 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جوانان در عبور ممنوع انحرافات اجتماعی
|
| | | |
 | 8 دختر جوان؛ با دستان بسته، نگاههای پشیمان و طعم تلخ خاطراتی که زندگی برایشان رقم زده است
| 8 دختر جوان؛ با دستان بسته، نگاههای پشیمان و طعم تلخ خاطراتی که زندگی برایشان رقم زده است
6 نفر از آنها تنها حدود 16 سال سن دارند و مدتهاست که در یک باند فساد فعالیت میکنند. حرفهایشان حکایت از بچگی و خامیاست؛ اما اتهامشان نشانه بزرگ شدنهای زودرس است بزرگی که تباهی را برایشان به ارمغان میآورد.
کنار دیوار بازداشتگاه دختر ظریف اندامیبا چادری سرمهای رنگ و دستان دستبند زده شده ایستاده، الهام خرگوش سردسته باند دختران دانش آموز است.
الهام 16 سال بیشتر ندارد و سرکرده یک باندی است که به تشویق و ترغیب جوانان هم سن و سال خود به فساد و فحشا میپردازد.
او 8 ساله بوده که پدر و مادرش پس از سالها دعوا و مشاجره از هم طلاق میگیرند و او مجبور میشود با حکم دادگاه با پدر زندگی کند.
این دختر جوان ادامه میگوید: پس از مدت کوتاهی پدرم ازدواج کرد و نامادری ام هر روز مرا کتک میزد در 8 سالگی برای اولین بار از خانه فرار کردم و در سن 13 سالگی پس از اعتماد به یک پسر و بی حیثیتی که برایم پیش آمده بود برای همیشه از خانه رانده شدم.
یکی دیگر از این دختران که 15 سال دارد و از خانه فرار کرده میگوید: از بچگی برادرم مرا کتک میزد و خانواده ام هیچ دفاعی از من نمیکرد تا این که نخستین بار چند سال پیش پسر خاله ام به من تجاوز کرد و من که از طرف برادرم کتک میخوردم از خانه فرار کردم و در باند الهام خرگوش افتادم.
الهام خرگوش، سیاوش بچه، حسن گمرکی، علی بابا، تقی فیل گوش و سایر دختران و پسران بزه دیده همه از جمله افرادی هستند که خاطرات تلخ کودکی لطمات سختی را در بزرگسالی برایشان به ارمغان آورده و قربانی شرایط سخت و نامناسب زندگی و تربیت در خانوادههایی هستند که خود هنوز محتاج آموزش اند.
دکتر"علی نجفی توانا" حقوقدان و عضو انجمن دفاع ازحقوق کودکان در رابطه با جوانان و نوجوانان بزه دیده میگوید: تمام واکنشها و عملکردهای انسان به دوران کودکی وی معطوف است و جرایمیکه امروز در جامعه میبینیم معلول مسائل خانوادگی اند مجرمان بیمارند و کشتن آنها فایده ای ندارد بلکه باید دلایل ریشه یابی شود.
وی درپاسخ این سوال که مبنای بلوغ چیست؟ اظهار میدارد: تفکر حاکم بر جامعه ما بلوغ را سنی میداند که نشانه بلوغ در آن به ظهور میرسد و مسئله قابل توجه اینجاست که امروزه به دلیل تغذیه مناسب تقویت بهداشت کودکان زودتر از گذشته به بلوغ میرسند و فاصله ی میان رشد جسمیو فکری ایجاد شده است.
نجفی توانا میگوید: فقط نمیتوان کودکی را که مورد بزه واقع شده بزه دیده دانست چرا که نقصان تربیتی و خشونت کلامیرا نیز میتوان بزه تلقی کرد.
وی بابیان این که آزار عاطفی نسبت به صدمات جسمیدارای اثرات پایدارتری است،تحقیرکردن کودک،مقایسه او با دیگران و تهدید و خشونت کلامیرا از جمله آزارهای عاطفی عنوان کرد و گفت: جنبه مخرب صدمات بدنی به این دلیل است که در اکثر موارد تنبیه غیر عادلانه است.
این حقوقدان تاکید میکند: تنبیه اعتماد به نفس و عزت نفس انسان را میشکند و به وی میقبولاند که باید با او مانند حیوان برخورد کرد و انسان باور میکند مسائل خود را با زور حل کند.
توانا خودکشی و دیگرکشی را از پدیدههای کودکان خشونت دیده میداند و با اظهارتاسف میگوید: تنبیه بدنی در کشور ما در نزد والدین قانونمند و پذیرفته شده است و ما قوانین حمایتی در مورد آزار بدنی از سوی والدین نداریم.
وی همچنین میگوید: بپذیریم که تربیت کودکان زمان مکان و شرایط مناسب میطلبد و با توجه به نقش آموزش و حفظ تعادل جامعه آموزش والدین را در مدارس اجباری کنیم.
جامعه شناسان به طور کلی آسیبهای اجتماعی را برحسب گروهها یا فرایندهای اجتماعی بزرگ مدنظر دارند که تاثیر زیادی بر مردم گذاشته و به عنوان یک انحراف از رفتار در یک گروه خاص یا اجتماع مطرح میشوند.
برخی نظریه پردازان اجتماعی چون آلبرت کهن انحراف را به عنوان رفتاری که از انتظارات نهادینه شده و مشترک و مشروع در یک نظام اجتماعی تخلف نمایند،تعریف میکنند از این رو انحراف دگرگونی در مسیر است و منحرف شدن به معنای انحراف از راه درست است و در حیات اجتماعی سرپیچی از طرق تعیین شده توسط مدلهای رفتاری است که رفتار جمعی را رهبری میکند.
"دور کیم"جامعه شناس فرانسوی پدیده انحراف را یک پدیده بهنجار دانسته و برای آن کارکردهای مثبت اجتماعی قائل شده است از نظر او انحراف برای آن به هنجار و امری عادی است که هیچ جامعه ای قادر نیست سازگاری تمام با دستورهای اجتماعی را بر همه اعضایش تحمیل کند و اگر هم بتواند چنین کاری را انجام دهد چنان سرکوبگر میشود که برای همکاریهای اجتماعی افرادش هیچگونه آزادی عملی باقی نمیگذارد.
دکتر"رضا فاضلی"جامعه شناس در رابطه با انحرافات اجتماعی میگوید:
تحقیقات اجتماعی نشانگر آن است که انحراف اشکال گوناگون دارد و همه آنها آغازگر انطباق و تغییرات فرهنگی نیست و نقطه شروع بسیاری از آنها نهاد خانواده است.
وی میافزاید: با وقوع تحولات در جامعه،خانواده بسیاری از وظایف قدیمیخود را از دست میدهد و تنشهای جدید برای اعضاء خانواده مطرح میشود که بیگانگی و شکایت بین نسلی را ایجاد میکند بطوری که فرزندان و والدین همدیگر را درک نمیکنند.
این استاد دانشگاه میگوید: برهم خوردن نقش جنسیتی و سنی نیز این چالشها را وسیع تر میسازد روند تربیتی و عاطفی در خانواده کم رنگ شده لذا شکل گیری شخصیت افراد دچار اختلال میشود.
فاضلی معتقداست: بالاترین میزان انحراف افراد درمیان جوامعی دیده میشود که خانواده از شرایط مساعدی در زمینه تربیتی عاطفی اقتصادی شغل و مسکن برخوردار نبوده و معیارها و ارزشهای اجتماعی مورد بی اعتنایی افراد قرار گرفته و اعتقادات ضعیف میشود.
وی میافزاید: باتحولات اجتماعی بی نظمی و فساد درجامعه افزایش یافته و درسازمانهای اجتماعی قوانین و معیارهای اجتماعی درست اجرا نمیشود در این شرایط مشکلات فردی عام و شایعتر میشوند
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|