دوشنبه 25 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر ميش و الگوي روايت دايره‌‌اي

 
 

جام جم , پنجشنبه 24 دي 1388

ميش و الگوي روايت دايره‌‌اي

 
 

با اين‌كه قالب تله‌فيلم در شبكه‌هاي تلويزيوني دنيا سابقه بسيار طولاني دارد و حجم مهمي از برنامه‌هاي تلويزيوني در اين قالب توليد و پخش مي‌شوند، اما در كشور ما تا مدت‌ها به تله‌فيلم‌ها به عنوان برنامه‌هايي حاشيه‌اي و بي‌اهميت نگاه مي‌شد و بيشترين تمركز صداوسيما روي توليد سريال‌ها و مجموعه‌هاي داستاني بود.

با اين‌كه قالب تله‌فيلم در شبكه‌هاي تلويزيوني دنيا سابقه بسيار طولاني دارد و حجم مهمي از برنامه‌هاي تلويزيوني در اين قالب توليد و پخش مي‌شوند، اما در كشور ما تا مدت‌ها به تله‌فيلم‌ها به عنوان برنامه‌هايي حاشيه‌اي و بي‌اهميت نگاه مي‌شد و بيشترين تمركز صداوسيما روي توليد سريال‌ها و مجموعه‌هاي داستاني بود.
در چند سال گذشته موج جديدي از توليد تله‌فيلم شكل گرفت و با سازماندهي نيروهاي فعال در سينما و تلويزيون، حجم توليد فيلم‌هاي تلويزيوني چند برابر شد. تا جايي كه اكنون يكي از بخش‌هاي اصلي كنداكتور تلويزيون را تله‌فيلم‌ها تشكيل مي‌دهند. اين موج اگرچه در سال جاري اندكي فروكش كرده ولي هنوز توليد و پخش فيلم‌هاي تلويزيوني با قوت چشمگيري ادامه دارد.
قالب تله‌فيلم به دليل مختصات ويژه‌اي كه دارد مي‌تواند خلا ميان سريال و فيلم سينمايي را پر كند. ضرورت توليد تله‌فيلم از آن روي است كه در اين قالب مي‌توان داستاني كامل را به شيوه‌اي موجز روايت كرد، در حالي كه سريال بايد حتماً چند قسمتي باشد و ناگزير راهي جز كش دادن ماجراهاي اصلي داستان نيست.
آنچه در سال‌هاي گذشته باعث شده بسياري از سريال‌هاي تلويزيوني با نارضايتي مخاطبان مواجه شوند، همين نكته بوده كه داستان و فيلمنامه، مايه لازم براي سريال شدن را نداشته ، اما سازندگان با اضافه كردن چند ماجراي فرعي و كش‌دادن قصه سعي كرده‌اند آن را به قالب استاندارد سريال‌ها نزديك كنند تا امكان توليد پيدا كند.
رواج قالب تله‌فيلم اين امكان را براي فيلمسازان فراهم كرد كه داستان و طرح‌هاي كوتاه‌شان را به صورت موجز و مفيد روايت كنند. ضمن آن‌كه در شرايط كنوني كه الزامات اقتصادي و كمبود سرمايه در سينما فرصت آزمون و خطا به فيلمسازان سينمايي نمي‌دهد، تله‌فيلم مي‌تواند فرصت مساعدي براي آزمودن و تجربه كردن تكنيك‌ها و ظرايف توليد باشد. به اين ترتيب فيلمسازان جوان پيش از ورود به عرصه سينما اين امكان را دارند در قالب تله‌فيلم ،‌آموخته‌ها و توانايي‌هاي فني‌‌شان را به تصوير بكشند و تجربه كسب كنند. از سوي ديگر كارگردانان قديمي و پركار سينما نيز در چند سال اخير به ساخت ‌فيلم تلويزيوني روي آورده‌اند، زيرا در اين قالب مي‌توانند بدون نگراني بابت فروش فيلم و مشكلات اكران، با آسودگي خاطر تنها روي كيفيت فني و محتوايي فيلمشان تمركز كنند. به عنوان آخرين نمونه از مزيت‌هاي تله‌فيلم، بايد از مخاطبان تضمين‌شده تلويزيون ياد كرد كه بسيار گسترده‌تر از تماشاگران سينما هستند. به اين ترتيب سازندگان تله‌فيلم مي‌توانند مطمئن باشند كه ميليون‌ها بيننده تلويزيون، اثرشان را خواهند ديد و ديگر مشكل جذب مخاطب وجود نخواهد داشت. به هر حال با توجه به كمبود مخاطب در سينما، اين آرزوي هر فيلمسازي است كه ساخته‌اش را مخاطبان ثابت و پرشمار تلويزيون ببينند.
اين موارد تنها چند نمونه از مزيت‌هاي تله‌فيلم هستند كه باعث مي‌شود اين قالب از اهميت خاصي در ميان برنامه‌هاي تلويزيوني برخوردار شود. البته آسيب‌ها و مشكلاتي نيز در زمينه توليد و ساخت تله‌فيلم وجود دارد كه در زمان مقتضي به آنها نيز پرداخته خواهد شد، اما فارغ از مزايا و مضرات اين قالب و با توجه به اهميت تله‌فيلم، حجم گسترده توليدات چند سال گذشته و موفقيت نسبي فيلم‌هاي تلويزيوني در جذب مخاطب، دست‌اندركاران تصميم گرفتند جشنواره فيلم‌هاي تلويزيوني شبكه سوم سيما را برگزار كنند تا از اين پس هر هفته مروري داشته باشيم بر بهترين تله‌فيلم‌هاي پخش‌شده از تلويزيون. با توجه به كمبود فضا و فراواني فيلم‌هاي تلويزيوني، بديهي است كه انتخاب تله‌فيلم‌هاي هر هفته تنها بر اساس سليقه نگارنده و ميزان نفوذ و تأثيرگذاري تله‌فيلم‌هاي پخش‌شده انجام خواهد شد و يادداشت‌هايي كه درباره هر تله‌فيلم نوشته مي‌شود، تنها مروري كوتاه و خلاصه بر مهم‌ترين وجوه ساختاري و محتوايي آن خواهد بود.

ميش (مجيد صالحي)‌
چند سال پيش سعيد آقاخاني براي تلويزيون تله‌فيلم مناسبتي «هندونه شب يلدا» را ساخت كه تا مدت‌ها پخش مي‌شد و هنوز هم گاهي در شب يلدا و مناسبت‌هاي ديگر روانه آنتن مي‌شود. دليل استقبال مسوولان صداوسيما از اين تله‌فيلم در درجه اول مضمون مفرح و لحن جذاب آن است و سپس نوع شوخي‌پردازي و شيوه‌اي كه براي خلق موقعيت‌هاي كميك دارد. هندونه شب يلدا بدون متوسل شدن به شوخي‌هاي ركيك كلامي و موقعيت‌هاي هزل‌آلود داستان را با گزندگي كنترل‌شده‌اي پيش مي‌برد و در حاشيه ماجراي اصلي ، سنت‌هاي خانوادگي و آداب اعياد ايراني را نيز مورد توجه قرار مي‌دهد.
از سوي ديگر اين تله‌فيلم جزو معدود آثاري است كه اختصاصاً براي يك مناسبت مشخص ساخته شده‌اند. سابقه دارد كه فيلم‌ها و سريال‌هاي مفرح و كمدي براي عيد نوروز و اعياد مذهبي ساخته شود اما كمتر پيش آمده بود كه براي مناسبتي كه در هر سال يك بار اتفاق مي‌افتد مانند شب يلدا، برنامه ويژه‌اي تدارك ديده شود. هندونه شب يلدا از اين بابت آغازگر مسيري بود كه بعدها با تله‌فيلم‌هايي مثل ميش ادامه يافت. از اخبار منتشر شده چنين برمي‌آيد كه صداوسيما بنا دارد براي هر مناسبت شاد تقويم ايراني، ويژه‌برنامه داستاني و مخاطب‌پسند مخصوص همان مناسبت را توليد و پخش كند. خوبي اين رويكرد آن است كه پس از اين، ديگر كمتر شاهد پخش هزارباره فيلم‌هاي كمدي قديمي در مناسبت‌ها و اعياد خواهيم بود. واقعاً تنها ارتباطي كه ميان يك فيلم سينمايي قديمي از هارولد لويد يا چاپلين با عيدي مثل عيد قربان يا عيد فطر وجود دارد اين است كه هر دو بستري براي شادي هستند، اما ارتباطي كه ميان تله‌فيلمي چون هندونه شب يلدا و آخرين شب پاييز وجود دارد ارتباط مستقيم و معناداري است و اين تله‌فيلم از ابتدا بر اساس مقتضيات و ويژگي‌هاي شب يلدا طراحي شده است.
ميش نيز با همان الگوي ساختاري و با استفاده از بازيگران مشهور كمدي‌هاي تلويزيوني ساخته شده و مولفه‌هاي هندونه شب يلدا مانند تعدد بازيگران و شخصيت‌هاي اصلي، ساكن نبودن قصه و وقوع ماجراها در مسير آدم‌ها، استفاده از بازيگران حرفه‌اي در نقش‌هاي فرعي كوتاه و سادگي ميزانسن و عناصر بصري در اين فيلم هم به چشم مي‌خورد. داستان ميش شب عيد قربان اتفاق مي‌افتد و درباره مردي است كه مي‌خواهد گوسفندي را از روستا به تهران بياورد و قرباني كند.
در طول مسير، ماجراهايي براي مرد پيش مي‌آيد و شخصيت‌هاي مختلفي به فراخور ماجراها وارد داستان مي‌شوند كه به پيشبرد فيلم كمك مي‌كنند. فيلمنامه ميش طوري طراحي شده كه افراد زيادي از صنف‌ها و طبقات اجتماعي مختلف را وارد داستان مي‌كند و به هر كدام به اندازه اهميت و تأثيرشان در روند ماجراي اصلي سهم مي‌دهد. الگوي روايت در تله‌فيلم ميش بر اساس مدل دايره‌اي طراحي شده يعني هر شخصيتي كه ابتداي داستان حضور دارد اواخر فيلم هم دوباره در موقعيتي ديگر ديده مي‌شود مثل سربازي كه اوايل داستان از مافوقش مرخصي مي‌خواهد تا به دختر بيمارش رسيدگي كند و در نيمه‌هاي فيلم در رستوران بين راه مشغول آشپزي ديده مي‌شود. اين مدل روايي كمك مي‌كند كه شخصيت‌ها نيمه‌كاره و بي‌نتيجه رها نشوند و براي فيلمي كه تعدد شخصيت دارد، انتخاب اين الگو يك امتياز محسوب مي‌شود.
