 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
پايان يك ائتلاف
|
| | | |
 | پس از جنگ جهاني دوم، آمريكا به عنوان نجاتدهنده اروپا و همزمان، بزرگ نمايي تهديد گسترش كمونيسم و سياستهاي شوروي سابق توانست اروپا را در ابعاد مختلف با خود همسو سازد. |  پس از جنگ جهاني دوم، آمريكا به عنوان نجاتدهنده اروپا و همزمان، بزرگ نمايي تهديد گسترش كمونيسم و سياستهاي شوروي سابق توانست اروپا را در ابعاد مختلف با خود همسو سازد. هر چند، در اين مدت كشورهاي اروپايي با تشكيل اتحاديه اروپا و چندين تشكل ديگر تلاش كردهاند تا از ميزان وابستگي خود به آمريكا بكاهند اما واشنگتن همواره با بهانههاي مختلف توانسته است اين كشورها را در رديف متحدان خود حفظ كرده و به نحوي به مهار آنها بپردازد.
نكته قابل توجه در ديدگاه اروپا به آمريكا، گرايشات جديد در اين كشورها براي كاهش نفوذ آمريكا و به نوعي استقلال از آن ميباشد. هر چند اروپاييها در ظاهر به اتحاد و همگرايي با آمريكا تاكيد دارند اما روند تحولات بيانگر دور شدن آرام آنها از واشنگتن و تلاش آنان براي بازيگري مستقل در معادلات جهاني است.
دلايل دوري اروپا از آمريكا
با بررسي تحولات اتحاديه اروپا در عرصه داخلي و جهاني ميتوان عوامل متعددي را كه بر چگونگي تعامل با آمريكا تاثير گذار است، مشاهده كرد. مهمترين اين عوامل عبارتند از:
1) مهمترين نكته در تحولات اروپا نارضايتي مردمي از پيروي همه جانبه كشورهايشان از آمريكاست. هرچند، بسياري از آنان شراكت با آمريكا را نوعي برتري در قبال ساير كشورها و اتحاديههاي منطقهاي ميدانند اما بر اصل استقلال و روابط برابر با آمريكا تاكيد دارند. آنها با اعتراض به سياستهاي دولتمردان خود و نيز برپايي تظاهرات ضد آمريكايي هنگام سفر مقامات آمريكا به كشورهايشان عملا خواستار تغيير در نحوه تعاملات ميان اروپا و آمريكا هستند كه اين امر سياستمداران را به تغيير مواضع در قبال آمريكا وادار ساخته و حتي برخي احزاب اين امر را به شعار انتخاباتي مبدل كردهاند.
2) هر چند اتحاديه اروپا با اهداف اقتصادي، سياسي،نظامي و اجتماعي مشخصي تشكيل شد اما اين اتحاد تاكنون از رسيدن به اهداف خود بازمانده و نتوانسته است همه خواستههاي خود را محقق سازد. بسياري از ناظران سياسي، يكي از مهمترين دلايل اين ناكامي را گرايش اتحاديه اروپا به همسويي مطلق با آمريكا بويژه در عرصه جنگ طلبي ميدانند. اين رويكرد ضمن ايجاد شكاف ميان كشورهاي اروپايي، بسياري از طرحها و سياستهاي اين كشورها را قرباني منافع آمريكا ساخته است. اكنون بسياري از كشورهاي اروپايي رسما اعلام كردهاند كه نشستهاي اتحاديه اروپا به رغم تبليغات بسيار به اتحاديهاي براي گرفتن عكسهاي يادگاري مبدل شده و طرح جامعي براي آينده آن مشاهده نميشود.
3) يكي از مسائل مهم در روابط اروپا و آمريكا تحولات افغانستان است. اروپا كه در سال 2001 ميلادي با ادعاي دستيابي به امنيت و مبارزه با تروريسم، ارتقاي جايگاه بينالمللي خود به عنوان برقراركننده صلح و ثبات جهاني، كسب منافع بسيار در افغانستان و ديگر نقاط جهان همراه با آمريكا به افغانستان لشكركشي كرد، اكنون نه تنها به اين اهداف دست نيافته بلكه اين جنگ به كابوسي براي اروپا مبدل شده است. اروپا در كنار ميلياردها دلار هزينه جنگ، صدها كشته و هزاران زخمي اكنون در شرايطي قرار گرفته است كه به اعتراف رهبران خود نه ميتوانند افغانستان را ترك كنند و نه به جنگ ادامه دهند. جنگ افغانستان چنان هزينهاي را به اروپا تحميل كرده كه اين كشورها حتي حاضر به تامين خواستههاي ناتو براي ادامه جنگ نميباشند. به همين دليل، ناتو در مقابل 30 هزار نيروي آمريكايي كه به افغانستان اعزام ميشوند قرار است فقط 7 هزار نيرو اعزام كند كه اين امر نشانه آشكاري از تمايل اروپا براي فاصله گرفتن از آمريكا است. اين در شرايطي است كه در جنگهاي گذشته نظير جنگ صربستان و تحولات بالكان، اروپا بيشترين مشاركت را در قالب ناتو با آمريكا داشته است. همزمان با پيگيري اين سياست از سوي دولتمردان اروپايي، مردم اين كشورها نيز با برپايي تظاهرات ضد جنگ خواستار پاياندادن به جنگ افغانستان و بازگشت نظاميان به كشورهايشان هستند.
4) اروپا به دليل نياز به تامين انرژي و نيز برخي سياستهاي منطقهاي به روسيه گرايش يافته است.
همگرايي مطلق اروپا با آمريكا موجب اعمال فشارهايي از سوي مسكو شده و اين امر، هزينههاي بسياري براي غرب به همراه داشته است. كشورهاي اروپايي هزينههايي را كه براي تامين انرژي و حتي اجراي طرحهايشان در بالكان و آسياي مركزي و قفقاز ميپردازند نتيجه همگرايي مطلق با آمريكا ميدانند لذا براي كاهش اين روند تلاشهايي را در پيش گرفتهاند كه بخشي از آن را در تحولات اخير در روابط اروپا و حتي ناتو با روسيه ميتوان مشاهده كرد.
5) هر چند اروپاييها با گرايش به آمريكا به دنبال ارتقاي جايگاه جهاني خود بودهاند اما روند تحولات مغاير با اين هدف است. سياستهاي جنگ طلبانه و زياده خواهانه آمريكا و بيداري ملتها براي مقابله با اين رفتارها، موجي از انزجار جهاني از آمريكا و متحدانش را به همراه داشته است. اين مساله سبب شده تا اتحاديه اروپا نيز كه شريك سياستها و اقدامات آمريكا به شمار ميرود، با نفرت افكار عمومي مواجه شود. اين وضعيت بخصوص در جهان اسلام بويژه خاورميانه مشاهده ميشود كه براي اروپا اهميت استراتژيك دارد. حضور اروپا در جنگ افغانستان، حمايت از آن اشغال عراق و سكوت اين اتحاديه در برابر جنايات رژيم صهيونيستي و ناديده گرفتن حقوق ملت فلسطين كه برگرفته از اهداف و خواستههاي آمريكا بوده، تاثير بسياري بر روند انزواي اتحاديه اروپا در جهان اسلام داشته است و اين روند همچنان ادامه دارد.
6) اروپا در حالي با همسويي آمريكا تلاش داشت تا بازيگري جهاني شود كه گرفتار شدن اين اتحاديه در اموري چون جنگ افغانستان، موجب غفلت آن از ساير بازيگران جهاني شده است. در سالهاي اخير بازيگراني چون جنبش عدم تعهد، چين، روسيه، اتحاديه آفريقا، اتحاديه آمريكاي لاتين، و سازمان شانگهاي در عرصه جهاني فعال شدهاند كه اين وضعيت عملا به كاهش موقعيت و جايگاه اتحاديه اروپا در معادلات جهاني منجر شده است.
تحركات جديد اروپا
اتحاديه اروپا براي آنكه بتواند نقش موثري در معادلات جهاني ايفا كرده و از تاثيرات همگرايي خويش با آمريكا بكاهد، تحركات سياسي جديدي را آغاز كرده است كه ميتوان آنها را در زمينههاي ذيل شاهد بود.
