 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
همشهری انلاین , سه شنبه 16 تير 1388 |
|
صفحههاي كاهي به اميد گشايش راهي نو
|
| | | |
 | روزنامه نگاران با انگيزه اردبيلي، در انتظار آينده بهتر، همچنان و با وجود مشكلات فراوان، قلمهايشان را به كار گرفتهاند و به تداوم يك راه پرفراز و نشيب ميانديشند.
| 
امروزه نشريات محلي بهعنوان يكي از ابزارهاي اطلاعرساني در استانهاي مختلف كشور در پي كسب جايگاهي براي خود هستند.
قافله نشريات محلي هرچند با سرعتي اندك، اما همچنان پيوسته در مسير اطلاعرساني گام برميدارد و هنوز اعضاي اين كاروان اميدواريهايي هم دارند. در اين ميان نشريات استان اردبيل هم در تلاشند تا بتوانند ضمن حفظ حضور خود در عرصه، نقش اطلاعرساني و تحليلي خود را به درستي انجام دهند.
اما اين تمام ماجرا نيست و نشريات محلي در اردبيل با حركتي لاكپشتي در مسير اطلاعرساني و اصولا در مسير حيات گام برميدارند.حكايت نشريات استان اردبيل، حكايتي اندوهناك است و چه بسا نشرياتي كه پس از اندك زماني از گذشت انتشارشان، به علت مشكلات مالي، راه تعطيلي را در پيش ميگيرند و خيلي زود از ريل اطلاعرساني خارج ميشوند.
در اردبيل نشريات محلي همچون هفتهنامههاي آراز، آواي اردبيل، آواي مردم، اردبيل فردا، خياو، فرداي اردبيل، فروغ آذربايجان، مهر اردبيل، شور، ساوالان، حقيقت، نويد سحر و ماهنامه نواي ارس هفتهنامه آخشام، انديشه اردبيل، چشمه اردبيل، طلوع فردا، وحدت اردبيل، بانگ ساوالان و... منتشر ميشوند. اما هركدام از اين نشريات با مشكلاتي دست به گريبان هستند.
اكثر اين نشريات دوره اطلاعرساني و انتشار منظم را رعايت نميكنند و اين از مهمترين دلايل عدم اعتماد مردم به اين نشريات است. آنها هم كه دوره انتشار منظمتري دارند، در واقع نشرياتي هستند كه يا ضرر ميدهند و يا به منابع حمايتي اداره كل ارشاد متكياند.
بارها اين خبرها به گوشمان رسيده است كه كمبود و گراني كاغذ در اردبيل، همانند بسياري از استانهاي ديگر منجر به انتشار نامنظم نشريات محلي و كاهش تيراژ جرايد استان شده است.
تعدادي از هفتهنامههاي محلي استان پس از گذشت مدتهاي زياد از زمان صدور مجوزشان، هنوز قادر به انتشار نشدهاند. علاوه بر اين برخي از نشريات هم با گذشت چندين ماه، شماره جديدي را بيرون نميدهند و اين امر موجبات نارضايتي و ناخشنودي مخاطبان و خوانندگان اين نشريات را فراهم ميكند. در اين استان نميتوان دورههاي زماني نشريات متعدد را از هم تشخيص داد. آنها به علت مسايل موجود، نميتوانند در دوره زماني منظم منتشر شوند.
مشكل كمبود و گراني كاغذ و نيز نبود راهبرد حمايتي خاص از نشريات و نيز كمبود افراد كارشناس و نخبه در عرصه خبررساني از عمدهترين مشكلات نشريات اردبيل هستند علاوه بر اين نهادهاي متعدد هم توجه مناسبي به اين نشريات ندارند و معمولا به چشم آگهي چاپ كن به اين نشريات مينگرند.يكي ديگر از مشكلات نشريات استان اردبيل هم، نبود كارخانجات قوي است كه بتوانند يا بخواهند حمايت مالي از آنها داشته باشند.
در بررسي مسايل نشريات محلي اردبيل بايد به يك موضوع ديگر هم اشاره كرد؛ نشريات محلي نماينده آداب و رسوم و به طور كلي فرهنگ آن منطقه هستند. در اين ميان نشرياتي موفقترند، كه توانستهاند با تكيه بر منابع بومي مطالب مفيدتري را ارائه دهند. دريافتهاي بومي به تقويت اذهان مردم آن منطقه ميانجامد و درهاي جامعهپذيري را ميگشايد. بدون اين شاخصه، نشريه بومي با يك نشريه سراسري تفاوتي ندارد.
