 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ايسکانيوز , يكشنبه 29 فروردين 1389 |
|
بزم شبانه، ترفند زنانه برای دزدیدن طلا
|
| | | |
 | دو زن جوان که با برپایی بزم های شبانه ، نقشه دستبرد به طلاهای دوستشان را اجرا کرده بودند در شمال غرب تهران بازداشت شدند. |  دو زن جوان که با برپایی بزم های شبانه ، نقشه دستبرد به طلاهای دوستشان را اجرا کرده بودند در شمال غرب تهران بازداشت شدند.
یک بانوی جوان به نام «فریده» 21 فروردین 89 به کلانتری 140 باغ فیض تهران رفت و شکایتی ارایه داد.
وی گفت : شامگاه 19 فروردین امسال من و خانواده ام به صرف شام در خانه یکی از دوستانم دعوت شدیم.وقتی اما به خانه خود در خیابان «اشرفی اصفهانی» برگشتیم متوجه شدم طلاهایم به ارزش 9 میلیون تومان دزدیده شده است.
پرونده به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه 2 تهران به پایگاه دوم پلیس آگاهی فرستاده شد و با توجه به شواهد ، احتمال ورود دزد یا دزدان با کلید یدک به خانه شاکیه قوت گرفت.سپس پلیس در ادامه تحقیق میدانی پی برد «فریده» به صورت هفتگی با دوستان صمیمی اش بزم های شبانه دارد.
در آن بین همسایه مالباخته گفت : ساعت هفت شبی که به خانه «فریده» دستبرد زدند آیفون خانه ام به صدا در آمد.پس از برداشتن گوشی آیفون ، صدای زن جوانی را شنیدم که ادعا کرد همسایه جدید ماست و کلیدش را در آپارتمان جا گذاشته.آن زن خواهش کرد که در ورودی را برایش باز کنم.من هم که دیدم فرد پشت آیفون یک زن است با خیال راحت ، در را باز کردم.
با تجمیع اطلاعات ، مالباخته به زمان حضور خود و خانواده اش در بزم دوستانه اشاره کرد و اظهار داشت : آن شب یکی از مهمانان به نام «مرجان» دیرتر از همیشه پیش ما آمد.
بدین ترتیب نوک پیکان اتهام به سوی «مرجان» 19 ساله چرخید و بازجویی از وی آغاز شد.این زن ، ابتدا خود را بی گناه خواند اما وقتی همسایه مالباخته به پایگاه دوم آگاهی رفت و صدای «مرجان» را شنید او را شناسایی کرد.
«مرجان» که می دانست دستش رو شده به ناچار لب به بیان حقیقت گشود و همدستش را هم لو داد.
همدست وی کسی نبود جز «سهیلا» که شامگاه 19 فروردین میزبان مهمانی بود.با افشای این راز «سهیلا» 19 ساله نیز دستگیر شد و به جرمش اعتراف کرد.
این زن گفت : من و «مرجان» فقط برای کم کردن روی «فریده» تصمیم گرفتیم طلاهایش را بدزدیم.یک روز که برای عید دیدنی به خانه اش رفته بودیم به بهانه پاسخ دادن به موبایلم از سالن پذیرایی خارج شدم و به اتاق خوابی رفتم که اطمینان داشتم «فریده» کلیدهای آپارتمان را در آنجا می گذارد.
وی ادامه داد : پس از آن برداشتن کلیدها به بهانه ای از خانه به بیرون رفتم و بلافاصله یدک آنها را تهیه کردم.بعد دوباره به خانه «فریده» برگشتم و بدون آن که متوجه شود دسته کلید را سر جایش گذاشتم.آخر هفته بعد که «فریده» و خانواده اش برای شب نشینی به خانه ام آمدند «مرجان» با استفاده از کلیدهای یدک به خیابان «اشرفی اصفهانی» رفت.آنچه من و «مرجان» پیش بینی نمی کردیم گیر کردن کلید یدک در داخل در ورودی آپارتمان بود.
«مرجان» هم گفت : به دنبال تماس تلفنی «سهیلا» از حضور «فریده» و خانواده اش در مهمانی شبانه اطمینان پیدا کردم و به سرعت به خانه آنان رفتم.کلید یدک را داخل قفل در انداختم تا آن را باز کنم اما در کمال تعجب هرچه تلاش کردم به نتیجه نرسیدم.کلید یدک در قفل گیر کرد و من زنگ یکی از واحدهای مسکونی را زدم.خودم را همسایه جدید جا زدم و با باز شدن در ، یکباره رفتم به سراغ طلا و جواهرهای «فریده».
بعد با ماشین آژانس به خانه «سهیلا» رفتم و در فرصت مناسب ، طلا و جواهرهای مسروقه را در خیابان «جیحون» سه میلیون تومان فروختم و پول آنها را تقسیم کردیم.
تلاش کارآگاهان برای افشای سایر جرم های احتمالی «مرجان» و «سهیلا» در حالی ادامه دارد که تمامی اموال مالباخته کشف شده است. | | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|