 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
نقدي بر رمان افسانه شيدايي
|
| | | |
 | اين گونه بيان مي كند كه سي در صد سوختگي براي شيدا به وجود آمده و آن هم در صورتش پيداست... |  هموطن آنلاین _مصطفی دولو _ كتاب افسانه شيدايي نوشته اي متفاوت اما در خور توجه جوانان، كاري است به قلم خانم گلرخ بيات. مخاطب با خواندن صفحات اول اینطور به نظرش مي رسد كه دغدغه هاي يك پرستار را مي خواند پرستار (نوشين) ، اما با چند صفحه ورق زدن خواهيم ديد كه رنگ و بوي داستان جلوه اي ديگر به خود مي گيرد و ماجرايي تازه در درون رمان رخ مي دهد كه يك جوان چطور مي تواند در دام این گونه مشكلات بيفتد و دست و پا بزند و هم كسي همراه او نشود.
شخص اول داستان زن جواني است به نام شيدا كه بر اثر حملات روحي به خودسوزي روي آورده است و ماجرا اين گونه آغاز مي شود ... نويسنده اين گونه بيان مي كند كه سي در صد سوختگي براي شيدا به وجود آمده و آن هم در صورتش پيداست.
او در بيمارستاني بستري است كه نوشين در آن كار مي كند و داستان از اينجا براي خواننده گشاده مي شود. هر روز نوشين براي مراقبت از شيدا قدم در اتاق او مي گذارد و شيدا پاره اي از زندگي خود را براي نوشين واكاوي مي كند.
داستان را اين گونه به او (نوشين) مي گويد: فاصله خودش با ديگر خواهرش و پدر و مادرش بسيار زياده بوده و اين دليلي مي شود كه آنها نمي توانستند شيدا را درك كنند و مسئله بيشتر مواقع به جنگ تبديل مي شود و به سرخوردگي هاي شيدا بيشتر دامن مي زد. رمان سيل صعودی خود را طي مي كند و شيدا بزرگ مي شود و با دوران بلوغ همراه ، با نامزدي خواهرش تصميم مي گيرد به هر طريقي اين حسادت هاي بچه گانه خود را به تعبيري از خواهرش طلب كند و دست به بر هم زدن رابطه آنها (خواهرش و نامزدش) مي زند. با همان حركات بچه گانه خودش اما در اين بين مادرش با خبردار شدن از موضوع با بي احترامي هايي كه مي كند و شيدا را در محيط خانه محبوس مي كند و از جملاتي استفاده مي كند كه هم سن و سال شيدا نيست ، هر روز زودتر شيدا را از سنش بزرگ مي كند. تا عاقبت شيدا كار دست خود مي دهد.
نويسنده در رمان افسانه شيدايي نقطه قوت خود را در استفاده درست از شخصيت پردازي مناسب به كارگيري از فضاها و عموما منولوگ هايي كه شيدا داشته است خوب به كار گرفته البته فضاي رئال رمان خالي از بهتر كردن درون مايه رمان نيست و رمان افسانه شيدايي را مي توان اين گونه تعبير كرد؛ از شوق هايي نشات مي گيرد كه غالبا اشتباه بوده و كسي همراه آنان نشده كه راه درست را به آنان نشان دهد.
رمان از هراس هاي دوران جواني مي گويد از بن بست هايي كه براي يك جوان مي تواند سرراهش باشد و ديگران مي توانند آن را راهنمايي كنند ولي با عدم آگاهي و غفلت هاي زياد دامن بر مشكلات مي زنند. نويسنده با قلم زيباي خود اين حس و فضا را به مخاطب خوب القا مي كند. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|