 حديثالسادات ميرزايي _ اين روزها دانشگاهها تازه باز شدهاند و كساني كه در كنكور امسال قبول شدهاند تازه وارد دانشگاه ميشوند. آنها دانشجويان سال اول به حساب ميآيند و مرحله تازهاي از زندگيشان را آغاز ميكنند. اما در كنار اينها نوجوانها و جوانهايي هم هستند كه نتوانستند در كنكور رتبه دلخواهشان را بياورند و وارد دانشگاه شوند.
قبول نشدن در كنكور براي خيليها شكست محسوب ميشود و ممكن است در پي اين اتفاق ضربات روحي شديدي را متحمل شوند كه گاه به سختي قابل جبران است .
نقش خانوادهها در روحيه بخشي به فرزنداني كه نتوانستند وارد دانشگاه شوند بسيار موثر است و برخورد آنها تا حدودي ميتواند تعيينكننده ميزان آرامش فرزندشان باشد. ميخواهيم مطالبي را دراين خصوص مطرح كنيم تا از تاثيرات منفي قبول نشدن در كنكور بكاهيم و نكاتي را به خانوادهها يادآور شويم تا بتوانند به فرزندشان كمك كنند و باعث پيشرفت او شوند.
برنامهريزي قبلي
والدين با توجه به شناختي كه از فرزند خود دارند ميتوانند بسياري از اتفاقها را پيشبيني كنند. مثلا ميتوانند بفهمند اگر فرزندشان در كنكور دانشگاهها قبول نشود دچار استرس خواهد شد. والدين ميتوانند بر اساس اين پيشبينيها يك سري برنامهريزي قبلي داشته باشند؛ مثلا با فرزندشان به گفتگو بپردازند و قبل از اعلام نتايج او را آماده كنند كه اگر قبول نشد ظرفيت پذيرش آن را داشته باشد. به او اطمينان دهيد اگر قبول نشود مورد سرزنش شما قرار نخواهد گرفت و دنيا هم به آخر نخواهد رسيد.
والدين ميتوانند روي نقاط ضعف فرزندانشان از خيلي قبلتر كار كنند. مثلا ميتوان فهميد كه بچهاي زياد دچار استرس و اضطراب ميشود يا نه. اگر بتوانيم در سنين پايين خصوصيات روحي منفي را در بچهها از بين ببريم، شايد در آينده بسياري از مشكلات براي آنها پيش نيايد. بچهاي كه در مدرسه با استرس ميتواند امتحانات را پشت سر بگذارد ممكن است سال به سال استرسش در امتحانات بيشتر شود پس حتي كوچكترين مشكلات روحي فرزندانتان را دست كم نگيريد و آن را حل كنيد.
برنامهريزي قبلي جنبه ديگري نيز دارد و آن برنامهريزي تحصيلي است پدر و مادري كه دانشگاه برايشان مهم است و از فرزندشان توقع دارند كه حتما در آن قبول شود به جاي استرس وارد كردن ميتوانند با كنترلي معقول و دقيق روي درس خواندن او و برنامهريزي تحصيلي و ايجاد شرايطي كه بتواند درس بخواند به او در اين زمينه كمك كنند.
در ضمن يادتان باشد بايد فرزندتان را همانطور كه هست بپذيريد و تواناييهايش را همانقدر كه هست باور كنيد نه كمتر و نه بيشتر و اين مستلزم يك شناخت دقيق از فرزندتان است نه آن چيزي كه در رويايتان ميپرورانيد.
قبولي در كنكور يا هر موفقيتي كه براي فرزندتان به دست ميآيد، حاصل يك عمر آموزش و تربيتي است كه فرزند در محيط خانه و مدرسه تحت آن قرار گرفته است پس با رها كردن فرزند خود و اهميت ندادن به او انتظار نداشته باشيد موفقيتهاي بزرگي كسب كند.
مهم امكانات رفاهي و مالي كه در اختيار فرزندتان قرار ميدهيد نيست بلكه ايجاد انگيزه براي درس خواندن است چرا كه بسيارند كساني كه بدون امكانات و رفاه در كنكور رتبههاي بسيار بالا آوردهاند اينها كساني هستند كه با انگيزه و علاقه درس خواندهاند و از استعداد خود بالاترين بهره را بردهاند. پس ايجاد علاقه دروني به درس خواندن، به رفتار و صحبتهاي شما با فرزندتان بستگي دارد نه امكانات و پولي كه در اختيار او قرار ميدهيد.
قبولي در كنكور 2 جنبه دارد: دانش و روحيه. دانش از فراگيري دروسي حاصل ميشود كه فرد در طول چندين سال در مدرسه خوانده است. اما روحيه از چيزهاي مختلفي نشات ميگيرد كه برخي بيروني و برخي درونياند. شما به عنوان والدين ميتوانيد براي فرزندتان مايه تضعيف روحيه يا روحيهبخش باشيد.
تصحيح ديدگاه راجع به كنكور
شما نقش كنكور را در زندگي آينده چقدر مهم ميدانيد؟ دانشگاه رفتن چقدر برايتان مهم است؟ آيا موفقيت را در گرو دانشگاه رفتن ميبينيد؟ جواب به اين سوالات ميتواند ديدگاه شما را راجع به كنكور و دانشگاه نمايان كند. بعضيها در جواب به اين سوالات دانشگاه رفتن را بسيار مهم ميدانند و معتقدند بايد به دانشگاه رفت تا موفق شد و بعضيها هم معتقدند دانشگاه به درد نميخورد و فقط بايد به دنبال پول رفت و...
بايد گفت كه هيچ كدام از ايندو دسته ديدگاه درست و معقولي به دانشگاه و قبولي در كنكور ندارند؛ چرا كه تمام انسانهاي موفق دانشگاه نرفتهاند و تمام دانشگاه رفتهها نيز بيپول، بيكار و ناموفق نيستند. بايد گفت هر انساني در راستاي تواناييها، علايق و استعدادهايش بايد قدم بردارد تا در زندگي موفق شود و احساس خوبي داشته باشد.
حال كشف اين علايق و استعدادها بخشي به عهده والدين و بخشي نيز به عهده خود فرد است. والدين ميتوانند بفهمند كه فرزندشان در چه زمينههايي استعداد دارد و علاقه نشان ميدهد و از همان بچگي ميتوانند استعدادهاي فرزندشان را پرورش دهند و در مسير درست هدايت كنند. خود فرد نيز از بعد از سنين نوجواني ميتواند راجع به خود تصميم بگيرد و بفهمد استعداد و تواناييهايش در چه زمينههايي بيشتر است و به كدامشان علاقهمندتر.
دانشگاه راه فراگيري علم و دانش به طور كلاسيك و بيشتر تئوري است، اما تنها راه فراگيري علم و دانش نيست و چه بسا افرادي كه خارج از دانشگاه در فراگيري علم و هنر و ورزش موفقتر بودهاند، مثلا حتما متخصصان كامپيوتري را ديدهايد كه بدون مدرك دانشگاهي از بسياري از كساني كه مدرك دانشگاهي دارند، متبحرترند يا نقاشاني كه اصلا دانشگاه نرفتهاند و نوازندگاني كه موسيقي را در دانشگاه نياموختهاند و ورزشكاراني كه مدرك دانشگاهي ندارند و هزاران نمونه ديگر.
پس دانشگاه رفتن تنها راه موفقيت نيست و ممكن است كسي استعداد فراگيري مطالب را به صورت تئوري نداشته باشد، اما در آموزشهاي عملي بسيار با استعداد باشد.
امروزه براي فراگيري هر فن و هنر و ورزشي ميتوان بدون دانشگاه رفتن اقدام كرد و متخصص شد. دانشگاه براي كساني لازم است كه ميخواهند رشتههايي را دنبال كنند كه بدون دانشگاه رفتن موفقيت در آنها ميسر نيست، مثل پزشكي. دسته ديگري نيز كه دوست دارند مدارك دانشگاهي داشته باشند و درس بخوانند و از تاريخچه هر چيز و تئوريها و نظريههاي علمي آگاه باشند و به صورت آكادميك با علم و دانش روبهرو شوند نيز به دانشگاه ميروند. امروزه بسيارند افرادي كه پس از دانشگاه رفتن و گرفتن مدرك بدون استفاده از معلومات دانشگاهيشان و بدون وجود بازار كار برايشان در جامعه پخش ميشوند و دانشگاه رفتن برايشان هيچ حاصلي ندارد.
بايد فرزندتان را همانطور كه هست بپذيريد و تواناييهايش را همانقدر كه هست باور كنيد نه كمتر و نه بيشتر و اين مستلزم شناخت دقيق از فرزندتان است متاسفانه در جامعه ما افراد زيادي وجود دارند كه بشدت مدركگرا هستند و فكر ميكنند اگر كسي مدرك دانشگاهي ندارد پس بيفايده است و هيچ كاري از او برنميآيد. با توجه به ظرفيت دانشگاههاي ما مشخص ميشود كه نميتوان انتظار داشت همه افراد به دانشگاه بروند و اين دليل نميشود تمام آنها كه دانشگاه نميروند ناموفق باشند. پس فرهنگ مدركگرايي و اين ديدگاه كه همه بايد به دانشگاه بروند را بايد كنار گذاشت و هر كس را با تواناييها و استعدادهاي واقعياش بررسي كرد. اگر جامعه نميتواند به ما اينگونه نگاه كند حداقل والدين ميتوانند فرزندانشان را به طور معقول ارزيابي كنند و از همان ابتدا آنها را در مسير استعدادها و علايقشان راهنمايي كنند.
پس اولين گام در برخورد با كنكور و دانشگاه تصحيح ديدگاه خود و فرزندتان راجع به دانشگاه و تحصيلات آكادميك است.
ايجاد انگيزه براي آينده
به عنوان والدين شما ميتوانيد نقش بسيار مهمي در ايجاد انگيزه براي فرزندان خود داشته باشيد. آنها را براي ادامه راهشان اميدوار كنيد. شما فرزندتان را خوب ميشناسيد و ميدانيد چه كاري از او برميآيد و چه كاري نه، بنابراين از تواناييهايش آگاهي داريد. شايد او بخواهد دوباره براي كنكور بخواند، پس براي اين كار احتياج به انگيزه و اميد دارد كه شما ميتوانيد آن را برايش ايجاد كنيد و اين ميسر نميشود جز با گفتگو و دادن دلگرمي به او.
بررسي دلايل قبول نشدن فرزندتان در كنكور
با فرزندتان بنشينيد و گفتگو كنيد و دلايل اينكه در كنكور قبول نشده را بررسي كنيد. مطمئن باشيد به نتايج خوبي دست مييابيد و ميتوانيد از آنها در راستاي موفقيت فرزندتان استفاده كنيد. وقتي دلايل اتفاقي مشخص شود با از بين بردن آن دلايل ميتوان از بروز آن اتفاق پيشگيري كرد.
ببينيد فرزندتان چه چيزهايي را مانع قبولياش در كنكور ميداند. آيا دلايلي منطقي براي آن دارد يا بهانه ميآورد، مثلا ممكن است فردي خودش به اين نتيجه رسيده باشد كه به اندازه كافي درس نخوانده، ولي شايد كسي باشد كه بهانههاي غيرمنطقي بياورد، مثلا بگويد سوالها سخت بود.
اگر فرزندتان دلايل منطقي دارد معلوم است خودش نيز مايل به برطرف كردن دلايل ناكامياش است و شما نيز ميتوانيد به برطرف كردن آن دلايل بپردازيد و اگر فرزندتان دليل غيرمنطقي دارد، شايد از سر بيعلاقگي به درس خواندن است كه قبول نشدنش را توجيه ميكند يا از سرزنش شما ميترسد و نميخواهد مورد سرزنش و شماتت قرار گيرد. اگر با برخورد مناسب و مهربان با فرزندتان روبهرو شويد او نيز با شما راحت خواهد بود و چيزي را از شما پنهان نخواهد كرد. به او فرصت دهيد تا هم كمي استراحت و هم فكر كند تا بتواند تصميم درستي بگيرد.