ساختار بصري و نوع ميزانسن‌هاي ميش ساده و خلوت طراحي شده‌ تا حواس بيننده از موقعيت‌ها و ماجراهاي فرعي پرت نشود. موسيقي با تلفيق سازهاي سنتي و مدرن ساخته شده و گونه‌‌هاي مختلفي از يك ملودي ايراني ساده را در اغلب صحنه‌ها مي‌شنويم كه همخواني زيادي با تم دروني وقايع فيلم دارد. قاعده اين است كه ريتم فيلم‌هاي كمدي تند و پرهيجان باشد ولي ميش با ضرباهنگ متعادلي پيش مي‌رود و فرود و فراز چنداني نيز در فيلمنامه وجود ندارد. شايد افزايش شتاب دروني ماجراها و استفاده از برش‌هاي سريع و نماهاي كوتاه مي‌توانست تنوعي در ريتم ايجاد كند.
در اين صورت هيجان صحنه نيز به همان نسبت افزايش مي‌يافت. داستان ميش نمي‌تواند اوج نهايي و نقطه عطفي كه لازمه اين‌گونه كمدي‌هاست، ايجاد كند. ماجراها در مسيري يكنواخت پيش مي‌رود و در هر بخش از فيلم تعداد زيادي شوخي و ديالوگ طنزآميز گنجانده شده كه همگي در امتداد هم قرار دارند اما طنز رو به جلويي را رقم نمي‌زنند در حالي كه مثلاً در هندونه شب يلدا سكانس پاياني و جمع شدن همسايه‌ها در آن خانه جنوب شهري، برآيند همه ماجراها و نقطه اوج داستان، قطعات پراكنده طنزآميز را به سرانجامي قابل‌قبول مي‌رساند.
ميش نوعي كمدي موقعيت است و وابستگي زيادي به عامل پيونددهنده صحنه‌ها دارد. در هندونه شب يلدا، عنصري كه موقعيت‌هاي ظاهراً بي‌ربط را به هم متصل مي‌كرد هندوانه‌اي بود كه به‌طور اتفاقي ميان شخصيت‌ها دست به دست مي‌شد و در ميش، اين اتصال با استفاده از گوسفند قرباني ايجاد شده است.
مهم‌ترين عاملي كه طنز ميش را شكل داده، موقعيت‌هاي كميك و بازيگران هستند، بازيگراني چون مهران رجبي و سعيد آقاخاني با استفاده از طنز غريزي و شيريني كه در بازي‌شان وجود دارد بار خنداندن بيننده را به دوش مي‌كشند. رجبي شمايل شيرين و بامزه يك مرد روستانشين غرغرو را بخوبي اجرا مي‌كند، گرچه مولفه‌هاي آشناي بازي او در اين‌جا هم بدون تغيير تكرار مي‌شوند.
در طول داستان علاقه خاصي ميان دختر كوچك و گوسفند برقرار مي‌شود و در چند سكانس شاهد رفتار دوستانه كودك و گوسفند هستيم. يكي از چالش‌هاي مهم سازندگان ميش اين بود كه چگونه گوسفند را قرباني كنند بدون آن‌كه در ذهن كودكان خاطره بدي از عيد قربان به جا بماند. ترفندي كه براي نمايش اين صحنه به كار گرفته شده بسيار جالب و كارآمد و در عين حال خنده‌دار است.
در يك سكانس قصاب را مي‌بينيم كه مشغول سلاخي لاشه گوسفند است و در نماي پاياني، گوسفند را زنده و سلامت در كنار همه شخصيت‌هاي فيلم در جشني صميمي مي‌بينيم. از اين پايان‌بندي مي‌توان نتيجه گرفت، به خواسته كودك احترام گذاشته شده و گوسفند ديگري را قرباني كرده‌اند، اما ضمناً اين تصور نيز مي‌تواند منطقي باشد كه جشن پاياني يكسره خيالي است و در فضايي فانتزي روي مي‌دهد تا حسن‌ختامي براي داستان باشد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
دیار مادری به زویدی در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار