 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جذابيتهاي دراماتيك سرايدارها
|
| | | |
 | جمله «اين نقش با بقيه نقشهايم متفاوت بود» را تا به حال زياد شنيدهايم. اما خيلي وقتها آن را جدي نگرفتهايم. محسن حسيني بازيگري است كه حق دارد براي ايفاي نقش كيكاووس در سريال باغ شيشهاي از اين جمله استفاده كند. عمو كيكاووس علاوه بر اين، تفاوتهاي جدي با ساير شخصيتهاي ساكن در باغ دارد.
|  جمله «اين نقش با بقيه نقشهايم متفاوت بود» را تا به حال زياد شنيدهايم. اما خيلي وقتها آن را جدي نگرفتهايم. محسن حسيني بازيگري است كه حق دارد براي ايفاي نقش كيكاووس در سريال باغ شيشهاي از اين جمله استفاده كند. عمو كيكاووس علاوه بر اين، تفاوتهاي جدي با ساير شخصيتهاي ساكن در باغ دارد.
او نقش پيرمردي را بازي ميكند كه وظيفه سرايداري و نگهباني از باغ را به عهده دارد. اما از آنجا كه سالهاي سال در آن باغ سكونت داشته، جنس روابط و مناسباتش با آدمهاي باغ با ديگر نگهبانها تفاوت دارد. او بهواسطه قدمت حضورش در باغ، خودش را يكي از اعضا ثابت خانواده نعلبنديان ميداند. متقابلا آدمهاي باغ نيز حضور مستمر او را به رسميت شناختهاند.
بنابراين بخشي از مختصات شخصيتي او، مشابه ديگر سرايدارهايي است كه در فيلمها و سريالهاي مشابه ديدهايم. يعني مانند همه آنها متعلق به طبقه اقتصادي پايين جامعه است و سواد و تحصيلات آنچناني ندارد.
اما برخي جزييات اخلاقياش، از او شخصيتي جديد و غيرقابل پيشبيني ساخته است. عمو كيكاووس با تمام وجود سعي ميكند رابطه صميمانهاش را با قربان حفظ كند. او ميداند كه ادامه فعاليتش در باغ، بستگي به جنس رابطهاش با رئيس اصلي آن مجموعه دارد.
او آدمي وظيفه شناس است و در برابر تمام اتفاقاتي كه در باغ رخ ميدهد خودش را مسوول ميداند. به همين خاطر است كه مدام همه را سوال پيچ و بازخواست ميكند و به اصطلاح به همهگير ميدهد.
شبيه چنين شخصيتي با ويژگيهاي كم و بيش مشابه را در چند سريال ديگر هم ديدهايم. جديدترينش مشرحمت سريال شمسالعماره است كه با بازي جذاب و گيراي فرهاد آييش به يكي از شخصيتهاي محوري اين سريال بدل شد.
مش رحمت نيز همچون كيكاووس سرايدار خانه زادي بود كه در همسايگي اعضاي خانواده زندگي ميكرد. مش رحمت آنقدر خودش را در همه قضايا قاطي ميكرد كه در نگاه اول تصور ميكردي رئيس و حاكم اصلي مجموعه «شمسالعماره» است. او هنگام بروز اختلافات بين همسايگان ريش سفيدي ميكرد و خودش را دلسوز و غمخوار آنها نشان ميداد. خرافاتي بود و بدجنسيهاي خاص خودش را داشت. صحبتهايش لحني نصيحتگونه داشت و مدام از بقيه ميخواست در مصرف آب و برق صرفهجويي كنند.
اين شخصيت كپي كمرنگي از شخصيت مش قاسم دايي جان ناپلئون (ناصر تقوايي) بود. شباهتهاي ساختاري و محتوايي اين دو سريال موجب شد برخي منتقدان شمسالعماره را كاري اقتباسي و الگو گرفته از دايي جان ناپلئون بنامند.
