگويد كه ملكالمتكلمين و چند نفر ديگر از مشروطه خواهان را در محل مناسبي نگاه داشتهام و منتظر امر مبارك هستم.
با فرياد محمدعليشاه كه «بكشيد اين پدرسوختهها را»، همه شان همان روز با كمك قزاقهاي روس دستگير ميشوند.
پس از آورده شدن به باغشاه، محل بازداشت آزاديخواهان، ملكالمتكلمين در همان حال سخني غرا درباره آزادي و ظلم حكومت ايراد ميكند و ميگويد كه از هر قطره خون او نهالي براي آزادي ميرويد و شاه در پاسخ به او ميگويد كه تو بهنحوي كشتهخواهي شد كه خونت بر زمين نريزد و دستور ميدهد او را با طناب خفه كنند ولي با مقاومت او، توفيق نيافتند و با ضرب شمشير و نيزه او را به طرز فجيعي به شهادت رساندند.
بدينسان ملكالمتكلمين، در باغشاه و در كنار همرزم ديرين خود ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل در حاليكه نيزهاي شكمش را دريده بود در سوم تير۱۲۸۷ به دار آويخته شد.
ميرزا جهانگيرخان شيرازي، مدير روزنامه نامدار صوراسرافيل چاپ تهران (۹خرداد ۱۲۸۶- ۳۰ خرداد ۱۲۸۷) است كه نه تنها به سبب انتشار آن روزنامه آزاديخواه، بلكه به سبب شخصيت مستقل و جان باختنش در راه آزادي، از چهرههاي برجسته جنبش مشروطه خواهي به شمار ميرود.
فراموشي و خاموشي
تهران، خيابان كمالي، خيابان مخصوص، ضلع جنوب شرقي بيمارستان لقمان حكيم، بنبست شهيد ابراهيمي، آخرين خانه سمت چپ؛ اين نشاني مزار بزرگترين سخنور دوران مشروطه است؛ خانهاي قديمي كه به سختي ميتوان باور كرد اينجا بنيانگذاران آزاديخواهي و مردمسالاري در ايران آرميدهاند.
صداي آمبولانسهايي كه دقيقه به دقيقه وارد بيمارستان لقمان ميشوند فضا را پر كرده است. روي ديوار حياط و درست روبهروي در ورودي لوحي وجود دارد كه اين خانه را مزار ملكالمتكلمين، قاضي قزويني و خديجه سلطان (همسر ملكالمتكلمين) مينامد. هرچند دكتر محيط طباطبايي، باستانشناس، اين اطلاعات را مستند نميداند.
پاي همين ديوار سنگ قبري وجود دارد كه روي آن نام ملك حك شده است. در حياط چند سنگ قبر ديگر هم وجود دارد كه مربوط به فرزندان ملكالمتكلمين است. روي يكي از قبرها هم نام نصراللهجهانگير، به تاريخ فوت 1373هجري قمري حك شده و از اينرو نميتواند مزار شخص ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل باشد.
قاسم عسكري بيش از 30سال است كه با خانوادهاش در اين خانه زندگي ميكند. او در جواني در دفتر يكي از نوادگان ملكالمتكلمين كار ميكرده و چون خانهاي نداشته به پيشنهاد خانواده ملكزاده در اين محل سكونت كرده است.
عسكري ميگويد: «روز اولي كه به اين خانه آمدم نميدانستم چه بزرگاني اينجا دفن شدهاند اما به مرور زمان و با ديدن آناني كه در اين سالها به زيارت قبر اين شهدا آمدهاند متوجه اهميت موضوع شدم و از آن زمان خودم را سرايدار ملت ايران ميدانم».
قاسم عسكري از پيشنهادهاي گوناگون سودجويان، ماجراهاي جالبي تعريف ميكند؛ «هرچند وقت يكبار اشخاصي پيدا ميشوند و ميخواهند سنگ قبر را از من بخرند يا حتي آن را بدزدند. يك بار هم آقايي آمد و گفت كه زير اين سنگ گنج نهفته است من هم به او گفتم كه بله گنجي بسيار گرانبها نهفته، اما چيزي كه شما دنبالش ميگرديد اينجا وجود ندارد».
