شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر روايت گنجشك و نقاش از آرزوهاي انسان

 
 

دوشنبه 11 بهمن 1389

روايت گنجشك و نقاش از آرزوهاي انسان

 
 

برخلاف آنچه انتظار مي‌رود، چندان الزامي وجود ندارد كه تله‌فيلم‌هايي كه به مناسبت ايام خاصي مثل روزهاي عزاداري از تلويزيون پخش مي‌شوند، ماجرايي مربوط به همان مناسبت خاص را به تصوير بكشند. اما معمولا در كنار تله‌فيلم‌ها و فيلم‌هاي سينمايي با موضوعات گوناگون، يكي دو فيلم هم با محوريت مناسبت موردنظر پخش مي‌شود.

برخلاف آنچه انتظار مي‌رود، چندان الزامي وجود ندارد كه تله‌فيلم‌هايي كه به مناسبت ايام خاصي مثل روزهاي عزاداري از تلويزيون پخش مي‌شوند، ماجرايي مربوط به همان مناسبت خاص را به تصوير بكشند. اما معمولا در كنار تله‌فيلم‌ها و فيلم‌هاي سينمايي با موضوعات گوناگون، يكي دو فيلم هم با محوريت مناسبت موردنظر پخش مي‌شود.
امسال در روز اربعين، تله‌فيلمي از مهدي جعفري به نام «نقش و نقاش» پخش شد. مهدي جعفري پيش از اين، هم در زمينه‌هاي ديگري غير از كارگرداني فعاليت كرده و هم تجربه‌هاي موفقي در زمينه كارگرداني فيلم كوتاه داشته اما «نقش و نقاش» از اولين تجربه‌هاي او در زمينه كارگرداني تله‌فيلم محسوب مي‌شود. گرچه تكنيك‌ها و نوع نگاهي كه در فيلم كوتاه وجود دارد، تاثيرش را روي شيوه كارگرداني او گذاشته است. مثلا يكي از خصوصيات فيلم‌هاي كوتاه اين است كه كارگردان فرصت كمي دارد تا بتواند مقصودش را بيان كند يا حقيقت آن را به تصوير بكشد.
شايد تاثير همين خصوصيت است كه از «نقش و نقاش» فيلمي با ضرباهنگ نسبتا تند ساخته كه قصه‌اش را به شيوه‌اي موجز و مختصر روايت مي‌كند. داستان نقش و نقاش در يك روستا مي‌گذرد و ماجراي كودكي روستايي را بيان مي‌كند كه تصميم مي‌گيرد با حذف كردن نقش شمر از مراسم تعزيه، مسير تاريخ را عوض كند و كاري كند كه واقعه كربلا پايان ديگري داشته باشد. تلاش‌هايي كه كودك در اين راستا انجام مي‌دهد، ماجراهاي فيلم را رقم مي‌زند. با اين كه بيشتر فعاليت‌هاي كودك و همكلاسي‌هايش قابل درك و باورپذير است، اما اواسط داستان چند كودك ساده روستايي، مثل يك باند جنايتكار يك نفر را مسموم مي‌كنند، مي‌دزدند و در جايي دور از روستا زنداني مي‌كنند كه اين اتفاق چندان با دنياي كودكانه و صادقانه بچه‌ها هماهنگ و سازگار نيست.
اما از مهم‌ترين خصوصيات قابل ذكر «نقش و نقاش» شخصيت‌پردازي استاندارد و نزديك به واقعيت آن است. مردمي كه در اين تله‌فيلم به بيننده معرفي مي‌شوند، داراي يك‌جور سادگي و صداقت و معصوميت روستايي هستند. خصوصا وقتي كه بچه‌هاي روستا در مركز اتفاقات قرار مي‌گيرند، اين سادگي بيشتر نمود پيدا مي‌كند. عكس‌العمل بچه‌ها و بزرگ‌ترهاي روستا در مقابل كسي كه قرار است نقش شمر را در تعزيه بازي كند، به گونه‌اي است كه انگار بازيگر را به صورت شمر مي‌بينند و واقعا او را مقصر واقعه عاشورا مي‌بينند و همين باعث مي‌شود كه در مقابل او جبهه‌گيري كنند. نمونه اين نوع برخوردها را در واقعيت هم سراغ داريم. گاهي يك بازيگر چنان با نقشي كه بازي مي‌كند عجين مي‌شود كه مردم در خيابان او را به شكل نقشي كه بازي كرده مي‌شناسند و نسبت به او ـ و در واقع نقشي كه در يك فيلم بازي كرده ـ قضاوت مي‌كنند و عكس‌العمل نشان مي‌دهند.
نكته: «گنجشك» بررسي روان‌شناسانه عواقب يك حادثه ناخواسته است؛ حادثه‌اي كه باعث مي‌شود شخصيت اصلي فيلم دچار درگيري‌هاي رواني شود و طي درگيري با مشكل، حوادث ديگري را با دست خودش رقم بزند در «نقش و نقاش» وقايع و احساسات به صورت برجسته و نخ‌نما به بيننده منتقل نمي‌شود. مثلا در قسمت‌هايي از فيلم تعزيه‌خواني انجام مي شود و به اين طريق بيننده با هنر تعزيه نزديك‌تر مي‌شود، اما چون اين قسمت‌ها كوتاه و موجز هستند، اين‌طور به نظر نمي آيد كه وسط يك فيلم سرگرم‌كننده، مستندي در مورد تعزيه‌خواني گنجانده شده است. در واقع داستان به خاطر مراسم تعزيه‌خواني متوقف نمي‌شود.
يكي از نكاتي كه در «نقش و نقاش» خوب رعايت شده، اين است كه وقتي كه فيلم به بيان عقايد مذهبي افراد مي‌پردازد، مسائل ماورايي يا فضاي معنوي را آنقدر زياد نمي‌كند كه فضاي كلي داستان به فضاي معناگرا تبديل شود. چون يكي از خصوصيات فيلم‌هاي معناگرا تاكيد زياد روي جزئيات است كه در نهايت باعث مي‌شود كه فيلم ريتمي آرام و كشيده داشته باشد. اين خصوصيت در مورد بيشتر فيلم‌هاي معناگرا وجود دارد. براي مثال تله‌فيلم «گنجشك» به كارگرداني داريوش ربيعي كه به همين مناسبت پخش شد، مجموعه كاملي از عناصري است كه در اكثر فيلم‌هاي معناگرا مشترك است.
«گنجشك» با اين كه شروع غافلگيركننده‌اي دارد، اما از همان صحنه‌هاي اول، به خاطر نحوه نورپردازي، حركات كند و كشيده دوربين، تاكيد بر روي جزئيات روزمره زندگي و عناصري مشابه، مشخص مي‌شود كه فيلمي معناگرا است. «گنجشك» بررسي روان‌شناسانه عواقب يك حادثه ناخواسته است؛ حادثه‌اي كه باعث مي‌شود شخصيت اصلي فيلم دچار درگيري‌هاي رواني شود و طي درگيري با مشكل، حوادث ديگري را با دست خودش رقم بزند. پريشان احوالي شخصيت اصلي توسط فلاش‌بك‌ها و فلاش‌فورواردها به خوبي نشان داده مي‌شود. همين‌طور مرز بين واقعيت و خيال كه گاهي هم براي شخصيت و هم براي بيننده از بين مي‌رود نشان از اوضاع روحي تاسف‌برانگيز شخصيت دارد. اما همين عوامل كه باعث انتقال درست احساس بازيگر به مخاطب مي‌شود، در نهايت منجر مي‌شود به اين كه فيلم گاهي از هم گسسته و بدون چفت و بست شود. مي‌توان گفت كه «گنجشك» در پريشاني و مريض احوالي آغاز مي‌شود و به‌خاطر اتفاقات ساده‌انگارانه‌اي كه گاهي در آن رخ مي‌دهد، با همان پريشاني تمام مي‌شود.
البته درست است كه فيلم‌هاي معناگرا گاهي خط‌هاي قرمز را جابه‌جا مي‌كنند، اما آغاز و پايان «گنجشك» با هم تناسب ندارند. زيرا مشكلي كه در آغاز مطرح شده و شخصيت را دچار مشكلات رواني و جنون كرده، چنان به آساني حل مي‌شود كه جاي سوال دارد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
دیار مادری به زویدی در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار