 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
فارس , دوشنبه 3 مرداد 1390 |
|
بذرافشان: «نابرده رنج» با «اخراجيها» قابل مقايسه نيست
|
| | | |
 | كارگردان مجموعه تلويزيوني «نابرده رنج» درباره شباهتهاي اين مجموعه با «اخراجيها» گفت: ما قصد ايجاد شباهت نداشتيم ولي مثل اين كه اين اتفاق افتاده و خيليها اين دو كار را با هم مقايسه كردهاند، به نظر من اين دو كار هيچ ارتباطي با هم ندارند.
| 
كارگردان مجموعه تلويزيوني «نابرده رنج» درباره شباهتهاي اين مجموعه با «اخراجيها» گفت: ما قصد ايجاد شباهت نداشتيم ولي مثل اين كه اين اتفاق افتاده و خيليها اين دو كار را با هم مقايسه كردهاند، به نظر من اين دو كار هيچ ارتباطي با هم ندارند.
عليرضا بذرافشان درباره ساخت مجموعه تلويزيوني «نابرده رنج» به عنوان اولين تجربهاش در سريالسازي گفت:بعد از ساخت چند تله فيلم به اين نتيجه رسيدم كه اين سريال را بسازم و خوشبختانه با اعتماد شبكه سه سيما اين سريال ساخته و پخش شد.
وي درباره شباهتهاي «نابرده رنج» با «اخراجيها» نيز تصريح كرد: ما قصد ايجاد شباهت نداشتيم ولي مثل اين كه اين اتفاق افتاده و خيليها اين دو كار را با هم مقايسه كردهاند. به نظر من اين دو كار هيچ ارتباطي با هم ندارند و تنها شباهت اين دو سريال در فضاي مربوط به اوايل جنگ و حضور ديرباز است، وگرنه شباهت ديگري وجود ندارد. از لحاظ قصهاي نيز ما يك قصه خاص اسطورهاي داريم و از لحاظ كاراكتر هم اسد يك شخصيت ساده و بي شيله پيله است، درحالي كه مجيد سوزوكي لات بود و جنس بازيها هم با هم تفاوت داشت. قصهاي عاشقانه مجيد را به جبهه رساند ولي اسد به دنبال يك گنج اسطورهاي است، ما روايتهايي هم از اقدامات تروريستي منافقان داشتيم، در حالي كه فيلم «اخراجيها» به اين موضوع نپرداخته و به نظر من اين دو كار هيچ شباهتي به هم ندارند.
كارگردان سريال «نابرده رنج» با بيان اين كه هر قصهاي در نهايت به تحول قهرمان فكر ميكند، اظهار داشت: «نابرده رنج» جنگ بين خير و شر است كه هر كدام در طول مسيري كه ميروند، ارزيابي ميشوند، ما در طول كار غلبه هر كدام از اين دو را بر ديگري ميبينيم تا آخر سريال كه يكي از آنها غالب ميشود.
وي درباره علاقهمندي خود در ساخت اثري با مضمون دفاع مقدس نيز گفت: من در دهه 50 متولد شدهام و شخصيتم در دهه 60 شكل گرفته است. اگر كسي مثل من بخواهد از گذشتهاي بگويد و دقيق از آن حرف بزند، قطعا از دهه 60 ميگويد. اقتضاء آن هم قصهاي ميشود كه در فضاي جنگ ميگذرد و به مسائل شهري هم بيتوجه نيست. همين اتفاقي كه در سريال نابرده رنج نيز ميافتد. ما حدود 10 الي 12 قسمت ابتدايي فضايي شهري را داريم و در ادامه به سمت فضاي جبهه و جنگ ميرويم. اينها تجربه شخصي آدمهايي مثل من است.
بذرافشان همچنين درباره انتخاب بازيگران نيز توضيح داد: در ميان بازيگران آقايان ديرباز، درخشاني، تهمورث و خانم قاسمي انتخابهاي اول ما بودند، ولي بازيگر نقش جابر چند روز مانده به شروع ساخت سريال، انتخاب شد. براي ايفاي اين نقش با خيلي از بازيگران نظير امير آقايي، آرش مجيدي، حميدرضا پگاه و نيما رئيسي صحبت كرديم، اما نشد و در نهايت اجباراْ آقاي كي مرام را انتخاب كرديم.
او در پاسخ به اين سوال كه در حال حاضر از بازي آقاي كيمرام راضي هستيد نيز گفت: بله راضي هستم. او بازيگر بدي نيست.
او درباره حضور ديرباز و بذرافشان به عنوان بازيگران اصلي سريالي كه داستانهاي فرعي آن بسيار اندك هستند، نيز توضيح داد: من قبلا هم تجربه ساخت چنين آثاري را داشتم و نگران نبودم. در تب سرد هم كل قصه به عهده كامبيز ديرباز، حميد گودرزي و شهاب حسيني بود و از اين شاخ و برگهايي هم كه اصولا سريالهاي ايراني دارند، خيلي نداشتند. ما تجربهاي در اين نوع قصه گويي داريم تا دو شخصيت ماجرا را جلو ببرند كه داستان از ريتم نيافتد.
وي با بيان اين كه «نابرده رنج» 40 درصد از نظرش را تامين كرده، تصريح كرد:اگر تجربه ساخت چنين آثاري را داشتم، امكانات بهتري در اختيارم بود و زمان كافي براي توليد داشتم ميتوانستم حداقل دو برابر بهتر اين سريال را بسازم. همه اين ها باعث شد تا نتوانيم تمام توانايي گروهمان را خرج اين سريال كنيم.
بذرافشان كه تجربه نويسندگي فيلمنامه سريالهايي نظير تب سرد، خط قرمز، زيرزمين و ... را در كارنامه خود دارد، درباره سختيهاي ساخت اثري متعلق به دهه شصت در حال حاضر گفت: ساخت كاري كه ماجراي آن در دهه 60 ميگذرد از يك كار دهه 20 سخت تر است. چون فضاي دهه 60 در دكور قابل خلق نيست و فضا بيشتر شهري است و دكورش وجود ندارد. در تهران هم نميتوانيد كار كنيد چون تغيير كرده و پر از المانهاي جديد امروزي است كه آن موقع وجود نداشتند.
وي ادامه داد:كار بسيار طاقتفرسايي براي به تصويركشيدن بخش شهري داشتيم ضمن اينكه مشكلات بخش جنگي نيز زياد بود. تجهيزات و اسلحهها و مهمات آن دوره فرسوده شده و همه تجهيزات نو شدهاند. ما هم مجبوريم از همان تعداد محدود استفاده كنيم كه بسيار سخت و همه خراب است. هيچ جايي هم نبوده كه اين تجهيزات را به خوبي نگهداري كند تا قابل استفاده باشد. شهرك دفاع مقدس كمي اين كار را انجام داده ولي جوابگو نيست. هميشه ميتوان عافيت طلب بود و كارهاي سادهتر ساخت كه يك ماجراي عشقي هم داشته باشد تازه بيننده هم پيدا ميكند. اما انسان است ديگر، جنون دارد و دوست دارد كه كارهايي را بسازد كه به آن علاقه دارد. «نابرده رنج» هم حاصل جنون من بود. من از اول علاقهداشتم كه چنين كاري بسازم و ساختم.
بذرافشان تصريح كرد: با توجه به سختيهايي كه در طول ساخت اين سريال كشيديم بعيد ميدانم كه ديگر كاري شبيه به «نابرده رنج» بسازم. گروه سختي بسياري كشيد. كار در كوه و كمر بود و ما هفتهاي چند دست و پاي شكسته داشتيم. من بيماري دارم كه ارتباط مستقيم با استرس دارد و چون استرس اين سريال بالا بود، بيماري من عود كرده بود و مدتي با عصا سر صحنه حاضر ميشدم، علاوه بر اين در تغيير لوكيشين شهري، ساكنان محله اذيت ميشوند و گاهي كار به درگيري ميكشيد.
كارگردان سريال «نابرده رنج» درباره حذفيات سريال نيز گفت: اين سريال در ده قسمت اول كه اصلا حذف نداشته، در برخي قسمتها هم مثلا گفتهاند فلان بازيگر ديالوگش شبيه فحش است و آن را حذف كردند.
وي با بيان اينكه تا به حال هر كاري در مقام نويسنده و يا كارگردان ساختهام، پر بيننده شده، عنوان داشت: شما اگر بتوانيد يك قصه را به خوبي روايت كنيد، موفق خواهيد بود. عنصر اساسي پر بيننده شدن يك كار نمايشي قصهاي جذاب با روايت درست بدون ادا و اصول است. البته گويا مردم خيلي از ساعت پخش راضي نبودند، چون بايد صبح به سر كار بروند و برايشان سخت است كه تا ساعت 12 شب بيدار بمانند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|