 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
روانشناسي جامعه در زير يك سقف
|
| | | |
 | ظرافت و ظرفيتي كه در اين بازنمايي بصري ـ كلامي وجود دارد، مثل شخصيت اصلي خود قصه در جايگاه يك روانشناس عمل ميكند.
|  واقعيت اين است كه ساختمان پزشكان را بايد يك كمدي سهل و ممتنع دانست به اين دليل كه در عين ظاهري ساده در فرم، شخصيتپردازي و روايت ساختاري اثر، قابليت بازنمايي موقعيتهاي پيچيده انساني ـ اجتماعي بالايي دارد و با زباني ساده و روان و با لحني كميك و طنازانه به لايههاي عميقتري از ضمير ناخودآگاه جمعي راه پيدا كرده و آن را به تصوير ميكشد.
ظرافت و ظرفيتي كه در اين بازنمايي بصري ـ كلامي وجود دارد، مثل شخصيت اصلي خود قصه در جايگاه يك روانشناس عمل ميكند.
اساسا مبناي درام و شخصيتپردازي در ساختمان پزشكان كه توانسته فاصله منطقي خود را با تيپسازي حفظ كند و در مرز بين اين دو حركت كند، مبتني بر همين روانشناسي فردي و اجتماعي صورتبندي شده و بستري فراهم ميكند تا مخاطب با فرافكني و همذاتپنداري با آنها در عين سرگرم شدن و خنديدن، به يك بالانس و تعادل روحي هم دست يابد .
درواقع از منظر روانشناختي ميتوان اين سريال را يك تجربه فيلم درماني هم دانست كه اگرچه برخي تاثيرات درماني آن ناشي از سويه كميك و ساختار طنز آن است، اما از حيث مضموني و موضوعاتي كه دستمايه اين طنز قرار گرفته ميتوان به كاركردهاي روانشناختي آن پي برد.
شايد به همين دليل بود كه شخصيت اصلي اين داستان را يك روانشناس و مشاور انتخاب كردند تا بهانه و بسترهاي دراماتيك اين تمهيداتهاي رفتارگرايانه فراهم شود. به نوعي اين سريال را ميتوان تكنيكي روانشناختي ـ نمايشي دانست كه به سراغ مسائلي ميرود كه مصاديقي از آسيبهاي رواني ـ اجتماعي در جامعه امروز ما هستند.
از اين حيث ساختمان پزشكان را ميتوان به 2 بخش عمده فردي و اجتماعي تقسيم كرد كه در عين تنيدگي با زبان انتقادي طنز كه در اينجا صراحت بيشتري يافته، داستان خود را روايت ميكند. خوشبختانه اين روايت كميك در دام لودگي و طنز سخيف نميافتد يا صرفا مبتني بر طنز كلامي پيش نميرود و از طنز فانتزي هم كه دور است. ضمن اينكه هر قسمت از سريال واجد پيامهاي رفتاري و اخلاقي است كه به دليل تنيده شدن در ماجراهايي كه با محوريت روانشناسي شكل ميگيرند، صورتي تاثيرگذار و باورپذير به خود گرفته است.
ريتم مناسب و فضاسازيهاي مفرح نيز در دامنه و عمق اين تاثيرگذاري آن را افزايش ميدهد. خودشيفتگي و خودبزرگبيني، سوءظن و ترديد، بياعتمادي، حرص و طمع، ظاهرسازي و رياكاري، خودفريبي و عوامفريبي، اختلافات زناشويي، تضاد نسلها، احترام و استقلال و بسياري ديگر از سوژههايي كه در مرز روانشناسي و جامعهشناختي قرار دارند در يك كمدي موقعيت بازنمايي شده و به همين دليل ارتباط ملموس و نزديكي با مخاطبان پيدا كرده است.
در واقع مخاطب در بستر اين طنز نقادانه از تحمل بيشتري براي خودانتقادي برخوردار شده و چهبسا عيب و ضعفهاي خود را در آيينه اثر ديده و بدون هيچ حس برخورنده و مقاومتانگيزي آن را ميپذيرد و چهبسا به اصلاح رفتار خود نيز همت ميگمارد.
درواقع پرداختن به مسائل و مشكلات روز جامعه معاصر بويژه در ارتباط با مسائل خانوادگي و روابط انساني موجب شده تا هم قصه، سويه رئاليستي خود را حفظ كند و هم مضمون آن از حيث دراماتيك به سمت كمدي فانتزي گرايش پيدا نكند.
نويسندگان اين مجموعه سعي كردهاند تا در بستر همين رئاليسم اجتماعي و واقعيتهاي روزمره، قصه خود را روايت كنند و ظرفيتهاي كمدي و طنز ماجرا را نيز از دل همين موقعيت بيرون كشيده و پرورش دهند.
ضمن اينكه تلاش شده تا وجوه طنازانه سريال در نهايت به سويه راهبردي و فرآيند حل مساله پيوند بخورد و در نهايت مخاطب نه فقط از قصه لذت برده بلكه راهكاري نيز براي حل مسائل خود بيابد. از جمله نقاط قوت اين سريال به شخصيت اصلي داستان، يعني نيما و جنس بازي بهنام تشكر برميگردد كه متفاوت است.
واقعيت اين است كه انتخاب بهنام تشكر هم به طنزهاي تلويزيوني جان تازهاي بخشيد و مخاطب با چهره تازهاي آشنا شد و هم اينكه يك نوع شخصيت جديد در حوزه طنز ترسيم شد كه نمونه آن را كمتر ديدهايم.
او با ظاهر و صداي جدي در كسوتي طنز ظاهر شده است و اين تناقض ظاهري، جذابيت بيشتري به جنس بازي او بخشيده است. تشكر با تكيه بر تجربه طولاني در تئاتر بخوبي توانسته از پس اين نقش برآيد و احتمالا از اين پس بايد اين چهره تازه را بيشتر در سيما و تلويزيون ببينيم.
جديت در چهره و صدا در كنار ملاحت و شيريني كه در رفتار و نوع بازياش به چشم ميخورد، شخصيت دكتر افشار را دوستداشتني كرده است.
استفاده از نرشين با صداي او در سويه جدي سريال و آنجا كه قرار است پيام و مفهوم اجتماعي ـ اخلاقي قصه به مخاطب منتقل شود به كار ميآيد. ضمن اينكه نويسندگان تلاش كردهاند تا با تركيبي متضاد در شخصيتپردازي، پارادوكس طنازانهاي خلق كنند كه ظرفيت كميك بالايي داشته باشد.
يكي از نقاط مشترك نمايش و روانشناسي در اين سريال به شخصيتپردازي آن برميگردد، به اين معني كه ساختمان پزشكان را اساسا بايد يك داستان شخصيتمحور دانست، نه به معني اينكه مبتني بر شخصيتهاي داستاني تعريف شده و پيش ميرود به اين دليل كه بازنماي شخصيت را در شكلهاي مختلف آن محور داستان گويي و روايت خود قرار ميدهد و به يك نوع روانشناسي تصويري شخصيت دست ميزند.
شايد همه ما بخشي از واقعيت رفتاري و خصلتهاي شخصيتي خود را در آن ببينيم، لذا ساختمان پزشكان تصويري از صنف و صفتهاي پزشكان نيست كه تصويري طنز از رفتارشناسي ايرانيان و روانشناسي جامعه است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|