 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هزاردستان ، هرگز تکرار نشد
|
| | | |
 | مجموعه تلويزيوني "هزاردستان" به کارگرداني زندهياد علي حاتمي يکي از مجموعههاي ماندگار تلويزيون است، مجموعهاي که سال 1367 از شبکه يک پخش شد و روند توليد مجموعههاي تاريخي را تحت تاثير قرار داد.
|  مجموعه تلويزيوني "هزاردستان" به کارگرداني زندهياد علي حاتمي يکي از مجموعههاي ماندگار تلويزيون است، مجموعهاي که سال 1367 از شبکه يک پخش شد و روند توليد مجموعههاي تاريخي را تحت تاثير قرار داد.
زندهياد علي حاتمي پس از ساخت مجموعههاي تلويزيوني "مثنوي معنوي"، "سلطان صاحبقران" و ، سومين اثر تلويزيونياش را با عنوان "هزاردستان" ساخت. او در اين مجموعه از بهترين عوامل و بازيگران چون مازياپرتو ،مهرداد فخيمي، مرتضي حنانه ، وليالله خاکدان ، جمشيد مشايخي، عزتالله انتظامي، علي نصيريان، داود رشيدي ، محمدعلي کشاورز و..... را انتخاب کرد.
در مجموعه "هزاردستان" شخصيتهايي چون شعبون استخواني تا روحاني مبارز و جليل القدري که بار مبارزه در بسياري از زمينهها به دوش ميکشيد، حضور داشتند. فضاهاي تهران قديم که بارزترين جلوه بصري اين مجموعه است به طراحي دکور جاني کورنتا و به سرپرستي خود حاتمي وابسته بود و در اين فضا انواع اماکن قديمي لحاظ وجود داشت.
در واقع احداث شهرک سينمايي غزالي درسال 1358 در بزرگراه کرج به طرح و پيشنهاد شادروان علي حاتمي، کارگردان شهير سينماي ايران و اجراي ولي الله خاکدان، آغاز شد. طرح علي حاتمي و ولي الله خاکدان توليد سريالي با مضمون تاريخ سياسي معاصر ايران بود که فاصلهاي کوتاه از اوايل دوره پهلوي اول را در بر ميگرفت.
همزمان با آغاز توليد "هزار دستان"، از آنجا که اين سريال شرايط جغرافيايي و شهري مناسب همان دوران اوايل قرن چهاردهم خورشيدي را لازم داشت، احداث شهرک سينمايي نيز آغاز شد.
10 هکتار مساحت براي ساخت و بازسازي تهران قديم در نظر گرفته شد و سپس عکسهايي از ساختمانها، عمارتهاي دولتي، محلهها، خيابانهاي تهران و لباس و نوع پوشش تهيه شد.
حاتمي عکسها و اسناد را در شهرک سينمايي "چينه چيتا" ايتاليا، با کمک نقاشي ايتاليايي اتود زد و تابلوهاي کوچکي به وجود آورد. سپس با کمک يکي از بهترين دکوراتورهاي ايتاليايي به نام جاني کورنتا و گروه بزرگ او نقشه شهرک را در مقياس يک هزار برابر کوچکتر ترسيم کرد و با ساخت ماکتي از شهرک به ايران بازگشت.
علي حاتمي پس از مدتي با بررسي زمينهاي کنار بزرگراه تهران کرج، احداث شهرک سينمايي را در اسفند سال 1358 ، آغاز کرد.
از مکانهاي سريال "هزار دستان" ميتوان به ميدان توپخانه، ساختمان شهرداري، لاله زار، اکباتان، گراند هتل ،جواهر فروشي قازاريان، ساختمان شاه آباد، چاپخانه مظفر و کافه پارس تهران قديم اشاره کرد.
زنده ياد علي حاتمي به هنگام پخش مجموعه "هزاردستان" در سال 1367 با خبرنگار هفتهنامه سروش گفتگو کرد.
او چگونگي شکلگيري مجموعهاش با اين جمله شرح داد: بعد از "سلطان صاحبقران" قرار شد مجموعه ديگري را براي تلويزيون بسازم که البته آن مجموعه "جاده ابريشم" نبود، بلکه مجموعهاي به نام "انحصار تنباکو" بود. من هم حدود شش تا هفت ماه روي اين مسئله تحقيق کردم. بعد از يکسال متني تهيه شد و به صورت طرح به سازمان تلويزيون و راديو آن زمان ارائه دادم.
وي افزود: با طرح "انحصار تنباکو" مخالفت شد و گفتند شما مجموعه ديگري براي ما بسازيد. بعد از اين اتفاق، يعني پس از "سلطان صاحبقران" سر من هم شلوغ شده بود، زيرا همه تهيهکنندگان دوست داشتند من براي آنها کار کنم و از سوي ديگر رفت و آمدهايم زياد شده بود و فرصت تحقيقات نداشتم. فقط در فاصله تحقيقات "سوته دلان" اين فرصت دست داد. در واقع من بعد از "مثنوي معنوي" و "سلطان صاحبقران" به طور کلي مجموعه سازي ميکردم و اميدوار هم بودم به اين هدفم برسم. هدفم اين بود تا مجموعه بسازم و به ترتيب آنها را کاملتر کنم.
اين کارگردان در ادامه گفتگوهايش خاطرنشان ساخت: در نتيجه در کار اول شش قسمت، در کار دوم 13 قسمت و در کار سوم هم که گام بلندتري بود، قرار بود 26 قسمت مجموعه بسازم. در نتيجه من بايد روي قصه کار ميکردم و وقت کافي هم ميداشتم تا بتوانم يک چنين قصهاي طولاني را بنويسم. من در "هزار دستان" تجربياتم را در زمان "سلطان صاحبقران" را جمع کرده و يک مجموعه تاريخي ساختم، اما در اين مجموعه قصد داشتم از چند چهره تاريخي استفاده کنم و بقيه را از چهرههاي ذهني خودم استفاده کنم و اين تلفيقي بود از قصه و واقعيت. يعني تاريخ و افرادي که زاده و ساخته ذهن نويسنده بود به وجود بياورم و يا احياناً چند تا شخصيت تاريخي را هم در هم ادغام کنم و شخصيت تازهاي را از تلفيق اينها به دست بياورم.
وي درباره روند مراحل نگارش گفت: براي نگارش متن که بيشتر از يک رمان هم بود، فرصت کافي ميخواست؛ اما آرامش نداشتم، نه در دفتر کارم و نه در خانه، چون مرتب تلفن زنگ ميزد. به همين خاطر تصميم گرفتم بروم به شهري مثل شيراز، اما متوجه شدم که در آنجا باز هم خانواده در دسترس است. بعد به اين فکر افتادم که به يک کشور بروم که البته انگليس نباشد، زيرا چند کلمه هم ميتوانستم صحبت کنم، به همين دليل فرانسه را انتخاب کردم. مطلقاً نميتوانستم صحبت کنم. پس توسط نامهاي از تلويزيون، هتلي گرفته شد و ماه ژوييه را انتخاب کردم، چون پاريس در اين زمان خلوت بود.
براي نوشتن هزاردستان سرم را از ته تراشيدم
زندهياد علي حاتمي در ادامه گفتگويش با اين نشريه افزود: اولين کاري را هم که در آنجا انجام دادم، رفتن به سلماني بود تا سرم را از ته بتراشم تا رويم نشود به خيابان بروم و تنها کارم اين باشد که از صبح تا شب بنويسم. کار چيزي در حدود 60 تا 70 شخصيت داشت که نامگذاري براي آنها هم وقت ميگرفت. در خصوص ديالوگها هم بايد بگويم من مفاهيم حرفهاي شخصيتها را مينوشتم و به صورت سناريو آن چيزي را که کامل بود و ارزش کلامي داشت بعد رويش کار ميکردم. دومين اقدام مهم و موثر براي توليد "هزاردستان" انتخاب شهرک و بقيه دکورهاي تهران قديم بود.
وي خاطرنشان ساخت: بر اساس تحقيقاتي که انجام داده بودم، سفري به ايتاليا داشتم و انواع ساخت دکورها را از نظر زيربنايي بررسي کردم و با بهترين متخصصها تماس گرفتم و چون کار کنترات خودم بود به عنوان يک کار شخصي برخورد کردم، به همين دليل قيمتها را ارزانتر حساب کردند؛ زيرا اگر ميفهميدند که اگر کار براي تلويزيون است رقم بسيار بالاتر ميرفت. در واقع در همان سفر ايتاليا قرارهايمان را گذاشتيم و ماکت شهر را بر اساس عکسهاي جمعآوري شده ساختيم، به همين دليل اگر شما شهرک را ببينيد متوجه ميشويد که برخي قسمتها از يک شهر انتخاب شده و برخي از شهر ديگر.
اين کارگردان اضافه كرد: حتي از نظر گريم و يا بافت کلاه گيسها که موسسه روکتي بافته ميشد، اين کارها توسط بهترين استادهاي کارهاي اين حرفه ساخته شده بود. به اين ترتيب فکر ميکنم چيزي در حدود 15 روز بعد از 22 بهمن ماه سال 57 کار من تمام شد، اما پس از انقلاب سرنوشت مجموعه "هزاردستان" نيز تا مدتي بلاتکليف ماند. براي چگونگي ادامه کار من سه پيشنهاد به تلويزيون دادم و آنها نيز حسن نيت نشان دادند و گفتند که ما هم ميخواهيم، ولي فعلاً فرصت تصميم گيري نيست، اما شما اگر بتوانيد به ما برنامه برسانيد مهمتر است .براي همين من هم از سريال "سلطان صاحبقران" دو فيلم سينمايي با عناوين "ميرزارضا" و "اميرکبير" که چند بار هم در طول انقلاب پخش شد، ارائه دادم.
وي در اين گفتگو اشاره کرد: اما پس از چندي تلويزيون به من گفت ما اين سريال را خواهيم ساخت، اما بايد متن را بخوانيم. من از آنجايي که اميدوار بودم که اين کار ساخته شود در مدت چند سالي که کار به تاخير افتاده بود حدود 80 تا 90 درصد آکسسوار را تهيه کرده بودم .
زندهياد علي حاتمي در اين گفتگو درباره اينکه بعد از تصويب "هزاردستان" و شروع شدن جنگ و نيامدن متخصصان خارج از کشور به ايران براي طراحي صحنه و گريم چه اقدامي انجام داديد، گفت: به خاطر جنگ متخصصان خارجي تن به ريسک حضور در ايران نميدادند، به همين دليل از متخصصان خودمان استفاده کرديم. در خصوص گريم آقايان عبدالله اسکندري و جلال معيريان عمل کردند و بايد بگويم براي نخستين بار کاري واکه، آن گريمور ايتاليايي فقط طرحش را ميداد و خودشان ميبافتند، ولي چيزي که بافتند که از سطح آن گريمور ايتاليايي بالاتر بود. در واقع همه نيرو و انرژيمان را گذاشتيم و من هم که احساس ميکردم شايد اين تنها و آخرين کار باشد، تمام تلاشم را ميکردم.
مشايخي: از کار با علي حاتمي لذت ميبردم
جمشيد مشايخي، ايفاگر نقش رضا تفنگچي درباره بازي در مجموعه "هزاردستان" به خبرنگار مهر گفت: علي سال 58 تصميم گرفت اين سريال را کار کند. به ياد دارم در لاله زار نو در يک خانه قديمي کار را شروع کرديم. در ابتدا قرار بود من همراه خانم فخري خوروش بازي کنم، اما علي به دليل اينکه معتقد بود سن خانم بايد کمتر باشد آن صحنه را با شهلا ميربختيار بازي کردم. البته قبل از شروع کار حاتمي به من گفت جمشيد دستمزدي که در اين کار داده ميشود، ممکن است زياد نباشد؛ اما ميخواهم با تمام وجودمان کار کنيم و دقيقاً هم همين اتفاق افتد. همه هنرمندان همچون آقايان اسکندري، معيريان و... زحمت زيادي براي مجموعه "هزاردستان" کشيدند.
وي افزود: بعد از اين لوکيشن براي ضبط سکانسهاي زندان رضا تفنگچي به اقدسيه رفتيم و در آنجا کار را ادامه داديم و بعد به شهرک سينمايي واقع در کيلومتر 15 جاده کرج رفتيم. ضبط مجموعه "هزاردستان" به دليل وقفههايي که ايجاد ميشد تا سال 1364 طول کشيد. توقفهاي مکرر اين پروژه به خاطر تغيير مسئولان بود.
