چهارشنبه 20 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث همسرکشي براي رهايي از زندگي فلاکت بار

 
 

دوشنبه 22 تير 1388

همسرکشي براي رهايي از زندگي فلاکت بار

 
 

زماني که پرونده قتل هاجر 66ساله در دادسراي جنايي تهران گشوده شد هيچ کس فکر نمي کرد قاتل با انگيزه رهايي اين زن از فقر دست به جنايت زده باشد.

مردي که به خاطر بيکاري و از دست دادن دارايي اش همسر خود را به قتل رسانده بود تا او را از زندگي فلاکت بار نجات دهد روز گذشته در جلسه محاکمه توضيح داد چطور فقر زندگي اش را به نابودي کشاند.
اين مرد 62ساله که علي اصغر نام دارد از مدت ها قبل به دليل نقص عضو ديگر نتوانست زندگي اش را اداره کند و براي رهايي از اين فقر همسرش را به قتل رساند. وي مدعي است قصد داشته خودش را هم بکشد اما جرات اجراي نقشه اش را پيدا نکرده است.
زماني که پرونده قتل هاجر 66ساله در دادسراي جنايي تهران گشوده شد هيچ کس فکر نمي کرد قاتل با انگيزه رهايي اين زن از فقر دست به جنايت زده باشد.
جسد هاجر در حالي پيدا شد که مطابق گزارش متخصصان پزشکي قانوني حدود پنج روز از مرگ وي مي گذشت و جسد در حال متلاشي شدن بود. مرگ هاجر توسط صاحب يک مسافرخانه به پليس گزارش شد.
اين مرد پس از حضور ماموران در محل حادثه گفت؛ حدود 13روز مي شد که هاجر و شوهرش براي زندگي به مسافرخانه من آمده بودند. شب قبل از اينکه جسد را پيدا کنم علي اصغر شوهر هاجر را ديدم.او از مسافرخانه بيرون رفت و دوباره برگشت. پريشان بود. من اهميتي ندادم و گفتم شايد درگير يک مساله خانوادگي است. تا اينکه ساعت چهار صبح دوباره از اتاقش خارج شد و رفت. به من گفت زود برمي گردد اما تا به حال مراجعه نکرده است.
وي ادامه داد؛ صبح براي نظافت وارد اتاق شديم و جسد هاجر را در آنجا پيدا کرديم. به نظر مي رسيد شوهرش مي دانسته او مرده است.
ماموران ساعاتي بعد از اظهارات مدير مسافرخانه علي اصغر را شناسايي و او را دستگير کردند. اين مرد مدعي شد به دليل فقر شديد همسرش را به قتل رسانده و نمي خواسته او بيشتر از اين عذاب بکشد.
مرد 62ساله به پليس گفت؛ مدت ها بود که دارايي ام را از دست داده بودم. پولي براي زندگي کردن نداشتيم و سال هاي زيادي بود که همسرم به اين شيوه زندگي مي کرد. اين اواخر حتي وسايل خانه را هم فروختم و خرج کردم. من هاجر را عذاب داده بودم و مي خواستم او را از اين ناراحتي رها کنم. اين مرد مدعي شد قصد داشته خودش را هم در سد کرج غرق کند اما زمان اجراي نقشه ترسيده و عقب کشيده است.
روز گذشته جلسه محاکمه علي اصغر در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد و بعد از اينکه اللهيار شکاري نماينده دادستان تهران از کيفرخواست دفاع کرد و خواستار مجازات متهم شد فرزند وي در برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ من از قصاص پدرم گذشت مي کنم و مي دانم او به دليل فقر زياد مادرم را به قتل رساند.
وي گفت؛ من تنها فرزند خانواده هستم و از زماني که به ياد دارم پدرم در فقر به سر مي برد و در نهايت اين فقر مادرم را از ما گرفت. البته آنها اختلاف داشتند اما اين اختلاف در حدي نبود که پدرم مادرم را به قتل برساند. آنها مثل زن و شوهر هاي ديگر با هم دعوا و بعد هم آشتي مي کردند. مادرم زن بسيار ساده يي بود و پدرم به دليل بيکاري و فقر شديد دچار بيماري رواني شده و تحت درمان بود که بنا به دلايلي بعد از مدتي درمان را رها کرد.
اين جوان افزود؛ مدتي قبل از اين حادثه پدر و مادرم چون خانه و زندگي شان را از دست داده بودند به خانه من آمدند. چند روزي در آنجا بودند اما به دليل اختلافاتي که پيش آمد مجبور شدند منزل من را ترک کنند. آنها نمي خواستند زندگي من از بين برود و چون همسرم تهديد کرده بود از من جدا مي شود پدر و مادرم ديگر در خانه ام نماندند و به مسافرخانه رفتند. با توجه به اينکه من مي دانم پدرم در چه شرايط روحي و رواني قرار داشته است بدون هيچ چشمداشتي از او مي گذرم و انتقام جويي نمي کنم.در ادامه متهم در جايگاه حاضر شد.
وي گفت؛ قبول دارم که همسرم را کشتم و از کرده خودم پشيمان هستم. من در آن لحظات نمي دانستم چه مي کنم و کنترل خودم را از دست داده بودم.
وي در مورد اينکه چطور با همسرش آشنا شده بود، گفت؛ همسرم شش سال از من بزرگ تر بود. او خواهر يکي از دوستان من بود و روابط نزديک من با دوستم باعث شد با خواهرش ازدواج کنم. من همسرم را دوست داشتم. زندگي خوبي هم داشتيم اما به دليل فقر شديد زندگي مان به هم ريخت. من تراشکار بودم و در يک کارگاه کار مي کردم. مدتي بعد تراشکاري ورشکسته شد و من بيکار شدم. جاي ديگر مشغول به کار شدم. حقوق بسيار کمي دريافت مي کردم. در يک حادثه که حين کار برايم به وجود آمد دچار نقص عضو شدم و ديگر نتوانستم کار کنم. روز به روز زندگي من بدتر مي شد.
وي ادامه داد؛ در تمام سال هايي که کار مي کردم فقط براي مدتي کوتاه بيمه ام رد شده بود. به همين خاطر بيمه بيکاري و ازکارافتادگي به من تعلق نگرفت. به هر دري زدم نتوانستم کار جور کنم. کسي به يک انسان ناقص شغل نمي داد. تا زماني که پسرم با ما بود زندگي مان را مي گذرانديم، هرچند به سختي اما به هر حال مي گذشت. پسرم که ازدواج کرد زندگي برايم دشوارتر شد. در چند سال گذشته کم کم شرايط آن قدر بد شد که مجبور شدم وسايل خانه را بفروشم و پولش را خرج کنم. به همسرم چند ميليون تومان ارث رسيده بود. مقداري از آن را هم خرج کرديم تا بتوانيم زنده بمانيم. چون در خانه پسرم هم نتوانستم زندگي کنم، تصميم گرفتيم به شمال کشور برويم و در آنجا خانه يي اجاره کنيم. با پولي که برايمان مانده بود اين کار هم غيرممکن شد. تا اينکه مجبور شديم براي مدتي به مسافرخانه برويم. چند روزي که گذشت همسرم ديگر نتوانست شرايط را تحمل کند. مرتب با من دعوا مي کرد و مي گفت چرا بايد هميشه در اين وضعيت باشيم. او به من مي گفت اين چه وضع زندگي است و چرا بايد در سال هاي پيري اين طور آواره شود و در مسافرخانه زندگي کند. ديگر راهي برايم نمانده بود. تصميم گرفتم به اين وضعيت پايان بدهم. روز حادثه بيرون رفتم. شام و مقداري هم دارو خريداري کردم. قرص هاي ... را که 20 عدد بود در مقابل چشمان همسرم در ليوان آب حل کردم. آن را به همسرم دادم. وقتي قرص ها را خورد، بيهوش شد. سپس من بالش را روي دهانش گذاشتم و او را خفه کردم. جسد در اتاق مانده بود و نمي دانستم چه بايد بکنم. اشتباهم اين بود که خودم را نکشتم. من بايد خودم را از بين مي بردم. البته قصد داشتم هم خودم و هم همسرم را بکشم و به همين خاطر هم اول او را به قتل رساندم. دلم نمي خواست همسرم بيشتر از اين عذاب بکشد.
من مي خواستم او را از رنجي که داشت، نجات دهم. بعد از قتل او نتوانستم خودم را از بين ببرم و حالا در اينجا هستم.
در ادامه جلسه دادگاه فهيمه حاج محمدعلي وکيل مدافع متهم در جايگاه حاضر شد.
وي با اشاره به زندگي موکلش گفت؛ فقر در اين خانواده آنقدر شديد بوده که موکلم دچار بيماري شديد روحي شده است و بعد از مدتي به دليل همين فقر نتوانسته درمانش را ادامه دهد و حتي درمان را ترک کرده است. او يک قاتل حرفه يي نيست و تحت شرايط خاص مرتکب قتل شده است.
بعد از پايان جلسه محاکمه هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران (عزيزمحمدي، رحيمي، محمدي کشکولي، ملکي و سري) براي صدور راي دادگاه به لحاظ جنبه عمومي جرم وارد شور شدند.

 
 

اعتراف پدر و پسر به قتل زن و شوهر سالخورده
شلیک پسر خشن به زندگی پدر
کشف جسد يک نوزاد در ترمينال

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار