 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
همشهری انلاین , يكشنبه 28 تير 1388 |
|
از توليد به مصرف
|
| | | |
 | به جاي«جنگشناسي»، 22سال است كه داريم«جنگسرايي» و«جنگاحساسي» تحويل مردم ميدهيم و عملاً تبليغات جنگ پس از جنگ هم ادامه پيدا كرده است. | 
خبر آمد كه صدا و سيما عزم را جزم كرده كه براساس كتاب «دا»، نمايشنامه راديويي بسازد .اين خبر را حجتالاسلام والمسلمين موسوي مقدم، معاون امور پارلماني و استانهاي رسانه ملي اعلام كرده است. البته ايشان از دا بهعنوان رمان ياد كردهاند كه در همين قدم اول، بايد خواهش كرد و به يادشان آورد كه اين كتاب رمان نيست.
اين كتاب، واقعي است. واقعاً آنچه در دا روايت شده اتفاق افتاده و خاطرهنگار كتاب، خانم سيدهاعظم حسيني، هزار ساعت نوار از خاطرات سيدهزهرا حسيني پر كرده است.
البته اين فقط مشكل آقاي موسوي نيست؛ چندي پيش در ضميمه روزنامه اعتماد، مطلبي از شاعر ارجمند معاصر آقاي هيوا مسيح خواندم كه ايشان نيز اين «سهو» را مرتكب شده بودند و دا را رمان قلمداد كرده بودند.
اين سهو، سهو كوچكي نيست، زيرا اين كتاب، خاطره است و يكي از اساسيترين نكات در ثبت خاطرات، از منظر تاريخ شفاهي، استناد آن است؛ وقتي كتاب را رمان ميخوانيم با همين يك كلمه، كل زحمتهاي طاقتفرساي خاطرهنگار و راوي را بر باد دادهايم.
اما اصل سخن: قرار است 30 قسمت 30 دقيقهاي نمايش راديويي براساس اين كتاب ساخته شود.
جاي نگراني دارد؛ نگراني زياد. آخر اغلب نمايشنامههاي راديو، معالاسف ضعيف هستند و برخي بسيار ضعيف. آنوقت حيف نيست كه چنان كتابي را كه حقاً حادثهاي منحصر بهفرد در مكتوبات جنگ بهشمار ميرود، در روند ضعيف نمايشنامههاي راديويي به مسلخ ببريم؟ صدا و سيما، حقاً متخصص زخمي كردن پروژههاي بزرگ بوده است. به ياد بياوريم كه پروژه زندگي امام حسن(ع) را به آقاي فخيمزاده سپردند، صرفاً چون رئيس وقت سازمان، علاقه شخصي به ايشان و فيلمهايشان داشت. وقتي يك ملودرامساز، كار تاريخي آن هم پروژه حساسي مثل تنهاترين سردار را بهعهده بگيرد، حاصل كار همان ميشود كه ديديم. مثال ديگر يوسف پيامبر(ع) است كه حقاً آقاي سلحشور، داد اين كار را به تمامي داد. بگذريم.
بهنظر ميرسد كه اگر آقايان به سمت كتاب دا بروند، عليالقاعده اين پروژه هم زخمي خواهد شد كه همينجا عاجزانه مسألت ميكنيم كه: مرا به خير تو اميد نيست، شر مرسان.
اساساً چرا نميگذاريد كه اين كتاب، مسير طبيعي خود را طي كند؟ مسير طبيعي چيست؟ واضح است. يك «خاطره نگاشته» طولاني و بسيار جزئينگر كه روي نثرش هم شديداً كار شده است، ناگهان با اقبال انبوه مخاطب روبهرو ميشود؛ بهطوريكه در كمتر از يكسال به چاپ هفتادم ميرسد. اين فروش، بايد همچنان ادامه پيدا كند تا پس از چند سال، آرامآرام در ذهن جامعه كتابخوان رسوب كند.
بخشي از اين جامعه كتابخوان، نويسندگان و هنرمندان هستند. پس از چند سال، بهطور طبيعي خواهيم ديد كه رمانها، شعرها، نمايشنامهها يا فيلمنامههايي با اقتباس از اين اثر يا الهامگيري از آن نوشته خواهند شد. در قدم بعدي ممكن است فيلمها يا تئاترهايي ساخته و اجرا شوند كه ربطي دور و غيرمستقيم به آن داشته باشند.
اثري كه اين كتاب روي خوانندگان ميگذارد و مدام همه به هم توصيه خواندن و خريدن آن را ميكنند، دقيقاً بهخاطر آن است كه يك «خاطره» است و بس. واقعي است و براي نخستين بار در متن يك بيان معتقدانه، تمام نكبت و سياهي جنگ را بر آفتاب مياندازد. پاستوريزه نيست و فاجعه را بهجزئيترين و سختترين شكل توصيف ميكند. عواطف كتاب، عواطف طبيعي است؛
چرا كه راوي خود، خانواده و همشهريانش قرباني جنگ شدهاند اما برخلاف روند موجود ادبيات و هنر جنگ، از مرثيهسرايي و دامنزدن به احساسات پرهيز دارد و در يك كلام، اين كتاب، عطش جامعه را نسبت به «واقعيت» جنگ نشان ميدهد.
به جاي «جنگشناسي»، 22سال است كه داريم «جنگسرايي» و «جنگاحساسي» تحويل مردم ميدهيم و عملاً تبليغات جنگ پس از جنگ هم ادامه پيدا كرده است.
اين كتاب، اميدها را براي تغيير اين روند، زنده كرده است. اكنون با تلاش فرمايشي براي تبديل سريع آن به قالبهايي كه همه با «تخيل» سر و كار دارند و عملاً دوباره به جنگسرايي و جنگاحساسي ميافتند، به نقض غرض دچار ميشويم. حال اين شما و اين كتاب دا. ببينيم اين يكي هم مصرف ميشود يا نه؟
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|