بازيگر نقش رضا تفنگچي درباره اينکه آيا توقفهاي کار شما را خسته نميکرد، توضيح داد: نه، اصلاً خسته نميشدم، چون کار با علي را خيلي دوست داشتم و از آن لذت ميبردم. گرچه بازي رضا تفنگچي و رضا خوشنويس دشواريهاي خودش را داشت، اما خيلي شيرين بود.
مشايخي درباره جايگاه "هزاردستان" در کارنامه هنرياش گفت: واقعاً جايگاه برجستهاي دارد. براي من هميشه بازي در آثار علي لذتبخش بود و مجموعه "هزاردستان" برايم خاطرات زيادي را بر جاي گذاشته است. به نظرم ديالوگهايي که علي مينوشت خيلي شاعرانه و زيبا بود. علي هميشه در آثارش موفق بود، چون به راحتي از صحنهها نميگذشت و براي تک تک پلانها وقت ميگذاشت. او مثل کارگرداناني نبود که اداي اين رشته را در ميآوردند. اگر بازيگر نظري داشت به نظرش احترام ميگذاشت
وي اشاره کرد: به ياد دارم در فيلم "کمال الملک" در صحنهاي که بازي داشتم، احساس کردم ديالوگهاي کمال الملک زياد خوب نيست. درباره اين موضوع با علي صحبت کردم و او هم با رويي گشاده پذيرفت و نيم ساعت تمام وقت گذاشت تا ديالوگ مناسبتري بنويسند.
بازيگر "هزاردستان" ويژگي زندهياد علي حاتمي را انعطافپذير بودن او برشمرد و گفت: او هميشه با منطق حرف ميزد و منطقي هم پاسخ ميداد. البته خيلي حيف شد، چرا که خيلي از صحنههاي مجموعه "هزاردستان" حذف شد. به ياد دارم براي صحنههايي ما چهار ساعت تصوير گرفته بوديم، اما فقط يک ربع پخش شد. شايد اگر الان اين مجموعه پخش ميشد تا اين حد حذف نميشد.
منصور ضابطيان، منتقد درباره مجموعه "هزاردستان" گفت: به نظرم کارهاي علي حاتمي در سينما و تلويزيون برند خودش را دارد. همانطور که يک طراح معروف يک لباس را طراحي ميکند و لباس طراحي شده به نام خودش است، کارهاي علي حاتمي هم اين طور است و همه به نام او ميشناسند. "هزاردستان" مجموعه ماندگار و منحصر به فرد علي حاتمي است. گرچه 20 سال از ساخت اين مجموعه گذشته، اما هنوز به عنوان يک منبع ميتوان به آن مراجعه کرد.
وي افزود: کارگرداني و گرفتن بازي از بازيگران علي حاتمي منحصر به فرد بود. هيچ کس شبيه او نبود. او خودش بود. زنده ياد حاتمي در نويسندگي و کارگرداني ويژگيهاي خودش را داشت. جزو معدود کارگرداناني بود که وقتي فيلمنامه آن را ميخوانديد لذت ميبريد. بايد يک فيلمنامه خيلي قوي باشد تا تنها با خواندن آن لذت ببري و اين ويژگي علي حاتمي بود. هميشه ديالوگهايي که علي حاتمي مينوشت، آهنگين بود و ميزانسنهايش خيلي خوب بود.
اين منتقد خاطرنشان ساخت: "هزاردستان" فقط به لحاظ تاريخ اهميت ندارد، گرچه اين ويژگي هم غير قابل انکار نيست، اما نگاه شاعرانه او به تاريخ خيلي اهميت دارد و همين مسئله آثارش را برجستهتر ميکرد، حتي ديالوگ آدمهاي بد قصه هم آهنگ خودش را داشت.
ضابطيان يادآور شد: چقدر بايد افسوس بخوريم که ديگر کارهايي مثل "هزاردستان" ساخته نميشود. به ياد دارم زماني که مجموعه "هزاردستان" پخش ميشد برخي در مطبوعات به شکل اغراق آميز نقد منفي ميکردند. شايد اگر 20 سال صبر ميکرديم، متوجه ارزشهاي مجموعه "هزاردستان" ميشديم و بعد اين گونه درباره اين سريال فاخر نظر نميداديم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|