 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
مهر , چهارشنبه 27 مرداد 1389 |
|
رعنا ؛ نگاهي تازه به مقوله عشق
|
| | | |
 | مجموعه تلويزيوني «رعنا» به کارگرداني داوود ميرباقري از آثار ماندگار دهه 60 تلويزيون است. رويا تيموريان و رسول نجفيان 20 سال پس از پخش اين مجموعه با "مهر" سخن گفتند.
|  مجموعه تلويزيوني «رعنا» به کارگرداني داوود ميرباقري از آثار ماندگار دهه 60 تلويزيون است. رويا تيموريان و رسول نجفيان 20 سال پس از پخش اين مجموعه با "مهر" سخن گفتند.
داود ميرباقري بعد از ساخت مجموعه تلويزيوني "گرگها"، خردادماه سال 1368 مجموعهاي با عنوان "رعنا" را با موضوعي پيرامون حوادث انقلاب با بازي گلچهره سجاديه، پرويز پرستويي، بهزاد فراهاني، رسول نجفيان، رويا تيموريان، فاطمه گودرزي و سعيد نيکپور جلوي دوربين برد.
اين مجموعه که در گروه فيلم و سريال شبکه يک تهيه شده بود، يک سال پس از توليد از اين شبکه پخش شد و در آن زمان توانست مخاطبان بسياري را جذب کند. اين هفته در بررسي مجموعههاي ماندگار سيما به بررسي سريال "رعنا" پرداختيم.
ميرباقري در دومين کار تلويزيوني خود در مجموعهاي هشت قسمتي داستان دختري به نام "رعنا" را روايت کرد. او دختر مردي به نام سنايي از صابون پزهاي قديمي تهران است. رعنا برداري به نام منصور دارد. پس از چندي مردي به نام دانايي که دبير آموزش و پرورش است به خواستگاري رعنا ميآيد و با وجود مخالفتهاي منصور با او ازدواج ميکند، اما پس از گذشت مدت زماني دانايي به خاطر شرکت در فعاليتهاي سياسي دستگير و روانه زندان و کشته ميشود.پس از سالها پسر رعنا که به شدت درگير انقلاب اسلامي و مبارزه با رژيم پهلوي در سال 1357 است ،در يک درگيري خياباني مفقود ميشود . رعنا و دخترش به دنبال يافتن او هستند که ماجراهايي از گذشته دوباره باز و زنده ميشود.
ميرباقري: به عمد شيوه فلاش بک را در سريال "رعنا" انتخاب کردم
داود ميرباقري طي روايت اين داستان، مقطعي از تاريخ معاصر را نيز روايت کرد. بخش عمدهاي از داستان مجموعه "رعنا" به شيوه فلاش بک روايت شده است. ميرباقري درباره انتخاب اين شيوه بعد از پخش مجموعه در گفتگو با هفته نامه سروش گفت: شايد شيوه ارجاع به گذشته ساده و دم دستي تلقي شود، اينکه هر نويسنده هر کجا کم ميآورد به فلاش بک مراجعه ميکند، اما من در اين قصه کم نياورده بودم، بلکه به عمد و از روي علاقه اين شيوه را انتخاب کردم.
وي درباره دليل تعهد خود براي استفاده از اين شيوه گفت: بعضي از موقعيتهاي دراماتيک قصه ريشهاش در خاطرات تلخ و شيرين گذشته است، به همين خاطر استفاده از فلاش بک در ايجاز، ساختار و پرداخت کلي اين قصه کمک ميکرد.
اين کارگردان در ادامه درباره دلبستگياش به شيوه فلاش بک اشاره کرد و توضيح داد: معتقدم که انسان مجموعهاي از سبکها است که البته اين سبکها بر اساس کاراکتر اصلي و شروع درست آن ايجاد ميشود. هر انساني در مقاطع مختلف زندگي بخشي از زندگي را پشت سر ميگذارد و در اين ميان نيز قوه تخيل او در روال زندگي عمل ميکند. لذا در غالب موارد در يک قصه کاراکترها نه حال و نه گذشتهاي مشخص دارند و نه فکري به آينده، به همين دليل من در پي ارتباط منطقي و درست بين اين سه عرصه يعني گذشته، حال و آينده هستم.
وي خاطرنشان ساخت: محور اصلي اين قصه، عشق است و عشق هم مقولهاي است جاودانه که در هر زمان قابليت مطرح شدن را دارد. بنابراين نبايد به دنبال رابطهاي خاص با زمان فعلي در آن گذشت.
ميرباقري با بيان اين نکته که تصويري شناخته شده از يک زن در ذهنش او را براي نگارش فيلمنامه رعنا ترغيب کرد، گفت: رعنا شخصيتي بود که در ذهن من با توجه به آدمهاي اطرافم خيلي شناخته شده بود. بر خلاف روال قبلي که هميشه موضوع را اصل قرار ميدادم، اين بار با يک تصوير شروع کردم، اما نتيجه آن شخصيتي نشد که من ميشناختم، بلکه جور ديگري شد. به هر حال خودم هم از نتيجه نوشته خودم متعجب هستم. به نظرم ميآيد که اگر کار به همان ميزان صميميت نوشته شده، اجرا نميشد باز هم براي من فوق العاده دوست داشتني بود.
رويا تيموريان، بازيگر مجموعه تلويزيوني "رعنا" در پاسخ به اين سئوال که بازي در مجموعه "رعنا" اولين کار تصويري شما بود، فکر ميکنيد تجربه خوبتان در عرصه تئاتر چقدر در انتخاب شما براي بازي در اين سريال موثر بود، به مهر گفت: فکر ميکنم خيلي تاثير داشت. در واقع تجربه تئاتري و خود نقش، حضور ميرباقري به عنوان کارگردان و متن قوي و دل انگيز باعث شد که من بازي در اين پروژه را بپذيرم. قطعاً تجربه تئاتر به من خيلي کمک کرد تا در کنار کارگرداني آگاه بتوانم نقش را خوب دربياورم . البته فقط من تئاتري نبودم، بلکه گروهي که در اين اثر حضور داشتند همه تجربه تئاتري داشتند، به همين دليل خروجي هم کيفيت خوبي داشت.
وي درباره اينکه معمولاً وقتي بازيگران تئاتر در يک اثر تلويزيوني بازي ميکنند، مجموعهاي قوي شکل ميگيرد، توضيح داد: قطعاً همينطور است، چرا که تئاتر آموزش زيادي به بازيگر ميدهد و باعث ميشود بازيگر موارد مختلفي را در بازيگري آموزش ببيند، تجربه خوبي که کمتر درعرصههاي ديگر به دست ميآيد.
اين بازيگر درباره قصه جذاب مجموعه که باعث محبوب شدن آن در ميان مردم شده بود، توضيح داد: مجموعه "رعنا" پايهگذار شرايط جديدي در تلويزيون بود، حتي در آن سالها که فکر ميکنم سال 69 بود اين فرم نگارش، تصويربرداري و حضور شخصيت زن تا اين حد جدي و با کارآيي بالا در تلويزيون و حتي سينما نبود. ميرباقري با "رعنا" حرکت جديدي را در تلويزيون آغاز کرد. شخصيت زن در مجموعه "رعنا" خيلي قوي بود. علاوه بر آن در فيلمنامه به مسئله انقلاب هم به شکل صحيحي پرداخت شده بود.
وي افزود: در مجموعه "رعنا" دو زن محور اصلي قصه و تاثيرگذار بودند. نگاه حساس و ويژه به زن به عنوان مادر، عاشق و به عنوان کسي که ميتواند براي زندگي خودش تجربه کند، يکي از ويژگيهاي مجموعه "رعنا" بود، به همين دليل اين سريال تا اين حد در ميان مردم محبوب شد.
تيموريان درباره اينکه آيا ميرباقري بازيگران را در صحنه "رعنا" آزاد ميگذاشت تا بتوانند پيشنهاد خودشان را براي بهتر شدن شخصيت بدهند، توضيح داد: ميرباقري خودش نيز زمينه تئاتري داشت و با دقت به پيشنهادهاي بازيگران گوش ميداد. در برخي مواقع موافق يا مخالف بود، اما هرگز سليقهاي عمل نميکرد؛ بلکه با منطق دليل مخالفتش را نسبت به پيشنهاد بازيگر ميداد. "رعنا" يکي از به ياد ماندگارترين کارهاي پشت صحنه من بود. همدلي، هم زباني، آزاد بودن در نظر و ... امتيازات کار به حساب ميآيد. علاوه بر آن کار با ميرباقري خيلي لذتبخش بود و من توانستم با "رعنا" اولين کار تصويريام را تجربه کنم.
