 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
آقاي ميرباقري! ما را معاف كنيد
|
| | | |
 | اين روزها ديگر ديدن شاهكار داود ميرباقري كار سختي شده است. هرچه سريال جلوتر ميرود نشستن و ديدن سكانسهاي مختلفش مشكلتر ميشود. از ابتدا هم نميشد به اين فيلم با ديد يك سريال عادي تاريخي نگاه كرد. |  اين روزها ديگر ديدن شاهكار داود ميرباقري كار سختي شده است. هرچه سريال جلوتر ميرود نشستن و ديدن سكانسهاي مختلفش مشكلتر ميشود. از ابتدا هم نميشد به اين فيلم با ديد يك سريال عادي تاريخي نگاه كرد. آنجا كه يك انسان (مختار ثقفي) ميان احساس و عقل، نفس و ايمان، ظاهر و باطن، دنيا و آخرت، در امتحان انتخاب متحير و مردد شد و در نهايت حسن ابن علي را تنها گذاشت و خسران و پشيماني را براي خود به بار آورد.
مختاري كه عاشق علي (ع) بود، پسر علي را تنها گذاشت زيرا عقلش او را به آنجا كشاند كه نبايد در جنگي بيحاصل شمشير بزني و خود را بيهوده به هلاكت اندازي!و اما اين روزها كه صداي زنگ قافله امام حسين(ع) در بيابانها پيچيده است ديدن حوادث و وقايع پيش از عاشورا از خلال يك فيلم اينگونه عريان و حقيقي به واقع كاري دشوار است.
سياهي و پليدي عمال و وابستگان معاويه و يزيد و نقشههاي كثيفشان، خباثت و حماقت و بزدلي كوفيان عهدشكن كه دل انسان را ميلرزاند، مظلوميت و قلت ياران باوفاي امام حسين در ميان نامرد كوفيان همه و همه سبب ميشود تا اين سريال بيش از آنكه به سريالي تاريخي شبيه باشد به مرثيه و تعزيهاي بدل شود كه ديالوگها و گفتوگوهاي بازيگرانش حجم زيادي از مصيبت را بر دل بيننده هوار كرده و فيلم را از هرگونه روضه و مداحي و آهنگ غمانگيز بينياز ميكند.
به حتم هرچه به ماه محرم نزديكتر شويم همراه شدن با اين فيلم سختتر خواهد شد، زيرا سالهاست كه دلهاي ما به روضه و ذكر مصيبت عادت كرده است، اما حكايت چشمانمان به گونهاي دگر است.
ما عادت به ديدن خيانت كوفيان و بيعتشكني با حضرت مسلم را نداريم اگرچه سالها اشكريزان از زبان ايشان به سينه زده باشيم كه: حسين نيا به كوفه، كوفه وفا ندارد! چشمان ما تاب نخواهد آورد صحنهاي را كه لشكريان پسرمرجانه و حر رياحي راه را بر اماممان ببندند اگرچه سالها ناله كرده باشيم: عشق من! ميميرم آخر از غم تو ! ما با صحنههاي شارپ و عميق اين فيلم نميتوانيم تا تاسوعا و عاشورا همراه شويم و شاهد پستيهاي عمرسعد و شمر و كوفيان سياه روي و شهادت فرزندان و ياران امام حسين باشيم اگرچه از كودكي اشكهاي بيامان مادرانمان در غم رقيه و علياصغر را بر گونههايمان حس كرده باشيم.
ما نميتوانيم شاهد تنهايي و هتك حرمت حسين بن علي و اهل حرمش باشيم اگرچه سالها مداحان خوانده باشند و ما زار زده باشيم كه: زينت دوش نبي روي زمين جاي تو نيست...آقاي ميرباقري! ما را از ديدن ادامه اين شاهكار بديع و ماندگارتان معاف كنيد، چشمان ما طاقت «ديدن» شنيدههايمان از عاشوراي امام عشق را ندارد... ميرويم و آنگاه كه جناب مختار به خونخواهي اماممان برخاست، برميگرديم تا شايد مرهمي باشد بر زخم هميشگي دلمان از اشباه الرجال و لارجال!
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|