پنجشنبه 1 فروردين 1398

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی رسانه خدایار: رشته های ادبی تخصصی شوند/ لزوم ممیزی جریانهای ناپایدار ادبی

 
 

مهر , سه شنبه 24 فروردين 1389

خدایار: رشته های ادبی تخصصی شوند/ لزوم ممیزی جریانهای ناپایدار ادبی

 
 

خاصیت زبان شناسی این است که می تواند خیلی به روز باشد ولی در ادبیات باید اجازه داد تا جریانهای ادبی رسوب کرده و ماندگاری خود را اثبات کنند.

ابراهیم خدایار معتقد است رشته های ادبی باید جایگاهی کاملا تخصصی در نظام دانشگاهی پیدا کنند و همچنین توجه به میان رشته ها ضرورتی است که نباید از آن غافل ماند.
ابراهیم خدایار درباره مهمترین دلایل کم توجهی نظام آموزشی به ادبیات داستانی گفت: گرچه وضعیت نظام آموزشی ما در برخورد با ادبیات معاصر که ادبیات داستانی نیز بخشی از آن است نسبت به گذشته بهتر شده ولی ریشه همه این مسائل در تخصصی نشدن زبان و ادبیات فارسی و رشته آن در دانشگاه است.
وی ادامه داد: گرچه دانشکده ادبیات از نخستین گروههای تاسیس شده در دانشگاه تهران است ولی پس از گذشت سالهای زیاد به تازگی برای تخصصی دیدن ادبیات در دانشگاه گامهایی برداشته شده و ایجاد رشته ادبیات پایداری یا تدریس ادبیات داستانی در دانشگاه تربیت معلم و افزودن واحدهای درسی ویژه ویراستاری، نقد ادبی و ... به واحدهای درسی رشته زبان و ادبیات فارسی برخی دانشکده ها از جمله این تلاشهاست.

زیرشاخه های ادبی باید به شکل رشته های تخصصی تدریس شود
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زبان و ادبیات پارسی دانشگاه تربیت مدرس با تاکید بر اینکه این تلاشها به مرور باعث تقویت پایه های ادبیات معاصر و داستانی در نظام آموزشی می شود بیان کرد: با تخصصی دیدن رشته های زیرمجموعه ادبیات فارسی در دانشگاه ها به مرور استادان تربیت، کتابها تالیف و پایان نامه های تخصصی بیشتر تدوین و نوشته می شوند که این اتفاق باعث می شود وضعیت توجه به ادبیات داستانی در دانشگاه ها بهتر شود.
خدایار تاکید کرد: برای رفع مشکلات فعلی نیازمند یک بازنگری کلی در نظام آموزشی هستیم که این جریان شروع شده ولی دیر است. اگر زودتر شروع می شد و در حال حاضر هم دقیق تر و جدی تر پیگیری شود وضعیت فعلی درست می شود. به اعتقاد من اینگونه نیست که خصومتی با ورود علم جدید و ادبیات نوین به دانشگاههای ما وجود داشته باشد فقط لازم است بپذیریم که علم روز تخصصی تر است و اگر صرفا نگاه کلی نگر داشته باشیم از جزئیات باز می مانیم.
عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران دیدگاه خود را درباره این موضوع که در توجه به ادبیات معاصر در دانشگاهها گاه برخی جریانها و شخصیتها از این چرخه بیرون گذاشته می شوند اینگونه توضیح داد: در هر صورت موانعی پیش روی هر تصمیم و حرکتی وجود دارد و در همه جای دنیا نیز اینگونه است که جریانهای خاصی بیرون می مانند اما این گونه نیست که عمدتا جریان خاصی به عمد کنار گذاشته شود اگر هم چنین اتفاقی می افتد مصداقی است.

پست مدرنیسم نمی تواند در نظام آموزشی ادبیات ما جا داشته باشد
وی در جواب این سوال که برخورد حذفی با این مصداقها غالبا با چه استدالالی است و بیشتر شامل حال چه مصداقهایی در ادبیات ما می شود؟ عنوان کرد: در شاخه شعر یا داستان برخی قالبها ارزش کمتری دارند به طور نمونه پست مدرنیسم در غزل همواره در محافل خاصی خواننده داشته و عمومیت ندارد و نمی تواند به طور گسترده وارد نظام آموزشی شود. در مورد پست مدرنیسم وقتی تعلق خاطری به دین زدایی و استفاده از الفاظ تابو و ممنوع در آن دیده می شود طبیعی است که در سطح دانشگاهی نتوان آن را مطرح کرد.

نمی توان برای جریانهای ناپایدار رشته تخصصی در نظر گرفت
خدایار دیدگاه خود را در قبال اینکه آیا یک جریان ادبی که در کلیت ادبی کشوری ظهور یافته و به حیات خود ادامه می دهد، می‌‌تواند کاملا از جریان آموزشی آن کشور حذف شود؟ اینگونه توضیح داد: برخی از این جریانها معلوم نیست در تاریخ ادبیات یک کشور ماندگار شوند و گاه می بینیم آن جریان و تفکر ادبی پس از چند سال از بین می رود و نباید انتظار داشت دانشگاهها برای جریانهای ناپایدار رشته تخصصی در نظر بگیرند.
این نویسنده و پژوهشگر ادبی اضافه کرد: نکته دیگری که باید به آن توجه کرد و به ذات ادبیات برمی گردد این است که شاخه های ادبی تمامشان زمان می خواهد تا مشخص شود که در تاریخ ماندگار می شوند یا خیر. ولی در رشته ای چون زبان شناسی وضعیت به گونه دیگری است و در این رشته حتی می توان کتابهای معاصر و زبان مجلات و نشریات را به روز بررسی کرد و لازم نیست در انتظار ماند تا ماندگاری یک جریان اثبات شود.
وی در تشریح تفاوتهای ادبیات و زبان شناسی در برخورد با پدیده های ادبی گفت: خاصیت زبان شناسی این است که می تواند خیلی به روز باشد ولی در ادبیات باید اجازه داد تا جریانهای ادبی رسوب کرده و ماندگاری خود را اثبات کنند.

قدرت کرسی گردانان تعیین کننده بوده است
خدایار در پاسخ به این نقد که چنین دیدگاهی باعث خواهد شد نظام آموزشی و دانشجویان آن از جریانهای روز ادبی جامعه خود عقب باشند و در چنین دیدگاهی چه سقف زمانی برای اینکه اثبات شود یک جریان ادبی ماندگار است یا خیر در نظر گرفته می شود؟ عنوان کرد: نمی توان مرز زمانی مشخصی را در نظر گرفت و تعیین چنین مرزی بیشتر تصنعی و ساختگی خواهد بود. برخی از صاحب نظران که در گذشته با طرح ادبیات معاصر در نظام آموزشی مخالف بودند معتقد بودند صد سال باید از حیات یک جریان ادبی بگذرد تا ماندگاری آن اثبات شود. عده ای هم می گویند دو تا سه دهه کافی است. در چنین شرایطی مولفه تعیین کننده قدرت کرسی گردانان دانشگاه است.
مدیر مسئول فصلنامه نقد ادبی افزود: در گذشته استادانی بودند که به ادبیات معاصر روی خوش نشان نمی دادند ولی با عوض شدن نسلها به ادبیات معاصر هم پرداخته شد. به نظر من هم گذشت یک تا دو دهه از عمر یک جریان ادبی کافی است که بتوان درباره آن قضاوت کرد ولی روی هم رفته نمی شود زمان مشخصی را به طور ثابت برای همه افراد و جریانها در نظر گرفت. یک شاعر ممکن است با چند شعر و در فاصله زمانی کم خود را به عنوان یک شاعر واقعی معرفی کند ولی درباره فرد دیگری این اتفاق پس از سالها و با چندین کتاب هم نیفتد.

کند بودن ترویج فرهنگ مطالعه عمومی و ارتباط آن با نظام آموزشی
مولف "دعا در مثنوی" در بخش دیگر صحبتهایش کم توجهی سالهای گذشته با ادبیات داستانی را از عوامل موثر بر پایین بودن میزان مطالعه و شمارگان پایین کتابها در ایران دانست و بیان کرد: این امر باعث کند شدن ترویج فرهنگ مطالعه در ایران شده است. اگر کتابهای یک حوزه مرتب در نظام آموزشی خوانده و بررسی شود به مرور سطح مطالعه در آن زمینه بالا می رود و شمارگان کتابها نیز افزوده می شود. این امر باعث می شود ذوق عمومی جامعه به هم نزدیک و ارتباط بین نسلها عمیق تر شود هر چقدر این اتفاق دیرتر بیفتد آسیبهای بیشتری به فرهنگ عمومی می زند.
خدایار وضعیت نظام آموزشی دانشگاهی در برخورد با ادبیات داستانی را در مقایسه با نظام آموزشی متوسطه اینگونه تحلیل کرد: در حال حاضر این دو نظام تقریبا همسان با هم هستند گرچه از لحاظ به روز شدن کتابها مدارس می توانند پیشگام تر باشند ولی از لحاظ تخصصی بودن دانشگاهها باید جلوتر باشندکه این وضعیت در گرایش عمومی به ادبیات داستانی در مدارس ما و گرایش تخصصی به ادبیات در دانشگاههایمان وجود دارد.

دهه آینده در دست میان رشته هاست
این پژوهشگر پیشرفت در حوزه آموزش ادبیات داستانی را بخشی در گرو تلاش کرسیهای دانشگاهی دانست و گفت: این کرسیها باید هرچه سریعتر خود را برای تخصصی شدن آماده کنند و در این میان اگر به میان رشته ها(رشته هایی مانند نقد ادبی و جامعه شناسی ادبیات) توجه بیشتری شود دانشگاه می تواند پیشرو بودن خود را به اثبات رساند.
وی افزود: دهه آینده در دست میان رشته هاست و این راهی است که از دهه 60 و با پیشگامی دانشگاه بیرمنگام انگلستان آغاز شده است. میان رشته ها این فرصت را در اختیار ما می گذارند تا یک موضوع را از چشم اندازهای مختلف ببینیم و وجوهی از موضوع بر ما روشن شود که تاکنون بدان توجه نشده است. با کمک میان رشته ها به عمق و ژرفای بیشتری از یک موضوع دست می یابیم.
این استادیار دانشگاه تاکید کرد: ادبیات زیبایی های کشف نشده ای دارد که با میان رشته ها کشف و احیا می شود. ادبیات ما محصولاتش فراتر از آن است که تنها از منظر ادبی بدان توجه شود. به اعتقاد من دانشکده های ادبیات ما ضمن تخصصی شدن لازم است به بحث میان رشته ها دقت بیشتری داشته باشند.

هنوز جایگزینی برای چهره های دانشگاهی دهه 30 نداریم
خدایار درباره این موضوع که آیا نظام آموزشی در شناساندن ظرفیتها و شخصیتهای ادبیات کلاسیک به دانشجویان و دانش آموزان موفق بوده است یا خیر؟ گفت: علیرغم اینکه در نظام آموزشی ما آدمهای بزرگی تربیت شده اند ولی در 30 سال اخیر به دلیل اینکه ناگزیر بودیم برخی عقب ماندگیها را جبران کنیم به سمت کمیت گرایی میل کرده‌ایم. توجه به کمیت از کیفیت کاسته ولی این بدان معنا نیست که چهره های شاخص نداشته ایم .با این حال هنوز هم نمی توانیم خود را با استادان دهه 30 بسنجیم. آنها تک چهره هایی بی نظیر بودند. البته استادان جوانی هم داریم که آهسته آهسته جای استادانی را که دیگر در میان ما نیستند پر خواهند کرد.
این نویسنده در پایان دلیل اینکه چهره های شاخص ادبی - دانشگاهی نسبت به دهه 30 کمتر دیده می شود، توضیح داد: همانطور که در سخنان مقام معظم رهبری نیز بدان اشاره شد لازم است به مساله اشتغال فارغ التحصیلان علوم انسانی بیشتر توجه شود. وقتی به میزان کافی برای خروجیهای دانشگاهی کار نیست انگیزه ها گرفته می شود و به دنبال آن سطح کیفی تحصیل پایین می آید. از سوی دیگر حجم زیاد پذیرش دانشجو باعث کم شدن کیفیت آموزش می شود. اینها مشکلاتی است که باید بدان توجه شود.

 
 

مغز منتقدان ادبی اسکن می‌شود
بررسی قانون منع استفاده از واژگان بیگانه در همایش ملی صنعت تبلیغات
دامنه ملی "دات ایران" تاماه آینده می آید/ ثبت آدرسهای اینترنت به فارسی

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
نجفی: افزایش قیمت خودرو به ۵ درصد حاشیه بازار استمرار روند مسئله‌دار فعلی است انبار احتکار خودرو در شهرستان آذرشهر
:: فناوری اطلاعات ::
آنچه بهتر است برای حفظ امنیت مودم‌تان بدانید
:: روی خط جوانی ::
۱۵ پرسش کلیدی برای یک ازدواج موفق
:: ورزش ::
قیمت بیرانوند دو برابر شد
:: فرهنگ و هنر ::
همه آنچه درباره بانک‌ها باید بدانید در قالب یک کتاب
:: حوادث ::
متهم: گلوی دخترعمویم را بریدم و شیرگاز را باز کردم

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار