 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسکانیوز , شنبه 10 مرداد 1388 |
|
سومین حکم اعدام برای قاتلان زوج سرایدار
|
| | | |
 | امروز قاتلان زوج سرایدار برای سومین بار در دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شدند. |  امروز قاتلان زوج سرایدار برای سومین بار در دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شدند.
بامداد هفتم شهریور 1382 با پیدا شدن پیکرهای زن و شوهری جوان به نامهای «رقیه» و «جلال» درون اتاق سرایداری شرکت «درسا شیمی» در «اشتهارد» کرج ، تحقیق پلیس برای کشف راز جنایت آغاز شد.
بررسیهای مقدماتی نشان میداد زوج نگون بخت از مدتی پیش به عنوان سریدار در آن شرکت زندگی میکردند و «رقیه» با چاقو و «جلال» به وسیله چوب کشته شده بودند . همچنین به هم ریختگی صحنه جرم و نحوه ورود عامل یا عاملان جنایت به شرکت ، حاکی از این بود که با این مکان آشنایی داشتند و احتمالا از آشنایان زوج سرایدار بودند.
کارآگاهان احتمال میدادند قاتلان دو مرد هستند و بر اساس همین فرضیه به شناسایی کسانی پرداختند که با زوج سرایدار در ارتباط بودند.
پلیس بیش از 10 مظنون را در این رابطه دستگیر کرد و متوجه شد پسر عموی «جلال» که «نعمت» نام دارد بارها در شرکت دیده اما پس از مرگ زوج نگون بخت به طرز مرموزی ناپدید شده بود.
با کشف این سرنخ ، متهم تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد.سپس پلیس به بازرسی خانه او پرداخت و مرد جوان که ابتدا خود را بی گناه می خواند با دیدن لباس های خونآلود و مقداری از طلاهای مالباخته در کمد خانهاش به ناچار لب به بیان حقیقت گشود.
«نعمت» گفت : از زبان «جلال» شنیده بودم که در خانهاش هفت میلیون تومان پول نقد دارد و میخواهد ماشین بخرد.وقتی این موضوع را با یکی از دوستانم به نام «علی» در میان گذاشتم فکر سرقت پولهایش به ذهنمان خطور کرد.
وی ادامه داد : آن شب ، من و «علی» از ساعت 11 شرکت را زیرنظر گرفتیم و ساعت دو صبح متوجه شدیم «جلال» و همسرش خوابیده اند.در دومین مرحله نقشه ، سیم تلفن را قطع کردیم و وارد شرکت شدیم.پس از آن قرار شد هر کدام از ما به سراغ یکی برویم و همزمان زن و شوهر را به قتل برسانیم.
مجرم اضافه کرد : زمانی که وارد اتاق خواب شدیم من با چاقو به «رقیه» حمله کردم و «علی» با چوب به سر «جلال» زد. پس از این که مطمئن شدیم زن و شوهر مرده اند به جست وجو در اتاقها پرداختیم اما هیچ اثری از پول نبود.برای همین چند النگو را که در دست «رقیه» بود به همراه موتور شوهرش دزدیدیم و فرار کردیم.
با این اعترافها «علی» هم خیلی زود به زانو درآمد و مجرمان در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.در ابتدای آن نشست «قریشی زاده» به عنوان نماینده دادستان ، کیفرخواست را خواند و هر دو مجرم به قصاص نفس - مرگ - محکوم شدند.
این رای به خاطر برخی ابهام های قضایی در پرونده ، دو بار در دیوان عالی کشور نقض شد و امروز جانیان در شعبه 71دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی «نورا... عزیزمحمدی» دفاع از خود پرداختند.
ابتدا محمد شادابی - نماینده دادستان - کیفرخواست را خواند و قاضی از «علی» پرسید : قبول داری که «جلال» را با چوب کشتی؟
*مجرم : نه قبول ندارم . من «جلال» را نکشتم فقط با او درگیر شدم و به زمین زدم همین.به خاطر فقر بود که دستم به دزدی آلوده شد.
*قاضی : شما از قبل نقشه جنایت را کشیده بودید ، درست است؟
*علی : نه نقشه قتل در کار نبود. من «جلال» و زنش را نمی شناختم و با آنها دشمنی نداشتم.
«نعمت» هم اظهار داشت : دچار عذاب وجدان هستم و امیدم به خدا و اولیای دم است.
در پایان ، هیئت قضایی به شور نشست و به اتفاق آرا ، مجرمان را برای سومین بار به اشد مجازات محکوم کرد . رای تا 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی است. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|