مشقاسم همان شخصيتي است كه برخي منتقدان مانند هوشنگ گلمكاني، آن را عميقترين و شيرينترين و دوست داشتني ترين شخصيت سينمايي و تلويزيوني ناميده بودند.
مشقاسم خدمتكار وفادار «دايي جان ناپلئون» و از اهالي روستاي غياثآباد بود كه تكيه كلام معروفش هنوز هم از زبان مردم كوچه و بازار شنيده ميشود: «دروغ چرا تا قبر آ.. آ.. آ»
مشقاسم و مش رحمت هر دو پيشينه روستايي داشتند و در رفتارشان نوعي صداقت و سادگي و صميميت روستايي ديده ميشد. اما در مقابل عمو كيكاووس از كودكي در همان باغ بزرگ شده و به گفته خودش به مدت 30 سال از باغ بيرون نيامده. به همين خاطر است كه در رفتارش نوعي ترس از آدمهاي دور و برش ديده ميشود. اگر به بايگاني حافظهمان مراجعه كنيم ميتوانيم چند نمونه ديگر از اينگونه شخصيتها پيدا كنيم. در سينما و تلويزويون ما چندين خدمتكار خانه زاد حضور داشتهاند كه بازيگرانشان توانستهاند آن نقش را جذاب و تاثيرگذار ارائه دهند. با اين كه بيش از 10 سال از پخش سريال زير آسمان شهر ميگذرد، اما هنوز خيليها حميد لولايي را با نام خشايار مستوفي ميشناسند.
خشايار همان سرايداري بود كه نقش مهمي در خلق لحظات كميك سريال داشت. او در اتاقي كوچك و در طبقه همكف يك آپارتمان زندگي ميكرد و رتق و فتق امور آن مجموعه مسكوني را به عهده داشت. خشايار نيز همچون چند تيپ مشابه تلويزيونياش تركيب تواماني از صداقت و زيركي بود.
اين شخصيت براي مردم آنقدر جذاب بود كه لولايي آن را در سريهاي بعدي زير آسمان شهر و چند سريال ديگر همچون زندگي به شرط خنده نيز تكرار كرد.
يكي از بامزهترين لحظاتي كه از سريال پاور چين به ياد ميآوريم، سكانسهايي است كه طغرل (محمدرضا هدايتي) با بيل به جان آدمها ميافتاد و آنها را امر و نهي ميكرد.
طغرل باغباني بود كه وجه ديگري از شخصيت سرايدارها و نگهبانها را نشان ميداد. او برخوردي سطحي و عاميانه با مسائل پيرامونياش داشت اما گاه آنچنان عميق و روشنفكر ميشد كه تعجب مخاطب را بر ميانگيخت. او در عين حال كه بيسواد بود اما درباره هنر تجربهگرا نيز اظهار نظر ميكرد!
اين نقش را محمدرضا هدايتي در حالي بازي كرد كه سن واقعي خودش حدود شصت سال از نقش كوچكتر بود.
اين چند نمونه تلويزيوني نشان ميدهند كه شخصيت يك سرايدار و نگهبان و خدمتكار چه پتانسيل بالايي براي داستانپردازي و خلق لحظات كميك دارد. اينگونه شخصيتها اگر درست پرداخت شوند داراي جذابيتهاي نمايشي بالايي هستند.
سرايدارهايي كه تا به حال ديدهايم تركيب پيچيدهاي بودهاند از صفاتي چون صميميت، خشونت، صداقت، رذالت، بيسوادي، روشنفكري، بدجنسي، ساده لوحي و... .
سرايدارها و نگهبانها در فيلمها و سريالهايي ظاهر ميشوند كه تمام ماجراهاي سريال در يك لوكيشن ثابت رخ ميدهد.
پيچيدگي دروني اين آدمها و رفتار متضاد و دوگانهشان، به فيلمنامهنويسان اين امكان را ميدهد كه آنها را در مركز ثقل درام داستان قرار بدهند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|