يكشنبه 24 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر بازي‌هاي‌ درخشان براي نمايش فروريختن مردان بزرگ

 
 

سه شنبه 25 مرداد 1390

بازي‌هاي‌ درخشان براي نمايش فروريختن مردان بزرگ

 
 

سريال‌هاي ماه رمضان امسال در دست پدران است؛ پدرهايي كه بايد در ازاي كارهايي كه فرزندانشان به عمد يا غيرعمد انجام مي‌دهند، تاوان سنگيني بدهند.

سريال‌هاي ماه رمضان امسال در دست پدران است؛ پدرهايي كه بايد در ازاي كارهايي كه فرزندانشان به عمد يا غيرعمد انجام مي‌دهند، تاوان سنگيني بدهند.
اگر در سال‌هاي گذشته سريال‌ها به زنان و مردان در موقعيت‌هاي مختلف مي‌پرداخت، ظاهرا امسال تلويزيون تلاش كرده تصويرگر پدران مختلف در موقعيت‌هاي كمتر ديده شده باشد. داستان‌هاي اين آثار گرچه موضوعات متفاوتي را دستمايه كار خود قرار داده‌اند؛ اما بيشتر آنها تصويري مختلف از نقش «پدر» ارائه داده‌اند.

پدري كه درهم مي‌شكند
يكشنبه شب سريال «5 كيلومتر تا بهشت» مخاطبان خود را غافلگيركرد. در حالي‌كه بيشتر بينندگان اين سريال فكر مي‌كردند پيدا كردن دزدان تا آخر سريال ادامه خواهد داشت؛ اما عليرضا افخمي در يك اقدام هوشمندانه در اواسط داستان، جمشيد پسر همايون را واداشت تا قصه سرقت، دزدي‌ و كشته شدن اميرحسين را براي پدر و مخاطبان بگويد. بعد از اين همايون مي‌ماند و يك پسري كه خلاف بزرگي انجام داده و وجداني كه همواره او را عذاب خواهد داد! همايون با همه اطميناني كه به اميرحسين داشت؛ اما خيلي ساده پذيرفت كه او سارق داروهاست... هرچند قبل از اين ماجرا هم وقتي فهميد اميرحسين به آيدا علاقه‌مند است، او را كوچك كرد و شخصيت او را شكست.
5 كيلومتر تا بهشت تا اينجا، كاري خسته‌كننده و تكراري به نظر مي‌رسيد؛ اما افخمي يكشنبه شب نشان داد كه مي‌تواند از سال‌ها تجربه‌اندوزي استفاده كند و با وارد كردن ظرايفي به داستان، لذت تماشاي يك سريال را به مخاطبان بچشاند. بيننده باحوصله حتما 2 سكانس پاياني يكشنبه شب 5 كيلومتر تا بهشت را دوست خواهد داشت؛ آنجا كه همايون با همه وجودش جان آيدا را قسم مي‌خورد و جمشيد آنقدر به اين قسم ايمان دارد كه تصميم مي‌گيرد همه حقيقت را به پدرش بگويد؛ حقيقتي كه پدر را درهم مي‌شكند. واقعا اگر ما جاي اين پدر بوديم، چه مي‌كرديم؟ پدري كه درهم شكست و نابود شد. اين خرد شدن و درهم شكستن را داريوش فرهنگ با بازي بسيار درخشانش به تصوير كشيد. وقتي او جمشيد را در آستانه در ديد، فهميد كه بايد ماجرا جدي‌تر از ذهنيات او باشد و وقتي جمشيد لب به سخن گشود، فرهنگ در سكوت و بهت، چشمانش بتدريج پر از اشك شد... و وقتي از ماشين پياده شد، ديگر نتوانست كمر راست كند و فروريخت. فقط يك بازيگر باتجربه كه البته در زمينه كارگرداني هم تجربياتي دارد، مي‌تواند چنين زيبا، باابهت و تاثيرگذار، نابودي يك پدر را به نمايش بگذارد؛ البته در اين ميان بايد به بازي حساب شده و خوب شهنام شهابي، بازيگر نقش جمشيد هم اشاره كرد كه ترس و وحشت از گناه انجام داده و پدر را با همه توانايي به بيننده نشان داد.

دختر سركش و پدري كه معتمد محله است
يكي ديگر از اين پدران را در سريال سقوط يك فرشته مي‌بينيم. حاج حبيب، پدر سارا و فاطمه مدام در معرض آسيب‌هاي رواني، اجتماعي و اقتصادي قرار مي‌گيرند. حاج حبيب، سال‌ها با عزت و احترام در محله زندگي كرده است؛ اما اكنون دخترش سارا، با خواسته‌هاي غيرمعقولانه‌اش دارد همه اعتبار چندين ساله او را به باد مي‌دهد. مسعود رايگان، بازيگر نقش حاج حبيب است. او در چند قسمت اخير به زيبايي تمام، كلافگي يك پدر را كه نمي‌داند با دختران خود بخصوص سارا چه كند، به نمايش گذاشته است. براي يك پدر آن‌هم در حد و اندازه حاج حبيب خيلي دشوار است كه دردانه خود را سوار بر ماشين يك پسر جوان (نيما) در حال گشت و گذار ببيند، خيلي سخت است به كافي‌شاپ همان پسر جوان برود و سراغ دختر خود را از او بگيرد و نيما به تمسخر بگويد: سراغ دخترت را از من مي‌گيري؟ و مسعود رايگان به تمام قدرت اين فروريختن‌هاي پي‌درپي را به نمايش مي‌گذارد؛ با صدايش و با نگاهش كه تلخي و شكست در آنها موج مي‌زند.

وقتي پدر، قاتل پسرش را مي‌بخشد
سريال «سي‌امين روز» خوب شروع شد، در قسمت اول در يك لحظه غافلگيركننده در سپيده‌دمي سربي‌رنگ ديديم كه طناب دار پاره شد و سياوش (هومن سيدي) از مرگ حتمي نجات يافت. پدر مقتول كه مردي با دين و ايمان است، پذيرفت كه خدا سياوش را بخشيده و او حالا ديگر كسي نيست كه نبخشد! اما همين بخشش به همان اندازه كه مي‌تواند حال مرد مومن را خوب كند، مي‌تواند او را آزار هم بدهد و محمود عزيزي، بازيگر نقش اين پدر، معصومانه و صبورانه اين بخشش و پيامدهاي آن بعد از آن را به تصوير كشيده است. عزيزي، صبوري اين مرد را زيبا اجرا كرده است. شايد به اين دليل كه او تجربه بازي در سريال «ستايش» را دارد. او در اين سريال هم نقش پدري مظلوم و صبور را بازي مي‌كند كه با همه تنگدستي، تمام قد از دخترش حمايت مي‌كند. اين در ‌حالي است كه داغ همسر، پسر و دامادش او را آزار مي‌دهد. شايد خيلي‌ها فكر كنند كه اينها همه داستان و درام است؛ اما اگر واقعا روزي يكي از ما در موقعيت اين پدران قرار بگيريم، چگونه عمل خواهيم كرد؟

نان‌آور خانه و پسران بيكار
قرار نيست سريال‌هاي ماه رمضان امسال را ارزشگذاري يا نقد كنيم. قرار است پدرها و نقش آنها را در اين آثار ببينيم و پدر سريال «سه دونگ، سه دونگ» يكي از آن پدران دوست‌داشتني است كه براي حفظ خانواده و محل كسب و كار خود از همه وجود مايه مي‌گذارد. او 3 پسر و يك دختر بزرگ دارد. 3 پسري كه چون كار مورد علاقه‌شان را پيدا نمي‌كنند، مجبورند در دكان نانوايي پدر كار كنند؛ دكاني كه قرار است 3 دونگ آن‌هم بپرد! دخترش هم دم‌ بخت است و ماجراهاي خاص خود را دارد. سيروس گرجستاني در اين سريال، نقش پدر را بازي مي‌كند. درست است كه نام خانوادگي‌اش، «عشقي» است؛ اما واقعا اداره اين خانواده آن‌هم با سه دونگ يك نانوايي بسيار دشوار است. گرجستاني به تبع نامش كه عشقي است، سعي مي‌كند مسائل را جدي نگيرد؛ اما واقعيت تلخ‌تر از ظاهري است كه او نشان مي‌دهد.
سال‌هاست برخي از منتقدان مي‌گويند، سريال‌هاي نمايشي در اختيار مادران زحمتكش و رنج‌ديده است؛ اما اگر از زاويه‌اي ديگر به سريال‌هاي امسال نگاه كنيم، درمي‌يابيم كه سهم پدران امسال پررنگ‌تر از مادران است!

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
دیار مادری به زویدی در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار