 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , دوشنبه 23 شهريور 1388 |
|
جذابيت عبور از زمان
|
| | | |
 | سريالهاي ماورايي، هم به لحاظ توليد و براي كارگردان تجربه جديدي بود و هم براي مخاطباني كه تاكنون با اين جنس از سريالها روبهرو نشده بودند.
|  از وقتي سريالهاي مناسبتي به عنوان يك آيتم جديد در تلويزيون مورد توجه قرار گرفت و متولد شد به طور كلي 3 ژانر طنز، اجتماعي و ماورائي ، درونمايه و مضمون اين مجموعه ها را شكل داد و به عنوان يك مدل مناسبتي در سريال سازي ها مورد استفاده قرار گرفت.
البته در اين ميان تنها ژانر ماورايي بود كه تجربه جديدي محسوب ميشد و ميتوان آن را محصول انحصاري سريالسازي مناسبتي قلمداد كرد. اگرچه برخي آن را در ذيل سينماي معناگرا تقسيمبندي كردند، اما خود اين اصطلاح آنقدر كشدار و بيكرانه بود كه نميتوانست به طور مطلق، معناگرايي را درمورد سريالهاي ماورايي نمايندگي كند.
سريالهاي ماورايي، هم به لحاظ توليد و براي كارگردان تجربه جديدي بود و هم براي مخاطباني كه تاكنون با اين جنس از سريالها روبهرو نشده بودند.
سريالهاي ماورايي در واقع تجسم بخشيدن به برخي باورها و انگارههاي مذهبي بود كه پيش از اين به دليل برخي ملاحظات فرهنگي و اعتقادي به قامت تصوير در نيامده بودند و بيشتر در ساحت مسائل انتزاعي يا تجربههاي دروني شناخته ميشدند، اما توليد اين ژانر موجب شد اين باورها و تصاوير انتزاعي، صورتي تجربي و بصري به خود بگيرند و از عالم انتزاعي به جهان انضمامي پاي گذارند، هر چند اين عالم جديد، جهان مجازي و خيالي باشد.
در واقع به واسطه فناوري، ايدئولوژي به تصوير كشيده شد و برخي از گزارههاي مذهبي مثل شيطان، عالم برزخ و مفهوم گناه و ايمان، شمايلي بصري يافت و از بيصورتي به صورتمندي بدل شد. بديهي است براي مخاطبي كه همواره تصويري ذهني و شخصي از اين مفاهيم داشت حالا تصويري مجازي و تلويزيوني از آنها را ميديد كه تماشاي آن براي هر بيننده مسلماني جذاب و هيجان انگيز بود.
عليرضا افخمي و سيروس مقدم نامهاي آشنايي هستند كه بيش از ديگران با اين ژانر گره خوردهاند و بيشتر آثاري كه درگونه ماورايي توليد شده به اين دو نفر وصل ميشوند بويژه عليرضا افخميكه هم تجربه كارگرداني اين آثار را در كارنامه خود دارد و هم ناظر كيفي و مشاور بودن را. سريال «او يك فرشته بود» افخمي اگرچه پس از «كمكم كن» دومين مجموعهاي بود كه به اين ژانر تعلق داشت، اما اولين اثري بود كه شيطان را به شكل بصري به تصوير كشيد.
استقبال مخاطبان از اين سريال موجب شد صدا و سيما براي تهيه و توليد چنين آثاري سرمايهگذاري بيشتري بكند و در اين روند تا سالهاي بعد ادامه يافت كه آخرين آن سريال «روز حسرت» به كارگرداني سيروس مقدم بود كه در ماه رمضان سال گذشته روي آنتن رفت.
شايد يكي از نتايج حاشيهاي اين آثار، به وجود آمدن و پر رنگ شدن نقش كساني بود كه به عنوان مشاور مذهبي با اين مجموعهها همكاري ميكردند. مخاطبان نام حجتالاسلام گلي و عليرضا برازش را به عنوان فعالترين مشاوران مذهبي سريالها به خاطر دارند.
ضمن اينكه حال و هواي معنوي ماه مبارك رمضان را به عنوان پس زمينه فراتر از متن بايد در تاثيرگذاري اين سريالها در نظر داشت. وجود عناصري چون شيطان و فرشته يا عالم روح و برزخ به دليل دست نيافتني بودن و تجسم ناپذيريشان همواره به عنوان يك راز و معما در ذهن مخاطبان وجود داشت و طبيعي بود كه رمزگشايي از آنها و نمايش آن در قاب دوربين، هم نوعي ابهامزدايي درباره آنها بود و هم بر حيرت بيشتر مخاطبان ميافزود.
مدتي است دستكاري زمانو مصادره آن به نفع سويه دراماتيك قصه در تلويزيون و سينماي مامورد توجه قرارگرفته استنوعي دلهره و هيجان مثبت پشت اين قضيه وجود داشت كه كنجكاوي مخاطب را براي تعقيب و پيگيري اين مجموعهها بر ميانگيخت.
اگرچه نقدهايي جدي نيز به آن وارد ميشد كه بخشي مهمي از اين انتقادها از سوي روحانيون مطرح شد. به اين معني كه روايت بصري اين مفاهيم و اعتقادات به ظرافت و دقت خاصي نيازمند است و رجحان تكنيك بر محتوا و عقيده براي جذابتر شدن سريال ميتوان به ايجاد تصاوير غلط و وارونه از آنها دامن بزند و حتي نوعي دينداري سطحي و خرافاتي را رواج دهد.
اگرچه برخي ديگر نيز در مقابل معتقد بودند بازنمايي بصري اين باورها ميتواند تاثير اخلاقي و تربيتي زيادي داشته باشد و به نهادينه كردن آموزههاي مذهبي در افراد كمك كند.
نظرسنجيهاي مركز تحقيقات صدا و سيما نيز بويژه در ارتباط با دو سريال كمكم كن و او يك فرشته بود نيز اين ديدگاه را تاييد ميكرد. گروهي ديگر نيز بر اين باور بودند كه به تصوير كشيدن مفاهيم و باورهاي مذهبي، آنها را از حالت تقدس و آسماني بودن خود خارج كرده و به سوژههاي عرفي و دستمالي شده بدل ميسازد.
به هر حال طرح توليد ساخت سريالهايي ماورايي به هر دليل متوقف شد و در رمضان امسال شاهد پخش چنين سريال هايي نبوديم، هر چند اين تقدير شامل سريالهاي طنز هم شد؛ اما در رمضان امسال با نوع ديگري از سريال مواجه شديم كه اگرچه به اعتقاد عليرضا افخمي نميتوان نام ماورايي بر آن گذاشت اما داراي يك ساختار غير رئاليستي است و اين بار به جاي شيطان مفهوم زمان دستمايه كار عليرضا افخميقرار گرفته است.
در سريال پنجمين خورشيد با نوعي بازي با زمان روبهرو هستيم كه برعكس مفهوم انضمامي زمان را به ساختاري انتزاعي بدل ميكند و با تصرف در آن زمان و مكان رادر مينوردد تا اين بار پيام اخلاقي خود را در اين ساختارشكني آشكار به مخاطب ابلاغ كند؛ البته اكنون مدتي است دستكاري زمان و مصادره آن به نفع سويه دراماتيك قصه در تلويزيون و سينماي ما مورد توجه قرار گرفته است.
مدتي پيش در سريال مسافران زمان يك و 2 مواجه بوديم كه به سفر يك انسان امروزي را به تاريخ و بعكس جهش يك انسان تاريخي را به دوره معاصر به تصوير كشيده بود و در سينما نيز حسن فتحي در فيلم «پستجي سه بار در نميزند» به تداخل زمانها و 3 مقطع تاريخي پرداخت.
ضمن اينكه سال گذشته فيلم «مورد عجيب بنجامين باتن» را داشتيم كه زمان را در روند معكوس آن روايت ميكرد. گويي اينك اين زمان است كه به سوژه سينمايي و مد روز بدل شده است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|