پنجشنبه 21 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی گزارش ويژه راز ناپدید شدن فرهاد در سینه دوست جنایتکارش می تپید

 
 

ایسکانیوز , شنبه 1 اسفند 1388

راز ناپدید شدن فرهاد در سینه دوست جنایتکارش می تپید

 
 

هفت میلیون تومان از «احمد» قرض گرفته بودم اما توانایی برگرداندن این پول را نداشتم.«احمد» هم با مراجعه های مکرر به من ، پولش را می خواست تا...

مردی که دوست صمیمی اش را قربانی یک مشت پول کرد و جنازه او را سوزاند با هوشیاری افسران اداره آگاهی تهران بزرگ رسوا و زندانی شد.
زنی جوان که پریشانی در چهره اش موج می زد بامداد چهارم تیر 1388به کلانتری 106 نامجو رفت و گفت برادرش «احمد - ش» 59 ساله که با نیسان خود از خانه خارج شده بود ناپدید شده است.
پرونده به دادسرای امور جنایی تهران بزرگ فرستاده شد و دادیار شعبه دوم ، افسران پایگاه سوم پلیس آگاهی را مامور رازگشایی معما کرد.
کارآگاهان پس از کشف نخستین سرنخ به بازجویی از دوست قدیمی «احمد» به نام «فرهاد» که 56 ساله است پرداختند.
وی اظهار داشت : چندی پیش «احمد» به سراغم آمد و گفت نیاز شدیدی به پول دارد.او از من خواست موتوسیکلت و زمینی را که در «کلاردشت» خریده بود برایش بفروشم اما دیگر رفیقم را ندیم.
«فرهاد» به دلیل نبود مدرک دادگاه پسند بر علیهش آزاد و پرونده به پایگاه 11 پلیس آگاهی سپرده شد تا فرضیه آدمربایی به دقت بررسی شود.در نتیجه «فرهاد» در خیابان «شهید نامجو» دستگیر شد و دیگر نتوانست با دروغ پردازی از قانون بگریزد.
وی که دست خود را رو شده می دید به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و اظهار داشت : هفت میلیون تومان از «احمد» قرض گرفته بودم اما توانایی برگرداندن این پول را نداشتم.«احمد» هم با مراجعه های مکرر به من ، پولش را می خواست تا این که یک روز او را به کارگاهم دعوت کردم.
«فرهاد» اضافه کرد : پس از آن که جر و بحث ما بالا گرفت در اوج عصبانییت با تبر به سرش زدم.دوستم به زمین افتاد و جلوی چشمانم جان سپرد.من هم بلافاصله جنازه را در چادر ماشینش پیچیدم ، به عقب نیسان انداختم و به «شمشک» بردم.جنازه را داخل دره ای که محل تخلیه نخاله های ساختمانی است به آتش کشیدم و پس از بازگشت به کارگاهم ، ماشین «احمد» را در خیابان 17 شهریور رها کردم.
در همین رابطه معاون مبارزه با جرم های جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ به اعلام کرد : با افشای راز جنایت تکان دهنده ، افسران پایگاه دهم این مرکز به قربانگاه رفتند اما به خاطر کوهستانی بودن منطقه ، تخلیه نخاله های ساختمانی و بارش برف ، هنوز پیکر «احمد» پیدا نشده است.

 
 

اعتراف مرد شیشه ای به گلوله باران همسر و باجناقش
3 جنایت در تهران طی یک روز
استرس اجازه نداد قتل را طبق نقشه انجام دهيم

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار