 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , شنبه 17 ارديبهشت 1390 |
|
سفر مادرانه جوليا رابرتز در تلويزيون
|
| | | |
 | اوپرا وينفري، مجري سرشناس و سياهپوست تلويزيون كه پس از پايان يافتن مجموعه تاكشو (گفتوگومحور) تلويزيوني موفق خود فرصت بيشتري براي كار تهيهكنندگي پيدا كرده، يك مستند تلويزيوني تازه را آماده پخش كرده است.
|  اوپرا وينفري، مجري سرشناس و سياهپوست تلويزيون كه پس از پايان يافتن مجموعه تاكشو (گفتوگومحور) تلويزيوني موفق خود فرصت بيشتري براي كار تهيهكنندگي پيدا كرده، يك مستند تلويزيوني تازه را آماده پخش كرده است.
اين مجموعه «مادران شگفتانگيز» نام دارد و در ستايش از مادراني تهيه شده كه توانستهاند فرزندان خود را در دل تمام سختيها و مشكلات با موفقيت بزرگ كرده و تحويل اجتماع دهند.
وينفري براي توليد مجموعه خود از جوليا رابرتز بازيگر مطرح سينما كمك گرفت و اين بازيگر (كه مدتي است مشغول بزرگ كردن فرزندان دوقلوي خود است و كمتر در فيلمهاي سينمايي ظاهر ميشود) به عنوان مجري با مجموعه مادران شگفتانگيز همكاري كرد.
اوپرا وينفري به دليل مادر بودن رابرتز را براي اجراي مجموعه خود انتخاب كرد.او ميگويد : «ميخواستم كسي كار گفتوگو را به عهده بگيرد كه خودش خيلي خوب با موضوع بحث آشناست و نسبت به آن حساسيت دارد. در عين حال، اين فرد بايد محبوب و مورد احترام عموم مردم و بويژه خانمها هم باشد. رابرتز تمام اين مشخصات را با خود داشت. اين بازيگر اسكار گرفته سينما از يك سو يكي از بازيگران مورد احترام خانوادههاست و از سوي ديگر، پس از مادر شدن بخش عمده وقت و زندگياش را به پرورش و نگهداري فرزندانش اختصاص داده است. او بخوبي ميداند مادر بودن يعني چه و به همين دليل در طول گفتوگو براحتي ميتوانست جنبههاي مختلف مادر بودن و تلاش براي انجام كارهاي درست و بهتر را مورد بحث و بررسي دقيق و موشكافانه قرار دهد.»
جوليا رابرتز هم با اين نظريه موافق است و اين در حالي است كه منتقدان هنري ميگويند زماني كه صحبت مادر بودن ميشود، او ياد گرفته است كه چگونه بايد خود و خانوادهاش را خوشحال كند. رابرتز ميگويد: «اگر در تمام طول روز لبخند به لب داشته باشي، آن وقت ميتواني ادعا كني كه يك مادر خوب هستي. من 3 فرزند دارم كه هدف اصليام در زندگي خوشحال كردن آنهاست.
همكاري با اوپرا وينفري در توليد مستند تازهاش هم بخشي از همين هدف است. خيلي خوب ميشود كه تو در مقام يك مادر تجربيات خودت را با بقيه مادرها تقسيم كني و تماشاگران تلويزيوني را دعوت به ديدن و تجربه كردن اين تجربهها بكني. هريك از ما مادرها يك قصه متفاوت از زندگي و تلاشهاي خودمان داريم و چقدر خوب ميشود كه بقيه هم با آنها آشنا و همراه شوند. من براي وينفري به عنوان يك همكار احترام زيادي قائلم و خوشحالم كه او دست به توليد مستندي درباره مادران زده است، اما صادقانه بگويم حتي اگر نام مطرحي مثل او پشت سر اين قضيه نبود من باز هم با اين مجموعه همكاري ميكردم. مادر بودن مرا وادار ميكند با هر مجموعهاي كه در ارتباط با مضمون مادري ساخته ميشود همكاري كنم، حتي اگر اين همكاري در حد يك رد شدني چند ثانيهاي از جلوي دوربين فيلمبرداري باشد!»
جوليا رابرتز در اين مستند تلويزيوني اول از همه درباره تجربه مادر شدن خودش با تماشاگران صحبت ميكند. يكي از نكات جالبي كه او در ارتباط با اين موضوع بيان ميكند اين است كه نگاه او به دنيا و فعاليت بازيگري پس از مادر شدن كاملا تغيير كرد و او تمام كارها و برنامههاي خود را براساس وقت و مسائل فرزندانش تنظيم ميكند.
يكي از اين موارد هم اين است كه او پس از تولد فرزندانش جذب بازي در فيلمهايي شده كه براي بچهها تهيه و توليد ميشود.
براي مثال كار جديدي كه او قرار است در آن بازي كند، نسخه تازه «سفيد برفي و هفت كوتوله» است كه در آن در نقش ملكه سياهدل و بدطينت قصه ظاهر خواهد شد. رابرتز پس از صحبت كردن درباره تجربه مادر شدن خود، همراه با يك فيلمبردار و صدابردار راهي مناطق مختلف شهر و همچنين كشور آمريكا ميشود تا با مادران مختلف و متفاوت درباره زندگي و تجربياتي كه داشتهاند صحبت كند. اين مادران چقدر فرزندان خود را دوست دارند و براي آنها چه كارهايي كرده يا ميخواهند بكنند؟
رابرتز با مطرح كردن چنين موضوعاتي تلاش ميكند به روحيات و درونيات مادران نفوذ كند و راز و رمز مادر بودن را مورد مكاشفه قرار دهد. براي جلوگيري از طولانيشدن و خسته شدن سكانسهاي مجموعه، قرار است تدوين آن ويژه باشد تا باعث شود تماشاگران با ميل و رغبت به تماشاي مجموعه بنشينند. مادراني كه در مجموعه طرف صحبت قرار ميگيرند در سنين مختلف و از طبقات و قشرهاي مختلف هستند. از زنان خانهدار گرفته تا زنان شاغل در مراكز مهمي مثل بيمارستانها يا مراكز رسمي دولتي جلوي دوربين مجموعه قرار ميگيرند و دانستهها و تجربيات خود را با بينندگان تلويزيوني تقسيم ميكنند.
اوپرا وينفري ميگويد اين مادران حقيقتا داستانهايي شگفتانگيز درباره زندگي و هنر مادري تعريف ميكنند و به همين دليل است كه نام كار مستند او مادران شگفتانگيز است. منتقدان تلويزيوني هم با توجه به حال و هواي اين مستند پيشبيني ميكنند انبوه تماشاگران تلويزيوني را جذب خود كند. مجموعا مستند مادران شگفتانگيز كارگردان ندارد و وينفري به نوعي كارگردان آن هم هست، اما در كارهايي از اين دست، كارگردان اهميت چنداني ندارد و نقش اصلي با مجري و حتي فيلمبردار است كه چگونه بتوانند لحظات مستند كار را شكار كرده و چيز بهتري به بيننده ارائه كنند. در همين ارتباط است كه دو فيلمبردار مسلط و كهنهكار تلويزيوني رابرتز را در سفر مادرانهاي كه داشته همراهي كردند.
رابرتز كه بايد او را در حقيقت راوي مجموعه قلمداد كرد، قبل از اين به عنوان بازيگر مهمان در مجموعههاي موفقي مثل «دوستان» و «ميامي وايس» حضور داشته است و مادران شگفتانگيز اولين كار تلويزيوني اوست كه در مقام راوي با سازندگان آن همكاري ميكند.
وي ميگويد علاقهمند است در هر پروژه مشابه تلويزيوني ديگري هم كار كند و با اين كار خود، هنر بازيگرياش را در خدمت فعاليتهاي اجتماعي و خانوادگي مربوط به زنان و مادران قرار دهد. اوپرا وينفري تهيهكننده و مجري تلويزيوني كه در چند فيلم سينمايي هم نقش كمرنگي بازي كرده است، به عنوان مطرحترين مجري تاكشوهاي تلويزيوني معرفي شده و «نمايش اوپرا وينفري» او در فاصله سالهاي 1989 تا 2009 يكي از پربينندهترين برنامههاي تلويزيوني بوده كه در هر برنامه بيش از 50 ميليون تماشاچي داشته است. در اين سالها او همچنين تهيهكننده يك سري برنامهها، نمايشها، مجموعهها و فيلمهاي تلويزيوني هم بوده است.
او در تمام كارهاي خود توجه ويژهاي به قشر سياهپوست جامعه آمريكا داشته است. وينفري با وجود بازي در فيلمي مثل «رنگ ارغواني» استيون اسپيلبرگ در سال 1985 ـ كه اولين كار سينمايي او در مقام بازيگر محسوب ميشود ـ و موفقيت كلان در امر مجريگري، هيچ وقت نتوانست نام خود را به عنوان يك بازيگر موفق مطرح كند.
او پس از آن كه متوجه اين نكته شد (كه البته هشدارهاي منتقدان هم در اين رابطه بيتاثير نبود) تصميم گرفت بازيگري را به عنوان يك تفنن ادامه دهد و وقت خود را صرف انجام كاري كند كه بهتر از بقيه ميتواند آن را انجام دهد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|