تمام هارموني يك نشريه محلي در اين خلاصه ميشود كه زيرساخت تعلق به خرده فرهنگ محلي را به دست فراموشي نسپارد. دستاندركاران اين نشريه بايد به خاطر بسپارند كه رسالت روزنامهنگاري حرفهاي آنها وابستگي مستقيمي با اصل برقراري ارتباط با مخاطبان بومي دارد. رويكرد جهتگيري آن نشريه، روتيترها و سرفصلهاي خاص آن نشريه بايد همگون با محيطي باشد كه گستره توزيع و انتشار در آن مكان دارد.
اين كه اين مسايل چقدر در نشريات اردبيل رعايت ميشود جاي سئوال دارد. در اين استان همانند برخي ديگر از استانها نشريات سياه و سفيد چهار صفحهاي وجهه چندان جالبي را از يك استان فرهنگمدار نميتوانند ارائه دهند. و اين موضوعي است كه مسئولان، روزنامهنگاران و دلسوزان استان بايد مدنظر داشته باشند.
اينروزها بحث پرداخت حقالزحمه به خبرنگاران هم بهعنوان يك مشكل عمومي در مطبوعات مطرح است كه البته اين بحث مختص نشريات محلي نيست. در اين ميان خانه مطبوعات بهعنوان تنها ارگان صنفي روزنامهنگاران استان اردبيل مطرح است و اين نهاد درصدد است تا پيگير امنيت شغلي روزنامهنگاران باشد. اقدامات اين نهاد براي استان اردبيل موثر اما بسيار ناكافي بوده است و روزنامهنگاران اردبيل هنوز از ابتداييترين مسايل رنج ميبرند.
اغلب نشريات محلي در استان اردبيل به نوعي بر اثر موانع اقتصادي حالت ايستايي و سكون را تجربه ميكنند و با تداوم اين شرايط، روزنامهنگاران استان اميد چنداني به بهبود شرايط نخواهند داشت.
در اين ميان قاسم محمدي نماينده اردبيل در مجلس شوراي اسلامي كه اتفاقا خود نيز يك روزنامهنگار است و مديرمسئولي يك نشريه محلي و يك مجله تخصصي سراسري را برعهده دارد معتقد است كه بايد براي نشريات استان فكري اساسي كرد.
وي كه از نزديك با مشكلات نشريات محلي آشنايي دارد، اميدوار است تا نهادهاي متولي فرهنگي به تدوين راهبردي مشخص در اين زمينه اقدام كنند.وي ادامه ميدهد: به اعتقاد من نشريات محلي در سراسر كشور از لحاظ ساختاري و پرسنلي دچار ضعف و كمبود امكانات هستند .
اما با اين وجود در سطح ميثاق و اهداف موفق بوده و ديدگاه محلي را دنبال نمودهاند و اين نشاندهنده اين است كه مطبوعات محلي گرچه با مشكلات و كمبود اعتبارات و منابع رو به رو بوده اند اما اين امر نتوانسته است مانع از خدمت آنان به روند توسعه محلي و منطقهاي شود. البته در اين ميان بايد توجه به مشكلات منطقهاي بيش از گذشته الويت داشته باشد.
اين يك تعارف نيست. واقعيتي است كه كارشناسان علم ارتباطات روي آن تاكيد دارند.
به اعتقاد بسياري از محققان علوم ارتباطات، آينده متعلق به رسانهها و نشريات بومي است و قدرت اثر بخشي آنان بسيار بيشتر از ساير رسانههاي همجنس خود خواهد بود. جامعه شناسان ارتباطات معتقدند نشريات محلي به دليل كاركردهاي ويژه خود در حوزه مسايل بومي عمدهترين نقش را در شكل گيري رفتارهاي اجتماعي در پايهايترين سطح دارا هستند و در نحوه قضاوت و عكسالعمل مردم در سطوح ملي و بينالمللي نيز از اين رهگذر، به شكل غيرمستقيم نقشآفريني ميكنند.
بر اين اساس روزنامه نگاران با انگيزه اردبيلي، در انتظار آينده بهتر، همچنان و با وجود مشكلات فراوان، قلمهايشان را به كار گرفتهاند و به تداوم يك راه پرفراز و نشيب ميانديشند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|