 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
اعتماد , چهارشنبه 31 تير 1388 |
|
محاکمه غيابي يک مرد به اتهام قتل همسر دوم
|
| | | |
 | مردي که همسر دوم خود را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود به صورت غيابي در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد. |  مردي که همسر دوم خود را با ضربه چاقو به قتل رسانده بود به صورت غيابي در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد.
13 آذر ماه سال 85 به ماموران پليس خبر دادند زني جوان به نام فاطمه مجروح و به بيمارستان منتقل شده است. دقايقي بعد ماموران در محل حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز کردند. پليس متوجه شد ضارب رضا شوهر اين زن است و بعد از درگيري همسرش را به بيمارستان منتقل کرده است.
دو روز بعد از اين حادثه پزشکان خبر دادند فاطمه به دليل جراحت وارده بر قلبش فوت شده است. بنابراين پرونده يي که براي رضا تشکيل شده بود به پرونده قتل تبديل شد و کارآگاهان جنايي تحقيقات در اين خصوص را به دست گرفتند. رضا گفت؛ فاطمه همسر دوم من بود. آپارتماني براي او اجاره کرده بودم و بعضي شب ها به خانه او مي رفتم و آنجا بودم تا اينکه يک شب مثل هميشه به خانه همسر دومم رفتم. جلوي در، نگهبان به من گفت فرد ديگري هم به اين خانه رفت و آمد مي کند. اين طور شد که همسرم را به قتل رساندم. با توجه به گفته هاي اين مرد و انجام تحقيقات ديگر پرونده تکميل و با صدور کيفرخواست به دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. رضا در جلسه اول محاکمه توضيح داد چطور با فاطمه ازدواج کرد و چه اتفاقي افتاد که او را به قتل رساند.
وي گفت؛ من فاطمه را بسيار دوست داشتم. به همين خاطر هم با وجود داشتن همسر با او ازدواج کردم. شب حادثه به خانه يي که براي فاطمه اجاره کرده بودم رفتم. جلوي در نگهبان جلوي من را گرفت و پرسيد کجا مي روي. من نام فاطمه را آوردم اما نگهبان اجازه نداد و گفت فاطمه زني تنهاست و هر کس نمي تواند به منزل او برود. من به ناچار خودم را به او معرفي کردم و گفتم شوهر فاطمه هستم.
وي ادامه داد؛ مرد نگهبان با تعجب به من نگاه کرد و گفت مرد ديگري هم به خانه فاطمه رفت و آمد دارد و مي گويد همسر او است. از شنيدن اين حرف به شدت ناراحت شدم. با عصبانيت بالا رفتم، قصد کشتن فاطمه را نداشتم و فقط از او بابت حرفي که مرد نگهبان گفته بود توضيح خواستم.
فاطمه با عصبانيت به من گفت به تو ربطي ندارد و از اين به بعد هر کاري که بخواهم مي کنم. او طوري رفتار مي کرد که انگار من اشتباه کرده ام. از او خواستم درباره رفتارش توضيح دهد. با اين حال خودم را کنترل کردم و به فاطمه گفتم اگر توضيح دهد مي توانيم اين مشکل را حل کنيم. فاطمه به آشپزخانه رفت و چاقويي برداشت و به سمت من حمله کرد. من هم چاقو را از او گرفتم و يک ضربه به او زدم تا بتوانم جلوي حمله او را بگيرم.
رضا ادامه داد؛ من نمي خواستم فاطمه بميرد به همين خاطر هم او را خيلي سريع به بيمارستان رساندم که متاسفانه به دليل پارگي قلبش فوت شد.در ادامه جلسه دادگاه از مرد سرايدار تحقيق شد.
اين مرد گفت؛ من چندين بار با مقتول روبه رو شده بودم. او رفتار هاي مشکوکي داشت، به همين خاطر هم از افرادي که به خانه اش رفت و آمد داشتند درباره نسبت شان با او سوال مي کردم. در اين ميان مردي بود که خيلي به خانه او رفت و آمد مي کرد. وقتي از وي پرسيدم با فاطمه چه نسبتي دارد به من گفت شوهرش است. چون زياد به خانه او مي رفت من واقعاً فکر مي کردم همسرش است. تا اينکه شب حادثه رضا آمد. اين بار او مدعي شد شوهر فاطمه است. من هم به او گفتم شوهر فاطمه مرد ديگري است و او دروغ مي گويد. بعد فاطمه و رضا با هم درگير شدند و اين اتفاق افتاد. با اينکه خانواده فاطمه ابتدا تقاضاي قصاص کرده بودند اما بعد از مدتي اعلام کردند از خون دامادشان مي گذرند.
به اين ترتيب رضا با قرار وثيقه از زندان آزاد شد و 30 تير- ديروز- براي او وقت محاکمه به لحاظ جنبه عمومي جرم تعيين شد. ديروز با توجه به اينکه رضا در دادگاه حاضر نشده بود هيات قضات به صورت غيابي او را محاکمه کردند.
به جاي رضا وکيل مدافع او در برابر اتهام وارده دفاع کرد و گفت؛ رضا قصد قتل نداشته و با توجه به اينکه همسر او با فرد ديگري رابطه داشت در اين رابطه با همسرش صحبت مي کرد که در اين هنگام مقتول به سمت او حمله کرد.
اگر فاطمه به رضا حمله نمي کرد او مجبور به دفاع از خود نمي شد.با پايان يافتن جلسه محاکمه هيات قضات وارد شور شدند و رضا را در حالي که غايب بود به حبس محکوم کردند. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|