تلاش فرزندتان را ببينيد نه نتيجه را
گاهي پيش ميآيد كه فرزند شما تمام تلاشش را ميكند و نميتواند موفق شود. شما نبايد او را به خاطر موفق نشدنش سرزنش كنيد، بلكه بايد تلاشش را تحسين و او را براي قويتر شدن تشويق كنيد؛ البته ارزيابي اين تلاش هم مهم است. در سال كنكور بيشتر نوجوانها بيشتر در اتاق خود يا كتابخانه مشغول درس خواندن هستند، به مهماني نميروند و معمولا در خانه ميمانند و فعاليتهاي تفريحي كمي دارند. در ميان آنها بچههاي بازيگوشي هم وجود دارند كه با اينكه در شرايط درس خواندن قرار دارند، ولي درس نميخوانند مثلا به اتاق ميروند، اما حواسشان بيرون از اتاق است يا به كتابخانه ميروند و با دوستان خود وقت ميگذرانند و درس نميخوانند. شما به عنوان والدين بايد فرزندانتان را محك بزنيد و ببينيد در برابر تلاشي كه ميكنند چقدر بازده دارد تا بر حسب استعدادش بتوانيد ميزان تلاشش را بسنجيد. مثلا در آزمونهاي آزمايشي وضعيت فرزندتان را ببينيد و دريابيد كه آيا واقعا تلاش ميكند يا نه.
برخورد دوستان و آشنايان
شما به عنوان والدين ميتوانيد نقش بسيار مهمي در برخورد اطرافيان با قبول نشدن فرزندتان داشته باشيد. اولا در برابر ديگران فرزندتان را سرزنش نكنيد، ثانيا خود را از اين موضوع در برابر ديگران ناراحت نشان ندهيد، چرا كه چهره ناراحت شما در جمع بزرگترين سرزنش براي او به حساب ميآيد. شما حرفهايتان را با فرزندتان در خلوت زدهايد و لزومي ندارد كه بخواهيد در جمع نيز او را نصيحت كنيد. ثالثا نوجوانها معمولا طاقت انتقاد ندارند، پس نگذاريد در جمع ديگران مورد انتقاد قرار گيرند.
سرگرداني بين راههاي مختلف
وقتي فرزند شما در دانشگاه قبول نميشود و يكباره پس از 13 سال درس خواندن و مدرسه رفتن خود را در برابر هزاران راه ميبيند كه بايد انتخاب كند و كاري نيز براي انجام دادن ندارد، احساس سردرگمي شديدي ميكند و گاهي ممكن است افسرده و گوشهگير شود. شما ميتوانيد با برنامهريزيهاي علمي يا تفريحي و ورزشي و هنري وقت او را كمي پر كنيد تا از اين بيكاري يكباره رهايي يابد تا بتواند با استرس و نگراني كمتر راجع به آينده خود تصميم بگيرد.
ممكن است فرزند شما در دانشگاه قبول شود، ولي نه آن رشتهاي كه دوست داشته است. در اين شرايط بايد واقعبينانه رفتار كنيد، يعني بايد شرايط را در 2 صورت رفتن به دانشگاه و نرفتن به دانشگاه و خواندن براي دوباره امتحان دادن بررسي كنيد و با فرزندتان تصميم بگيريد كه آيا به دانشگاه برود يا نه، البته به ياد داشته باشيد ايدهآلترين شرايط و بيشترين بازده در دانشگاه راجع به كساني است كه در زمينه علاقه و استعداد خود تحصيل كردهاند. هيچ چيز لذتبخشتر از پرداختن به علايقي كه در آن استعداد هم داريم، نيست.
مشورت با مشاور مجرب
اگر فرزندتان دچار مشكلات شديد روحي مثل افسردگيهاي حاد شد كه پس از مدتي در او بهبود نديديد، حتما با مشاوري مجرب مشورت كنيد تا بتوانيد فرزندتان را از اين شرايط درآوريد. |