 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , جمعه 17 ارديبهشت 1389 |
|
مرد نقابدار در سينما و تلويزيون
|
| | | |
 | «نقابدار» يكي از مجموعههاي موفق تلويزيوني آلمان است كه اولين بار سال 1998 يك فصل آن ساخته شده و روي آنتن رفت. اين كمدي ـ اكشن كه حال و هوايي دلهرهآور و جنايتكارانه داشت، از سوي چند كارگردان مطرح دهه 90 تلويزيون آلمان ساخته شد.
|  «نقابدار» يكي از مجموعههاي موفق تلويزيوني آلمان است كه اولين بار سال 1998 يك فصل آن ساخته شده و روي آنتن رفت. اين كمدي ـ اكشن كه حال و هوايي دلهرهآور و جنايتكارانه داشت، از سوي چند كارگردان مطرح دهه 90 تلويزيون آلمان ساخته شد.
حضور كساني مثل هرمان جوما، ميشائيل كريندل، كارمن كورتر و چند كارگردان ديگر در پشت دوربين اين مجموعه، باعث شد تا فصل و قسمتهاي مختلف نقابدار از حال و هوايي متنوع و تازه برخوردار باشد. يك گروه 6 نفره فيلمنامهنويس هم كار نگارش قسمتهاي مختلف مجموعه را به عهده داشتند، در راس اين گروه استفان پارت قرار داشت كه نويسنده تعداد بيشتري از قسمتهاي فيلمنامه مجموعه است.
سازندگان مجموعه براي ايفاي نقش اصلي آن سون مارتينك را انتخاب كردند؛ كسي كه محبوبيت زيادي در بين تماشاگران تلويزيوني آلمان و كشورهاي آلمانيزبان داشته و دارد. تهيهكنندگان نقابدار اميدوار بودند با انتخاب مارتينك بتوانند شمار بيشتري ازتماشاگران را جذب برنامه خود كنند. در عمل هم همين اتفاق افتاد. مارتينك كه زمان بازي در اولين فصل مجموعه 34 سال داشت. (او متولد سال 1964 جمهوري سابق دموكراتيك آلمان است كه پس از فروپاشي ديوار برلين با آلمان غربي، كشور آلمان واحد را تشكيل دادند) يكي از محبوبترين بازيگران تلويزيوني آلمان است كه كار بازيگري را از سال 1982 شروع كرد. وي تاكنون در بيش از 57 مجموعه و فيلم تلويزيوني بازي كرده است و هماكنون مجموعهاي جديد به نام «نوتروف» را روي آنتن تلويزيون آلمان دارد. پيش از آن وي مجموعه دكتر باغوحش را روي صفحه تلويزيون اين كشور داشت كه با استقبال بالاي تماشاگران روبهرو شد. اين استقبال موجب شد تا 39 اپيزود از آن در فاصله سالهاي 2006 تا 2010 از تلويزيون پخش شود. مارتينك بتازگي بازي در 2 مجموعه ديگر تلويزيوني را به پايان رسانده كه قرار است تا قبل از پايان سال جاري ميلادي روي آنتن برود.
اين بازيگر در مجموعه نقابدار ـ كه 46 اپيزود آن تهيه و پخش شد و نمايش آن تا سال 2001 ادامه پيدا كرد ـ در 2 نقش ظاهر ميشود و به نوعي حال و هوايي شبيه ابرقهرمانهاي قصههاي كميك استريپي دارد. كاراكتر مارتينك در اين مجموعه مكس زيندر نام دارد.
او يكي از ماموران برجسته اداره بينالمللي پليس است كه براي انجام ماموريتهاي خود چهره عوض ميكند وتبديل به مرد نقابدار ميشود. او در هر قسمت مجموعه با نيروهاي جنايتكار و خلافكار مبارزه ميكند و هميشه در كنار مردم عادي و محروم است و به دفاع از آنها برميخيزد. در كنار مارتينك كه بازيگر ثابت مجموعه بود، چند بازيگر ديگر هم ـ كه بيشتر حكم همكاران و همراهان غيردائمي او را داشتند ـ درتمام قسمتهاي مجموعه حاضر بودند. در عين حال تعدادي بازيگر هم مهمان قسمتهاي مختلف مجموعه بودند و معمولا فقط در يك يا دو قسمت آن بازي ميكردند.
لوكيشن به عنوان شخصيت
سازندگان مجموعه در دوران تصويربرداري آن، ميكوشند از لوكيشنهاي متعدد و متنوعي براي سكانسهاي مختلف استفاده كنند تا به جذابيت تصويري مجموعه افزوده شود. همين كار باعث ميشود تا لوكيشنها به صورت يكي از شخصيتهاي اصلي مجموعه درآيند. اين زيبايي نه تنها توجه تماشاگران خارجي را به جذابيتهاي مختلف تصويري شهرهاي آلمان جلب ميكند، بلكه براي خود تماشاگران آلماني هم چشمنواز به نظر ميرسد. بعد از موفقيت نقابدار در نمايش تلويزيوني آن، بسياري از تهيهكنندگان تلويزيوني تصميم گرفتند راه و روش سازندگان اين مجموعه را پي بگيرند و هنگام توليد مجموعههاي خود، نقش و اهميت ويژهاي به لوكيشنهاي متنوع كشور بدهند.
