 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , يكشنبه 14 تير 1388 |
|
فرار به جلو!
|
| | | |
 | قبل از پرداختن به نقد و بررسي فيلم «درباره الي» ذكر يكي دو نكته حاشيهاي درباره اين فيلم شايد خالي از لطف نباشد. سينماي غبار گرفته ايران؛ آنقدر غريب است كه هرازگاه وقتي كه حتي يك فيلم متوسط هم رو ميكند؛ مايه قوت قلب ميشود. بحث جوگير شدن و اين حرفها نيست.
|  قبل از پرداختن به نقد و بررسي فيلم «درباره الي» ذكر يكي دو نكته حاشيهاي درباره اين فيلم شايد خالي از لطف نباشد. سينماي غبار گرفته ايران؛ آنقدر غريب است كه هرازگاه وقتي كه حتي يك فيلم متوسط هم رو ميكند؛ مايه قوت قلب ميشود. بحث جوگير شدن و اين حرفها نيست.
درباره الي البته به تعبير بعضي كجانديشان اينگونه تفسير شد كه موج جوزدگي باعث شده اين فيلم به هر حال در اكراني نامتناسب گل كند و اين جور حرفها. دست بر قضا درباره الي نهتنها فيلم متوسطي نيست كه اثري بسيار خوب است و آنچه درباره اين فيلم گفته شده و نوشته شده اغراقآميز از نوع شيك و قمپز در كردن هم نيست. اين قلمهاي خسته از ديدن و سپس نوشتن از فيلمهاي بيكيفيت، طبيعي است كه وقتي به درباره الي ميرسند، از خود بيخود شوند. مگر در سينماي ما هرچند وقت يكبار فيلمي كه قواعد ژانرش را رعايت كرده باشد و ميزانسناش استاندارد روز باشد به اكران درميآيد؟ روي ديگر ماجرا به كپيبرداري فرهادي برميگردد و اينكه ميگويند او از روي دست مرحوم آنتونيوني نگاه كرده. فيلم «ماجرا» را به ياد بياوريد آن وقت اين گفته را قبول ميكنيد، اما اگر اين اتفاق هم رخ داده باشد جاي نگراني نيست چون از يك اثر ماندگار به تناسب وزن و شأن آن فيلم، يك كپي برابر اصل و برمبناي مقتضيات سينماي ما به دست آورده است.
يك نكته با مزه ديگر اين است كه سازنده درباره الي خانه اصلياش تلويزيون است و حالا كه به سينما آمده در همين چند قدم به اندازه خيلي از كساني كه حضور 2 دههاي در اين وادي دارند كار كرده و به سهم خودش در سينما دارد رشد ميكند؛ نه جاي كسي را تنگ كرده و نه چيز ديگري فقط نشان داده همانقدر كه مديوم قبلي يعني كار در تلويزيون را ميشناخته حالا در اين عرصه نيز علاقهمند به پيشرفت است.
درباره الي لوكيشن محدودي دارد با كاراكترهاي تقريبا زياد، از يك سناريوي چفت و بستدار و كمي تا قسمتي استاندارد بهره برده و حركت دوربين هوشمندانه دارد. و از امتيازهاي ديگري نيز نظير بازي خوب بازيگرانش و روايت خلاقانه استفاده ميكند و نتيجهاش حداقل فيلمي را روبهرويمان قرار داده كه افتتاحيهاش در سكانس آغازين اگر چه كمي كند اما سكانسي رئال است. شروع سوالها و جوابها درباره كاراكترها و حدس و گمانهاي تماشاگر از همين سكانس آغازين است كه اتفاق ميافتد. تماشاگر از همان ابتدا ميخواهد خودش را درگير داستان و قصه ماجرا كند اين روند را بگيريد تا برسيم به سكانس اختتاميه فيلم. (مرگ الي و اعلام رسمي مرگ او)! حتي پس از پايان اين سكانس و تمام شدن فيلم هنوز حدس و گمانهاي تماشاگر سرجاي خودش باقي مانده و عمدهترين آنها اينكه چرا اين مرگ اتفاق افتاده؟ پس فلسفه اين مسافرت و سرخوشيها چه بوده؟ و چيزهايي ديگر. همين كه الي 2 سكانس افتتاحيهاش و اختتاميهاش اين قدر خوب از كار درآمده و تقريبا يك جورهايي نوآوري داشته دليلي است كه باعث ميشود درباره اين فيلم بيشتر نوشته شود و در مركز توجهات قرار گيرد. حتي اگر پايانبندياش به مدرني پايانبندي فيلم «ماجراي» مرحوم آنتونيوني نباشد. (فيلم ماجرا محصول 1960 با بازي گابريل فرزتي و مونيكا ويتي).
اما حالا ماجراي قصه چيست؟ همه ماجرا در اين است كه حدس و گمانها به هيچ ميرسد، اما طرح آن يك قضيه راستكي است. يعني رخدادي كه همگان ميتوانند آن را درك كنند؛ ببينيد قصه 2 خطي درباره اين فيلم اين است كه: دختري بسيار سرزنده و شاداب به نام الي به مسافرتي ميرود كه بسيار عادي است؛ مسافرتي كه همه مردم ميروند؛ او در اين سفر با پسري آشنا ميشود به نام احمد و اين طور كه از ظواهر قضايا بر ميآيد هر 2 از هم خوششان ميآيد. اين هم اتفاقي عادي است.
مدتي كوتاه كه از سفر ميگذرد. اين الي خانم دست از جان ميشويد، يعني ميميرد. اين اتفاق اگر چه عادي نيست اما در طي فيلم ما چيزي از ناراحتي او نميبينيم كه منجر به خودكشي او شده باشد. تا اينجاي كار داستان ساده است؛ اما آيتم اصلي اينجاست كه الي نامزد دارد! حالا اين نشانه را به اول سطور بالا اضافه كنيد! ميبينيد كه فيلمنامه خاص شده است. دختري كه نامزدي رسمي و قصد ازدواج دارد، به يك مسافرت دستهجمعي با همسن و سالانش ميرود. مسافرتي كه سرخوشانه است و در اين مسافرت با احمد آشنا ميشود و بعد هم ميميرد؟ اين سناريوي غني با پرداخت خوب سينمايي شده فيلم درباره الي فقط همين و هيچ رمل و اسطرلابي هم در كار نبوده به جز همان شناخت سينما توسط فرهادي.
داستان او سرشار از روايت بصري است و همذاتپنداري تماشاگر بر آن صحه ميگذارد. مزيت داشتن يك سناريوي استاندارد و ترجمه اين نوشتار به زبان سينما يعني دكوپاژ هوشمندانه، نتيجهاش اين است كه تماشاگر به پرسش و پاسخ برسد، حتي پس از پايان فيلم. يعني تمام آن ميزانسنهاي نازنين و حساب شده و دقيق فيلمي را باعث شده كه حسابي آشوبگرانه جلوهگرياش ميكند و كمي تا قسمتي هم تو در تو و پيچيده. اينجا با روح يك كاراكتر طرفيم. با ويژگيهاي او در طول مسافرت آشنا شدهايم اما به دنبال اين هستيم كه چرا او نامزد كرده؟ و وقتي در شرف ازدواج است مجردي به مسافرت ميرود؟ آيا ميخواهد از شر نامزدش خلاص شود؟
يا اين كه اصلا چه ويژگي در احمد است كه الي ميخواهد به او برسد و زير قول و قرارش با شخص ديگري بزند؟ و اصلا نكند الي با برنامه قبلي و براي اين كه فقط با احمد بيشتر آشنا شود و او را تصاحب كند به اين مسافرت رفته و هزار سوال ديگر... .
روايت فرهادي از كاراكتري به نام الي اگرچه به صورت جامع نيست، اما قطرهچكاني هم نيست. اگرچه تا آخر ماجرا (اين ماجرا اصلا ربطي به آن عنوان فيلم و مرحوم آنتونيوني ندارد) تماشاگر الي را آن طور بايد و شايد نميشناسد، اما روايت كارگردان از كاراكتر الي به گونهاي ترسيم ميشود كه همذاتپنداري با او از همان سكانس افتتاحيه آغاز شود و اين مهم هرگز چيز كمي نيست.
ضمن اين كه فرهادي با اين گونه ترسيم كردنها، فضاي تعليق را در فيلمش سيال و رها كرده است و به همه اينها در اين فضاي محدود، كاراكترهاي زياد ديگري را هم اضافه كنيد كه عمده آنها در شكلگيري شخصيت الي تعامل خوب و كافي دارند و اين مهم وقتي به دست ميآيد كه بدانيم در لوكيشن محدود به كاراكتر زياد ميتواند كار را دوچندان سخت كند. لحظات خلسهمانند و اگر درست باشد مكاشفهاي آنجا كه روح گويي از بدن بيرون ميآيد با حركات دوربين به گونهاي فيزيكي و باورپذير جلوهگري ميكند كه پنداري آنچه كاراكتر در مغزش ميگذرد لحظاتي بعد در ناخودآگاه تماشاگر رقم ميخورد. اين معجزه ضرباهنگ در فيلم است. در هر فيلمي ضرباهنگ است كه معجزه ميكند و ميزانسن هوشمندانه چنين لحظاتي در فيلم درباره الي كم اتفاق نميافتند و در آخر اين كه احتمالا درباره الي ستاره ندارد. از مريلا زارعي تا گلشيفته فراهاني و از شهاب حسيني تا ماني حقيقي و بقيه بازيگران همگي در خدمت داستان و به سرانجام رسيدن آن هستند. فرهادي كاراكتر اول را بهينه و لازم پرداخت كرده كه كاراكترهاي دوم و سوم را. اين گونه است كه سهم هر كس در پرداخت نهايي به حداكثر ميرسد و اين حداكثر تبديل ميشود به فيلمي خوشساخت كه بدنه سينماي ايران به وجود اين گونه آثار بدجوري نياز دارد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|