بيمارستان لقمان تمام خانههاي اطراف اين بنا را خريده است و در تلاش براي اضافه كردن اين بنا به محوطه بيمارستان است. قرار است در فاصله چند متري اين مقبره، مركز اورژانسي با وسعت 1500مترمربع احداث كند و براي احداث اين مركز، نيمي از ملك خانواده ملكالمتكلمين كه آرامگاه تني چند از مشروطهخواهان نيز همزمان با روي كار آمدن پهلوي اول از قبرستان متروكه نزديك باغشاه به آنجا آمد در اين طرح قرار گرفته است.
ملكالمتكلمين و جهانگيرخان صور اسرافيل، چهارم جماديالاول سال1326 قمري به دستور محمدعليشاه شهيد شدند. اجساد اين دو روزنامه نگار مبارز پس از اعدام بهطور مخفيانه در گوشه باغشاه دفن شد و مقبره آنان پس از بركناري محمدعليشاه به دست مجاهدين مشروطهخواه كه از تبريز و اصفهان و گيلان براي فتح تهران آمده بودند، به شكل آبرومندي ساخته شد. پيش از اين تخريب اين مكان از سوي هاشمينژاد، مدير وقت بيمارستان لقمان حكيم تكذيب شد و او گفت: «حتي اگر اين مقبرهها در طرح توسعه بيمارستان قرار بگيرند بهدليل اهميت و ارزشي كه اين بزرگواران براي آزادي و استقلال ايران داشتند، اقدامات ضروري براي حفاظت از آنها انجام ميشود».
اگرچه هنوز هم احتمال تخريب اين بنا كاملا ازبين نرفته است و هر لحظه امكان دارد، مقبره مشروطه خواهان براي هميشه نابود شود اما هنوز افرادي كه ياد اين بزرگان مشروطه در دلشان زنده است براي حفظ آن تلاش ميكنند.
در اين ميان كارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران چند سال پيش به اين مكان سرزده و آن را تعيين حريم كردند اما بعد از اين اقدام هرگز طرحي براي ساماندهي اين مقابر ارائه نشده است.
« احمد محيط طباطبايي » كارشناس ميراث فرهنگي معتقد است از معروفترين و تنهاترين چهرههاي دوره مشروطه ملكالمتكلمين و صور اسرافيل بودند كه حتي پس از گذشت 100سال هنوز در مقبرهاي متروك و در حال تخريب از ياد و خاطرها زدوده نشدهاند.
«روزگاري عدهاي ناشناس براي صيانت از پيكر اين عزيزان از جان خود گذشته و بهطور مخفيانه آنها را پشت باغ شاه دفن كردند. جاي تعجب است كه امروز اين مقابر مورد بيمهري و بيتوجهي قرار گيرد.»
اين در شرايطي است كه در هر توسعه عمراني و طرح پيشرفت و بهسازي، مديران و مسئولان بايد به ارزشهاي فرهنگي و هويت ملي اهميت بدهند.متأسفانه در چند وقت اخير از اين دست بيتوجهيها كم نديدهايم و ميراث فرهنگي ما در معرض تهديد جدي قرار دارد.
يك روز نقش جهان و چهارباغ اصفهان، روز ديگر مقبره كوروش بزرگ و حالا هم مقبره ملكالمتكلمين و ميرزاجهانگيرخان صوراسرافيل، يكي ديگر از اتفاقات مربوط به اين مقبره، گم شدن تنديس ملكالمتكلمين است.
اين مجسمه نه تنها يكي از آثار ارزشمند استاد ابوالحسن صديقي، مجسمهساز معروف و سازنده تنديس فردوسي است بلكه يكي از يادمانهاي دوران مشروطه بهشمار ميرفت.
تنديس تمام قد ملكالمتكلمين كه از سنگ مرمر تهيه شده بود تا سال78 در پارك شهر قرار داشت و پس از آن به انبار سازمان پاركها منتقل شد. خرداد ماه سال گذشته بود كه اعلام شد اين مجسمه گم شده است و پس از آن خبري از اين مجسمه در دست نيست.
به استناد ماده 27 اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميراث فرهنگي و آموزههاي ارزشمند آن در زمره حقوق بنيادين و اوليه بشر است و طبق ماده 15 ميثاق فرهنگي، اجتماعي و سياسي، دولتها مكلف هستند از اين قوانين پاسداري و از هر نوع تعرض و تجاوز به آن جلوگيري كنند؛ چيزي كه در اين خاك زرنگار، زنگار فراموشي و خاموشي گرفته است.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|