اين بازيگر با اشاره به خاطراتش در مجموعه "رعنا" گفت: تمام لحظات در اين مجموعه شيرين بود. به ياد دارم در آن زمان نمايشي را به کارگرداني بهزاد فراهاني همراه پرويز پرستويي با عنوان "مريم و مردآويج" بازي ميکرديم. استقبال مردم از نمايش خيلي زياد بود، حتي برخي مردم با اتوبوس از شهرستانهايي همچون اراک براي ديدن اين نمايش ميآمدند. در آنجا بود که داود ميرباقري من را ديد و براي مجموعه "رعنا" انتخاب کرد. با توجه به اينکه ميرباقري زمينه تئاتري داشت، به همين دليل بازيگران تئاتري هم براي "رعنا" انتخاب کرد. گرچه 20 سال از پخش مجموعه "رعنا" ميگذرد، اما هنوز هم مردم درباره اين مجموعه حرف ميزنند.
وي درباره اينکه فکر ميکنيد تابوشکني "رعنا" به ويژه در قصه و نگاه تازهاي که به مقوله عشق داشت، چقدر در محبوبيت اين مجموعه موثر بود، توضيح داد: فکر ميکنم خيلي موثر بود. اين مجموعه تابوشکني زيادي در مقوله عشق داشت. مثلاً دختري که خودش به خواستگاري ميرود. "رعنا" يک کار زنانه، بسيار لطيف و تاثيرگذار بود. شايد باور نکنيد، اما خيلي از مردم به من ميگويند کارهايم را بعد از "رعنا" دنبال ميکنند و خاطره اين مجموعه هنوز هم در ذهنشان ماندگار مانده است، حتي چند سال پيش که اين مجموعه دوباره پخش شد نسل جوان هم با ديدن آن همين نظر را داشتند.
تيموريان در پاسخ به اين سئوال که فکر ميکرديد روزي کارتان را در تصوير با يک اثر خوب شروع کنيد، عنوان کرد: من در آن دوره که تئاتر کار ميکردم هميشه علاقمند بودم تا زماني که به پختگي لازم نرسم کار تصوير انجام ندهم. گرچه برخي به من ميگفتند که دير ميشود يا سنام بالا ميرود، اما من به اين حرفها بي توجه بودم. آنچه برايم اهميت داشت اين بود که چگونه وارد شوم؟ و چطور بمانم؟ حتي بعد از "رعنا" پيشنهادهاي زيادي داشتم، اما دوباره به سمت تئاتر رفتم تا بتوانم خودم را براي بار ديگر آماده کنم.
اين بازيگر يادآور شد: همه کارهايي که من انجام دادم عزيز است و هميشه سعي کردم انتخاب صحيح داشته باشم."رعنا" تجربه خوبي بود. علاوه بر آن با کارگرداني کار کردم که خودش زمينه تئاتر داشت. او با اشراف کامل قصه اين مجموعه را نوشت. هميشه براي هر انساني برخورد اول خيلي مهم است و برخورد اول من با کار تصوير خاطره خوبي برايم به جا گذاشت.
وي با اشاره به خاطراتش گفت: جالب است بدانيد در هنگام تصويربرداري مجموعه "رعنا" من دختر دومم را باردار بودم. از سوي ديگر در صحنههاي آخر دويدن زياد داشتيم. گرچه برايم مشکل بود، اما اين کار را انجام ميدادم. برخي مواقع هم ميرباقري عصباني ميشد و ميگفت بازيگري که سر کار است نبايد اين وضعيت را داشته باشد. . جالب است بدانيد بعد از اينکه دخترم را به دنيا آوردم گروه تصميم گرفتند صحنههاي آخر را با ايجاد تغييراتي دوباره ضبط کنند. مسلماً چهره و فيزيک من بعد از به دنيا آمدن بچه تغيير کرده بود و گروه سعي کردند با ترفند گريم و يا گرفتن صحنههاي باز اين مشکل ديده نشود.
نجفيان: ميرباقري با انتخاب من که بازيگري چهره نبودم، ريسک کرد
رسول نجفيان بازيگر نقش پوريا در مجموعه "رعنا" درباره بازي در اين سريال به خبرنگار مهر گفت: اين سريال در کنار اينکه يک قصه عشق را روايت ميکرد به انقلاب هم پرداخته بود. در اين مجموعه من نقش پوريا را بازي کرده بودم که شخصيت منفي قصه بود، اما جالب است بدانيد که مردم بيشتر من را به عنوان آدمي مظلوم که در حقاش ظلم شده است، در اين سريال باور کردند.
وي ادامه داد: در واقع وقتي من را در کوچه و خيابان ميديدند، ميگفتند که چقدر مظلوم هستم و در حق ظلم شده است. به ياد دارم در آن سالها يک آقايي در ميدان شوش با من برخورد تندي کرد و گفت: "بيغيرت، چرا گذاشتي نامزدات را از دست در بياورند! مرد بايد غيرت داشته باشد" هر چه به آن دوست عزيز توضيح دادم که اين مجموعه نمايشي است و خودم اين طور نيستم، باور نکرد.
اين بازيگر خاطرنشان ساخت: وقتي ميرباقري به من پيشنهاد بازي داد، ريسک کرد؛ چرا که من بازيگر چهرهاي نبودم. مجموعه "رعنا" جزو تجربههاي خوب من است و هميشه در خاطرم باقي ميماند. ميرباقري در اين اثر بچههاي تئاتر را دور هم جمع کرد و مجموعه هم با استقبال زياد مردم رو به رو شد. در آن سالها من کمتر بازي ميکردم و بيشتر کارگردان تله تئاتر بودم، اما بعد از بازي در مجموعه "رعنا" پيشنهادهاي زيادي به من شد و من محبت ميرباقري را که براي بازي در سريال "رعنا" انتخاب کرد، فراموش نميکنم، چون جسارت کرد.
نجفيان در پايان افزود: البته در اين مجموعه رويا تيموريان هم اولين کار تصويرياش بود يا فاطمه گودرزي اولين کار جدياش بود. در مجموع کار با ميرباقري خيلي لذت بخش بود و تمام لحظات کار کردن در اين سريال شيرين و به يادماندني بود.
آذين: "رعنا" تجربه جديدي براي داود ميرباقري بود
جبار آذين، منتقد درباره مجموعه "رعنا" به خبرنگار مهر گفت: "رعنا" تجربه نمايشي جديدي براي داود ميرباقري و تلويزيون بود و اين مجموعه برگرفته از فضاي اجتماعي و سياسي آن دوران ساخت شد. "رعنا" جزو کارهاي خوب و پرخاطره تلويزيون از يک کارگردان متبحر در عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون سالهاي بعد کشور است. ساختار نمايشي خوب و شخصيت پردازيهاي اصولي ،مقبول و ديالوگهاي خوب از امتيازهاي مجموعه "رعنا" بود و ميرباقري را در توليد کارهاي تلويزيون توانا و خوش فکر نشان داد.
وي در ادامه افزود: استفاده از بازيگران تئاتري و معرفي يک چهره مستعد که بعدها در سينماي ايران به عنوان بازيگري قدرتمند و محترم شهرت يافت (رويا تيموريان ) و بهرهگيري از دکورهاي تلويزيوني حجيم و مناسب، متن خوب و بازيهاي روان از ويژگيهاي "رعنا" محسوب ميشود. تمام امتيازهاي هنري و فني "رعنا" آن را اثري ديدني ساخته بود تا مضامين خوب را واگويه کند و از عشقها، رشادتها، مبارزهها، آرمانها، تلخيها و شيرينيها بگويد و چه خوب هم در آن سالهاي کم رونقي تلويزيون اينها گفته شد و همينها "رعنا" را با تجربه اندوزيهايش در اذهان به يادگار نشاند.
اين منتقد خاطرنشان ساخت: گرچه اکنون با توجه به تکنولوژيک شدن صدا و سيما کمتر اشتياقي براي توليد امثال "رعنا" وجود دارد، اما اين سازمان ميتواند از امکانات فني، هنري و مالياش براي مضمون عميق انساني، اجتمايع و آرماني "رعنا" قالب مناسب با ويژگيهاي دهه 90 تدارک ببيند و "رعنا" را با شمايل جديد و امروزين در باورها و اعتقادات راسخ ديني، ملي و اجتماعي وارد قاب تلويزيون کند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|