 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
فارس , دوشنبه 26 بهمن 1388 |
|
«عيار14»؛ چنبره مقدراتي كه ماديات رقم ميزند
|
| | | |
 | يك منتقد گفت: طلا در جهان داستاني «عيار14» نقشي فراتر از شكل دادن به سوءتفاهم اوليه اثر را دارد و در ناكجا آباد اين فيلم همه چيز و همه كس در چنبره مقدراتي گرفتار آمدهاند كه سرمايه براي آنها رقم ميزند.
|  يك منتقد گفت: طلا در جهان داستاني «عيار14» نقشي فراتر از شكل دادن به سوءتفاهم اوليه اثر را دارد و در ناكجا آباد اين فيلم همه چيز و همه كس در چنبره مقدراتي گرفتار آمدهاند كه سرمايه براي آنها رقم ميزند.
«حميدرضا مدقق» منتقد سينمادر مورد فيلم «عيار14» ساخته پرويز شهبازي، اظهار داشت: «عيار14»، پرويز شهبازي حكايت يك سؤتفاهم است. سوء تفاهمي كه پيدايش آن ريشه در ماجرايي دارد كه در گذشته حول مقداري طلا و جواهر -مشهورترين نشانه سرمايه در تمامي تاريخ- رخ داده است اما عنصر طلا و جواهرات در جهان داستاني «عيار14» نقشي فراتر از شكل دادن به سوءتفاهم اوليه اثر را دارد.
وي در ادامه افزود: اين كه قهرمان فيلم يك جواهرفروش است همراه با نقش تعيين كننده كيف حاوي طلا و جواهر در پيشبرد داستان سبب ميشود كه شناسايي آدمها، روابط آنها با يكديگر و سرنوشت پاياني قهرمانان اثر در پرتو مفهوم سرمايه شكل گيرد.
مدقق تصريح كرد: در فضاي بيزمان و مكان «عيار14» آدمها يا در پيخريد يا در پي فروش طلا هستند. حتي غريبهاي كه وارد شهر ميشود نيز از اين امر مستثنا نيست و عشق او به دختري كه سالها نديده تصميمش براي خريد مقداري طلا را به همراه دارد و به تبع آن، سبب شكلگيري سوءتفاهمي ميشود كه اتفاقهاي بعدي قصه را شكل ميدهد.
اين منتقد تصريح كرد: در اين ميان، رابطه جواهر فروش با زن همراهش و سرنوشت نهايي آن دو نيز بيتأثير از طلا و جواهرات نيست. زن هميشه نقش فردي را بازي ميكند كه براي خريد -و نه ديدار مرد- وارد جواهرفروشي ميشود و در نهايت در كنار هم در حالي در مخمصه پاياني گرفتار ميآيند كه جواهرفروش حاضر به دل كندن از همه سرمايهاش يعني كيف طلا و جواهر نيست. بدينسان در ناكجا آباد «عيار14» همه چيز و همه كس در چنبره مقدراتي گرفتار آمدهاند كه سرمايه براي آنها رقم ميزند.
وي در پايان گفت: اين شهر يك طلا فروش بيشتر ندارد اما همان يكي نقش اساسي در سرنوشت همه بازي ميكند، تا آن جا كه در ظهر سرد يك روز تعطيل هم كلانتر را به پاي ميز كارش ميكشاند، چرا كه غريبهاي به شهر آمده كه گمان ميرود قصد دارد خرده حسابي قديمي بر سر مشتي طلا و جواهر را صاف كند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|