الف) تاكيد بر ايجاد ارتش واحد اروپا و اصلاحات در ساختار ناتو و برچيده شدن بمبهاي هستهاي و پايگاههاي آمريكا از اروپا از جمله تحركات اروپا در اين زمينه است. نمونه بارز اين امر را در اظهارات وستروله، وزير خارجه آلمان در نشست امنيتي مونيخ ميتوان مشاهده كرد كه عملا به نوعي به چالشكشاندن آمريكا و سياستهاي آن بود.
ب) عدم همسويي با سياستهاي آمريكا در حوزه اقتصادي و اجراي طرحهاي مستقل را از ديگر اقدامات اروپا در برابر آمريكا ميتوان دانست. در اين ميان حتي مقامات برخي كشورهاي اروپايي نظير ساركوزي، رئيس جمهور فرانسه عملا به مخالفت با سياستهاي اقتصادي آمريكا پرداختهاند.
اروپا براي كاهش هزينهها و احياي جايگاه جهاني خود چارهاي جز تغيير در روابط با آمريكا ندارد
ج) تلاش براي بازيگري در عرصه جهاني از ديگر سياستهاي اتحاديه اروپاست. اقدامات يكجانبه و بعضا متضاد با آمريكا در قبال تحولاتي مانند صلح خاورميانه، مناسبات با چين، آفريقا، آمريكاي لاتين و حتي سازمان ملل را ميتوان در اين چارچوب ارزيابي كرد. اروپا تلاش دارد تا با برخي تحركات و بعضا نمايش استقلال خود از آمريكا چنان نشان دهد كه در مسير جديدي قرار گرفته تا شايد بتواند بار ديگر اعتماد جهاني را به خود جلب كند.
محور اصلي اين تحركات را خاورميانه و جهان اسلام تشكيل ميدهد كه بيشترين منافع را براي اروپا به همراه دارند. اتحاديه اروپا كه منافع بسياري را در جهان اسلام از دست داده اكنون با برخي تغييرات در رويكرد خود در قبال مسائلي نظير تحولات فلسطين گامهاي را براي كاهش تنش با جهان اسلام برداشته است.
د) فعاليت براي اجراي پيمان ليسبون و ايجاد سمتهايي مانند رياست و وزير خارجه اتحاديه و افزايش تعداد اعضاي اتحاديه از ديگر اقدامات اروپا براي دوري از آمريكا به شمار ميرود. اروپا به دنبال افزايش استقلال از واشنگتن از طريق اجراي قوانين و اساس نامههاي اين اتحاديه است هر چند تاكنون در اين زمينه چندان موفق نبوده است.
نتيجه گيري
در جمع بندي كلي از تحولات كنوني اروپا ميتوان گفت كه اين اتحاديه به رغم اتحاد سنتي با آمريكا به دليل اعمال فشارهاي مردمي و چالشهاي داخلي و بينالمللي عملا در مسير دوري از آمريكا قرار گرفته است. اروپا به اين نتيجه رسيده كه ادامه همكاري مطلق با آمريكا ، آن را در مسير تشديد چالشها قرار ميدهد بدون آنكه واشنگتن بتواند تامين كننده منافع كشورهاي اروپايي باشد. روند تحولات اروپا نشان ميدهد كه آمريكا با سلطه بر اين قاره در چند دهه گذشته مانع از توسعه واقعي آن به عنوان بازيگري جهاني شده است هر چند در ظاهر اين قاره در بعد صنعتي پيشرفتههاي قابل توجهي داشته است. اروپا اكنون براي كاهش هزينهها و نيز احياي جايگاه جهاني خود چارهاي جز ايجاد برخي تغييرات در روابط به آمريكا نخواهند داشت بويژه اينكه افكار عمومي جهان نيز نگاهي منفي كه به آمريكا دارند را به ساير متحدان آن بويژه اتحاديه اروپا گسترش دادهاند اما جدايي اروپا از آمريكا امري يكباره و در كوتاه مدت نخواهد بود بلكه اروپا براي جلوگيري از تحريك آمريكا و نيز تدوين زيرساخت ها، فرآيندي چند بعدي را با برنامههاي خاص اجرا خواهد كرد. براين اساس ائتلاف كنوني آمريكا و اروپا را ميتوان ائتلاف شكننده متحداني سنتي دانست كه هر روز بر فاصله آنها افزوده ميشود.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|