نقابدار، خيلي زود به صورت يكي از پربينندهترين مجموعههاي تلويزيوني آلمان درآمد و خود را به صورت رقيبي جدي براي مجموعههاي مشابه خارجي مطرح كرد. شمار زياد آگهيهاي تبليغاتي كه هر هفته قبل از شروع اين برنامه تلويزيوني روي آنتن ميرفت، حكايت از افزايش روبهرشد تعداد تماشاگران آن ميكرد. نقابدار خيلي سريع خود را به صورت رقيب مجموعههاي موفق خارجي مانند «ماموريت غيرممكن» نشان ميدهد و ثابت ميكند كه هنرمندان تلويزيون آلمان هم با كمي تلاش و كوشش بيشتر ميتوانند كارهايي جذاب و تماشايي براي بينندگان خود فراهم كنند.
فيلم از روي مجموعه
در صنعت سينماي آلمان اين اتفاق كمتر ميافتد كه موفقيت كلان يك مجموعه تلويزيوني باعث شود تا فيلمسازان آلماني نسخه سينمايي آن را نيز توليد كنند. اما اين اتفاق براي نقابدار رخ داد. صنعت سينماي آلمان در سال 2005 دست به توليد نسخه سينمايي اين مجموعه موفق تلويزيوني زد. گروهي از همكاران مجموعه تلويزيوني در توليد نسخه سينمايي همكاري داشتند، ولي عوامل اصلي آن هنرمندان مستقلي بودند كه در كار توليد نسخه تلويزيوني حضور نداشتند. البته نقش مكس زيندر (نقابدار) را در نسخه سينمايي سون مارتينك بازي كرد. كارگرداني فيلم به سباستين ويگ سپرده شد كه يك فيلمساز تلويزيوني بود. او اين فيلم را براساس فيلمنامهاي از تيمو برندت ساخت. حال و هواي فيلم دقيقا شبيه مجموعه تلويزيوني بود و فقط تفاوت اندكي با آن داشت. در قصه نسخه سينمايي هم مكس زيندر با زدن نقاب به چهرهاش به مقابله با عوامل منفي و شرور بينالمللي برميخيزد. نسخه سينمايي فيلم در شرايطي توليد شد كه خود مجموعه تلويزيوني دهه نودي نقابدار نسخه دوباره سازي شده يك محصول كلاسيك آلماني بود. اين نسخه كلاسيك اولين بار در سال 1937 ساخته شد. بعدها سال 1966 هم يك مجموعه تلويزيوني براساس اين نسخه كلاسيك توليد شد و روي آنتن رفت. علت دوبارهسازيهاي مدام اين قصه كلاسيك، محبوبيت آن در بين مردم آلمان است و چنين به نظر ميرسد كه اين محبوبيت به هيچ دوره و زمان خاصي محدود نميشود.
در سينماي آلمان اين اتفاق كمتر ميافتد كه موفقيت يك مجموعه تلويزيوني باعث شود تا فيلمسازان آلماني نسخه سينمايي آن را نيز توليد كنند، اما اين اتفاق براي نقابدار رخ داد با وجود اين، تماشاگران سينما آن استقبالي را كه براي نسخه جديد سينمايي نقابدار پيشبيني ميشد، از آن نكردند. منتقدان سينمايي دلايل زيادي را براي اين كار برميشمارند، اما قبل از بحث در اين باره، بايد درباره شرايط ساخت و توليدات نسخه صحبت كرد. نسخه سينمايي با هزينهاي 8 ميليون يورويي (حدود 10 ميليون دلار) ساخته شد كه براي يك فيلم سينمايي در كشور آلمان رقم بالايي به شمار ميرود. بخش اصلي هزينه فيلم اختصاص به جلوههاي ويژه آن داشت كه قرار بود حال و هواي خاصي به صحنههاي اكشن وماجراجويانه آن بدهد. تهيهكنندگان فيلم براحتي 8 ميليون يورو را صرف توليد آن كردند، زيرا مطمئن بودند تماشاگران آلماني با استقبال بالاي خود از آن، باعث فروش كلاني براي آن خواهند شد. اگرچه نقابدار فروش خوبي در جدول گيشه سينماهاي آلماني داشت، اما انتظارات سازندگانش را برآورده نكرد حتي برخي تحليلگران اقتصادي سينما ميگويند رقم فروش فيلم، حكم يك شكست تجاري را براي آن دارد.
تيتراژ بدون نام نويسندگان
البته برخي تحليلها حكايت از آن دارد كه قرار نبود هزينه توليد نسخه سينمايي تا اين حد بالا برود. در حقيقت مشكلاتي كه در كار نگارش فيلمنامه پيش آمد، هزينه توليد فيلم را تا حد پيشبيني نشدهاي بالا برد. اين فيلمنامه چندبار دوبارهنويسي شد و هر بار، تهيهكنندگان مجبور شدند مبلغ بالايي براي نگارش دوباره فيلمنامه به نويسندگان جديد آن بپردازند. شنيدهها حكايت از آن ميكند كه تهيهكنندگان فيلم براي هر بار نگارش فيلمنامه، حداقل رقم 250 هزار دلار پرداخت كردهاند. بالاخره فيلمنامهاي كه تيمو برندت نوشت، مورد قبول و رضايت تهيهكنندگان قرار گرفت و همين فيلمنامه بود كه جلوي دوربين رفت. اما نويسندگان قبلي فيلمنامه، در زمان نمايش عمومي فيلم نسبت به عدم ذكر نام خود در تيتراژ فيلم اعتراض كردند. البته خوشبختانه كار به شكايت قانوني و طلب خسارت نرسيد! اگر چنين اتفاقي ميافتاد، هزينه توليد فيلم باز هم بالاتر ميرفت، اما با اين همه از فيلمنامه نقابدار به عنوان گرانترين فيلمنامه تاريخ سينماي آلمان تا سال 2005 اسم ميبرند.
سازندگان نسخه سينمايي نقابدار اميدوار بودند موفقيت كلان مالي آن در جدول گيشه نمايش، راه را براي توليد قسمتهاي بعدي آن فراهم كند و نقابدار را تبديل به يك مجموعه فيلم موفق سينمايي كند. در دل صنعت سينماي آلمان، هميشه جاي خالي يك مجموعه فيلم پرفروش حس ميشد؛ ولي نقابدار نتوانست اين آرزو را برآورده كند. منتقدان سينمايي براي اين عدم موفقيت، چند دليل را عنوان و مطرح ميكنند. اولين نكتهاي كه آنها روي آن تاكيد ميكنند، اين است كه نسخه سينمايي با يك فاصله 4 ساله از زمان پايان پخش مجموعه توليد و روانه پرده سينماها شد. اين فاصله چندساله باعث شده بود كه تماشاگران سينما ياد و خاطره اين مجموعه تلويزيوني را فراموش كنند. در حقيقت ميتوان گفت همزمان با نمايش عمومي نقابدار، تماشاگران با فيلمي روبهرو شدند كه اطلاع و خاطره زيادي از كاراكتر اصلي آن و ماجراجوييهاي اكشن او نداشتند.
دومين دليل براي عدم موفقيت كلان فيلم، به نوع انتخاب كارگردان آن برميگردد. به اعتقاد منتقدان سينمايي،كارگرداني يكچنين فيلمي بايد به دست يك فيلمساز سرشناس و تواناي سينما سپرده ميشد تا بتواند يك اثري تماشايي و بديع ارائه كند؛ اما به جاي اين كار، يك فيلمساز تلويزيوني براي كارگرداني فيلم انتخاب شد. احتمالا دليل اين انتخاب اين بود كه تهيهكنندگان آن بر اين تصور بودند كه نام نقابدار و مارتينك بهتنهايي توانايي جذب صدها هزار تماشاچي را دارد؛ اما اين تحليل و تصور از ريشه غلط بود. تماشاچي روي پرده سينما بدون هيچ واسطه و پسزمينه ذهني به تماشاي خود فيلم به عنوان يك كار مستقل مينشيند و اگر اين فيلم بدون جذابيتهاي لازم باشد، نسبت به آن موضع منفي نشان ميدهد. اين دقيقا همان اتفاقي است كه براي نسخه سينمايي نقابدار افتاد. منتقدان سينمايي ساخت فيلم را كاملا تلويزيوني ارزيابي كردند و گفتند چيزي بيشتر از مجموعههاي مشابه به بينندهاش نميدهد. پرسشي كه منتقدان مطرح ميكردند اين بود كه چرا آنها بايد براي ديدن چيزي كه ميتوانند مجاني از آن استفاده كنند، پول بپردازند؟
عدم استقبال تماشاگران از نقابدار سينمايي در شرايطي بود كه خود مارتينك هم حساب ويژهاي براي آن باز كرده بود و نسبت به موفقيت آن اميد زيادي داشت. او كمي قبل از اكران عمومي فيلم در گفتگويي اظهار كرد: من خودم را يكي از آن آدمهاي خوششانس روزگار ميدانم. كار توليد نسخه سينمايي نقابدار در شرايط خيلي خوبي انجام گرفت. اين نسخه يك كار جذاب و تماشايي از كار درآمده است. هميشه كار فيلمبرداري در شهر برلين را دوست داشتهام. اين شهر يك جور خاصي است و به اصطلاح آدم را ميگيرد و تحت تاثير خودش قرار ميدهد. تلفيق شهر برلين با قصه نقابدار حال و هواي خاصي به آن داده است. من يك بازيگرم و بايد بتوانم نقشهايي را كه به من محول ميشود به بهترين شكل ممكن بازي كنم. اما دلبستگي خاصي به كاراكتر مكس ويندر دارم. چند سال است كه با آن زندگي كردهام و خيلي خوشحالم كه حالا سر از پرده سينما درميآورد. اميدوارم بتوانيم آن را تبديل به يك مجموعه فيلم سينمايي كنيم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|