 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خراسان , چهارشنبه 21 مرداد 1388 |
|
کلاف سردرگم
|
| | | |
 | «سیروس مقدم» از جمله کارگردانان تلویزیون است که با ساخت آثار مخاطب پسند و در دست گرفتن نبض بینندگان، در سال های اخیر مجموعه های پرطرفداری را روانه آنتن پخش کرده است.
|  چند سالی است که تلویزیون برای جذب مخاطب بیشتر، ساخت و پخش مجموعه های شبانه را در دستور کار خود قرار داده است. تابستان امسال نیز پخش شمار زیادی از این دست مجموعه ها، بینندگان مختلف شبکه های گوناگون سیما را، پای جعبه جادویی کشانده است. «سیروس مقدم» از جمله کارگردانان تلویزیون است که با ساخت آثار مخاطب پسند و در دست گرفتن نبض بینندگان، در سال های اخیر مجموعه های پرطرفداری را روانه آنتن پخش کرده است.
سریال های «نرگس»، «پیامک از دیار باقی»، «پرواز در حباب»، «دریاییها»، «اغما»، «ریحانه»، «عروج» و «روز حسرت» گواه این ادعاست که مقدم در تلاش برای جذب مخاطب موفق بوده است. وی تابستان امسال نیز با سریال «رستگاران»، کوشیده است تا مخاطب گریزان از تلویزیون را، پای جعبه جادو بکشاند. بهره گیری از بازیگران مشهور و صاحب نامی چون «آتیلا پسیانی»، «پوریا پورسرخ»، «صبا کمالی»، «روناک یونسی»، «عباس امیری» و... «رستگاران» را مجموعه ای پرمخاطب معرفی می کند.اما «سیروس مقدم» با توجه به تجربه های فراوانی که در زمینه ساخت سریال های اجتماعی دارد، متاسفانه نتوانسته است در «رستگاران» هم چون دیگر آثارش، نظر مثبت بینندگان سخت پسند و هوشمند را جلب کند. مهم ترین ایرادی که می توان به این مجموعه گرفت این است که شخصیت های اثر، هویت مند نیستند.
اگرچه دامنه داستان «رستگاران» به موضوع کلاهبرداری معطوف شده، اما هیچ کدام از آدم های سریال حرفه ای ندارند که در کنار آن، شخصیت مشخصی را برای خود تعریف کنند. بسیاری از شخصیت های «رستگاران»، حرفه مشخصی ندارند و مشخص نیست از کجا گذران زندگی می کنند. در حالی که باید کسب و کار آدم های قصه، خط زندگی آن ها را برای مخاطب روشن کند. در حالی که این شخصیت ها -که بیشتر به «تیپ» شبیه اند- بی شناسنامه در تار و پود قصه تنیده شده اند. «رستگاران» هم چون برخی سریال های سال های اخیر تلویزیون، روایت گر داستان بدبختی ها و تلاش و سخت کوشی های زنی است که در شهری بی در و پیکر و پر از گرگ های آدم نما در پی سرنوشت خویش است.داستانی کلیشه ای و نخ نما که نمونه های آن را در مجموعه هایی چون «بیداری»، «نرگس»، «طلسم شدگان» و... شاهد بوده ایم. سیروس مقدم در «رستگاران»، به مقوله «اخلاق» می پردازد. اما باید توجه داشت آن چه بیشتر آثار با مضامین اخلاقی را با شکست و ناکامی مواجه می سازد، آفت سطحی پردازی، شعاری بودن آدم ها و حرف ها، داستان تکراری و کلی گویی است.
پرداخت نه چندان عمیق شخصیت ها و گره افکنی های ساده انگارانه در بیان مسائل اجتماعی، این سریال را به ورطه ساده انگاری و ساده پسندی کشانده است. «رستگاران» داستان آدم هایی است که اگرچه هر کدام ماجرایی دارند، اما به سبب شتابزدگی در پرداخت، سرنوشت آن ها بین زمین و آسمان معلق است. «خجسته» با آن که چادری بر سرش انداخته است و تلاش می کند تا نماد زن مومن، فداکار و مسلمان ایرانی باشد، بیشتر به نمونه های مشابه قهرمانان فیلم های اکشن خارجی شبیه است. او یکه و تنها با تمامی مشکلات می جنگد، دشواری ها را به جان می خرد، برچسب توهین و افترا به او زده می شود. اما سرانجام نیز تنها پیروز میدان است، این یکسو نگری تا بدانجا پیش می رود که او به حمایت از «پونه» برمی خیزد که از خانه گریزان شده، در حالی که در قسمت های نخست، مدام وی را مورد عتاب و سرزنش قرار می داد. داستان سریال «رستگاران» از اعتماد «شایسته» به «احمدرضا» و وکالتی که برای ادامه انجام تعهدات درخصوص ساخت و ساز واحدهای ساختمانی به او واگذار شد، آغاز می شود.
اما غیبت ناگهانی «احمدرضا» فضایی سرشار از سوءتفاهم، تضاد و تناقض های رفتاری و گفتاری را، برای شخصیت های بی هویت داستان فراهم می آورد. در حالی که فضای داستان علیه «احمدرضا» است و «شایسته» و مالباختگان، همگی در جست وجوی وی و محاکمه اش هستند و او را کلاهبردار می دانند، «خجسته» از شهرستان می آید و از راه های مختلف و ترفندهای متفاوت -که گاه به تناقض گویی ها و کور شدن نقاط روشن سریال می انجامد- در پی یافتن حقیقت برمی آید. اگر «رستگاران» که مضمونی اخلاقی- اجتماعی دارد، در قالب ساختار و روایتی دراماتیک و جذاب ارائه می شد، بی شک تا این حد موجب سردرگمی مخاطب نمی شد. اما اکنون به سبب کارگردانی شتاب زده، بیننده درمی ماند که کدام گره ای را که مقدم، برایش انداخته است بگشاید؛ هرچند تعلیقات و گره افکنی های سریال، پیش تر در ذهن مخاطب باز شده است.
متاسفانه مقدم در پردازش روایت، کارگردانی، تصویربرداری، تداوم نماها و میزانسن ها، نورپردازی و طراحی صحنه و لباس، نتوانسته است جلوه ای باورپذیر از داستانش را برای بیننده فراهم کند تا او را به درک و رهیافتی جدید، از ماهیت داستان و آدم هایش برساند. اگر به خاطر داشته باشید، در سکانس آغازین «رستگاران» ارتباط ناگهانی و تصادفی «خجسته» با «پونه» از طریق سرقت کیفش، به هیچ وجه برای مخاطب باورپذیر و منطقی نمی نماید. از طرفی نیز خجسته در قسمت های نخست با مشکلات و موانعی مواجه می شود که زمینه همگامی مخاطب با داستان را، کم رنگ می کند. غیبت «احمدرضا»، اتهام کلاهبرداری به وی، تردید «خجسته» در ازدواج مجدد «احمدرضا» و... از آن جمله است.مهم ترین نکته هر سریال و به ویژه کارگردانی، شخصیت پردازی باورپذیر و صحیح و سنجیده است. موضوعی که مقدم به سادگی، از کنار آن گذشته است. شخصیت تک بعدی «خجسته» و این که او هیچ گاه در قضاوت هایش اشتباه نمی کند و وجه منفی در شخصیت وی نمود کم رنگی دارد گواه این ادعاست. همین توجه نکردن به جزئیات، دلیلی بر ضعف فیلم نامه «رستگاران» است.«سروان صادقی» رستگاران که مدام هم در حال آب خوردن با بطری است، نمی تواند نمونه مناسبی از یک پلیس ایرانی باشد زیرا هم چون وصله ای ناچسب به داستان تحمیل شده است. اگر قرار است اقتدار نیروی انتظامی به تصویر کشیده شود، این ویژگی باید از تمام ابعادش مورد توجه قرارگیرد.
اما مقدم در «رستگاران» ویژگی های خاصی برای پلیس داستانش طراحی نکرده و به همین سبب پلیس وی، بیشتر با همتایان فانتزی اش در فیلم های غربی برابری می کند. «رستگاران» با آن که از حضور بازیگران صاحب نام سود می برد، اما تنها تک مهره بازیگری سریال را باید «آتیلا پسیانی» دانست. بازیگری که اقتدار او در ایفای نقش های منفی، همواره درخشش ویژه ای داشته است. بازی وی در فیلم های «دوزن»، «نیمه پنهان»، «راه بی پایان»، «آب و آتش» و... و ایفای نقش های چند بعدی و باورپذیر دلیل این ادعاست. «آتیلا پسیانی» این بار هم به عنوان تک مهره تیم بازیگران «رستگاران»، به ویژه در مقایسه با سایر بازیگران که بازی تخت و یکدستی دارند، بازی درخور توجه و شایانی از خود ارائه می دهد. با وجود برخی دیالوگ های دلنشین و زیبای «رستگاران» بعضی دیالوگ ها و گفتارهایی که از زبان آدم های سریال نقل می شود، چندان دلنشین، منسجم و محکم نیست. حتی در برخی موارد بازیگران به جای گفتن دیالوگ در کسوت خطیب های بسیار بلیغ و فصیح، سخنرانی می کنند! اگر بخواهیم در مقام مقایسه برآییم، «رستگاران» در مواردی نسبت به برخی از سریال های قاب شیشه ای، یک سر و گردن بالاتر است. اما این هیچ گاه بدان معنا نیست که می توان از کنار ضعف های آشکار و پنهان سریال، به سادگی گذشت.
از طرفی داستان «رستگاران» آن قدرها هم پیچیده و چند لایه نیست که مخاطب در پی کشف لایه های متفاوت آن باشد. «زنی از شهرستان به تهران می آید تا همسرش را پیدا کند. غافل از آن که همسرش (احمدرضا) با مبلغ هنگفتی پول معلوم نیست چه بر سرش آمده است.» اما این خط اصلی و سرراست، به سبب پراکنده گویی ها و داستانک های فرعی، مخاطب را دچار سردرگمی ساخته است. در حالی که با وجود داستانی سرراست، دلیلی ندارد که کارگردان از طریق نماهای مختلف دوربین، نمایش حس و حال بازیگران و گره افکنی های دم دستی، از باورپذیری داستانش بکاهد. اصرار مقدم بر ارائه نکات اخلاقی -که در بیشتر موارد هم در قالب شعار بیان می شود- از ضعف هایی است که باید آن را متوجه فیلم نامه نویس «سعید نعمت ا...» دانست. اگر این موارد از طریق رفتار و کنش بازیگران و خلاقیت های حرفه ای آنان و گاه بداهه پردازی، صورت می گرفت ساده انگاری آن کمتر به چشم می آمد.
سیروس مقدم در «رستگاران» بر آن است تا از خودگذشتگی یک زن برای حفظ بنیان خانواده و تلاش وی، برای اثبات بی گناهی همسرش را به نمایش بگذارد. اما باید پذیرفت که این موضوع انسانی اگر با پرداختی مناسب و سنجیده، شخصیت پردازی باورپذیر، تعلیق و گره افکنی های بجا، دست کم نگرفتن مخاطب در همراهی با داستان، روایت پردازی صحیح و... همراه می شد تاثیرگذاری آن دوچندان می بود. موسیقی «رستگاران» چندان با مضمون آن هم خوانی ندارد و در بیشتر نماها، بر اثر سنگینی می کند و یک نواخت به نظر می رسد. قدرت همذات پنداری و اطلاعاتی که در هر قسمت از سریال به مخاطب داده می شود، باید به گونه ای باشد که او را از روند داستان آگاه کند. اما این اتفاق خوشایند به سبب اغراق در نمایش اخلاقیات در «رستگاران» نیفتاده است. به سبب پراکنده گویی ها در روایت داستان، چنانچه مخاطبی از قسمت های چهارم یا پنجم، بیننده این سریال شده باشد، کمتر در جریان داستان آن قرار می گیرد. از طرفی ریتم کند «رستگاران» این گمان را تقویت می کند که مقدم کیفیت کارش را، فدای کمیت -زمان- آن کرده است .
بی تردید در داستانی که به اصطلاح تم پلیسی آن پررنگ تر است، ضرباهنگ داستان باید تندتر باشد تا موجبات کسالت مخاطب را فراهم نیاورد. در این که سریال «رستگاران» هر شب مخاطبان بسیاری را برای پی گیری داستان و سرانجام آن، پای تلویزیون می کشاند، تردیدی نیست. اما «رستگاران» چونان کلاف سردرگمی است که با وجود برخی نقاط قوت، به سبب کاستی های فراوانی که ذکر آن رفت، نمی تواند انتظار سلیقه سخت پسند مخاطب فهیم رسانه تلویزیون را برآورده سازد. اوج و فرود داستان «رستگاران» به گونه ای تنظیم نشده که در هر قسمت، با یک تعلیق و گره افکنی، ذهن بیننده را برای پی گیری قسمت بعدی با خود درگیر سازد. از طرفی پرتعداد بودن شخصیت های داستان، تمرکز کافی را برای پی گیری وقایع از مخاطبش می گیرد. بیشتر شخصیت های «رستگاران» از جمله «دختر عصیانگر»، «زن جست وجوگر»، «مرد ثروتمند ورشکسته»، «جوان عاشق پیشه» و... کلیشه ای پرداخت شده است و گاه حذف آنان هیچ صدمه ای به داستان نمی زند و چون فاکتورهای جذابی برای آن ها درنظر گرفته نشده است نخ نما به نظر می رسند.متاسفانه «رستگاران» با وجود مخاطبان انبوهی که جذب خود کرده، فدای شتابزدگی فیلم نامه نویس و کارگردان و تهیه کننده شده است.
زیرا داستان چند قسمتی یک سریال را بیهوده کش دار و آن را به اثری طولانی مدت تبدیل کرده اند که ریتم، ضرباهنگ، اتفاق، حادثه و تعلیق کافی ندارد. «رستگاران» می توانست هم چون آثار دیگر سیروس مقدم، در کارنامه اش جایگاه خاصی داشته باشد، اما «شتابزدگی»، فرصت کافی را، برای پرداخت مناسب روایت و شخصیت ها از وی گرفته است.اگرچه «رستگاران» در انبوه سریال هایی که این شب ها در ساعات مختلف و از شبکه های گوناگون سیما به روی آنتن می رود، ممکن است مخاطب بیشتری داشته باشد، اما با قرار گرفتن در کنار سریال هایی چون «در چشم باد» و «شمس العماره» حرف قابل تأملی برای گفتن ندارد. سریالی که با وجود برخورداری از یک کارگردان مجرب، تیم بازیگری مناسب و فیلم نامه نویس و تهیه کننده حرفه ای، می توانست به نقطه عطفی در مجموعه سازی تلویزیون بدل شود، اما قربانی سیاست های تولید انبوه رسانه ملی شد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|