 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
موتاسيون خبرنگاري مثبت يا منفي؟
|
| | | |
 | ايجاد و تعدد دانشگاه ها و مراکز علمي و تجربي و آکادميک که مي خواستند علم روزنامه نگاري را بياموزند نيز مزيد بر اين امر شد تا خبرنگاري از شغلي کمتر دست يافتني به شغلي دست يافتني تنزل يا شايد حتي از نگاهي ارتقا يابد. | 
مهدي نورعليشاهي- در دهه اخير ايران با يک جهش در زمينه توليد نيروي کار در حرفه خبرنگاري روبه رو شد.شايد يک موتاسيون! ساختاري که پيش از دهه هشتاد با معدود خبرنگاران تجربي اما کارآمد رسانه هاي اندک مي چرخيد و روزنامه نگار حرفه اي تحويل مي داد، به يکباره و با گسترش کمي رسانه ها در ابعاد مختلف و به تبع آن دانشکده هاي علم رسانه، خبرنگاري شغلي دست يافتني براي بسياري از علاقه مندان اين حوزه گشت. امري که موجب شد امروزه از نگاه برخي استادان علم رسانه در برخي موارد کميتي همراه با کيفيت لقب نگيرد.
ايجاد و تعدد دانشگاه ها و مراکز علمي و تجربي و آکادميک که مي خواستند علم روزنامه نگاري را بياموزند نيز مزيد بر اين امر شد تا خبرنگاري از شغلي کمتر دست يافتني به شغلي دست يافتني تنزل يا شايد حتي از نگاهي ارتقا يابد.
تنزل يا ارتقا؟ اين همان سوالي است که اکنون و در نيمه دوم دهه نود مي توان به آن پاسخ گفت.آيا تعداد بي شمار خبرنگاراني که اکنون در رسانه ها مشغول به فعاليت هستند را مي توان نشاني از استاندارد هاي جهاني در اين زمينه ارزيابي کرد؟ اين يک واقعيت است اگر تا پيش ازدهه هشتاد خبرنگاران خبره با توجه به قلت رسانه ها انتخاب مي شدند اکنون يک صاحب رسانه که مي تواند يک سايت اينترنتي با کمتر از صد هزار تومن را بسازد و عملاً رسانه دار لقب گيرد (حتي با علم به رسانه اي نبودن خود)، نيازمند خبرنگار است.
شايد از نگاهي خوشبينانه اين موضوع در فرآيند جريان آزاد اطلاعات اثر مثبتي لقب گيرد ،اما عنوان روزنامه نگار و خبرنگار واقعي را در اين تنگنا چگونه مي توان تفسير کرد.
به عنوان مثال اين روزهادستگاه ها ونهادهاي دولتي و غير دولتي بي شماري هنگام برگزاري رويدادي خبري با معضل بزرگي به نام انتخاب خبرنگاران روبه رو مي شوند.
نداشتن تجربه کافي در زمينه مفاهيم تجربي روزنامه نگاري براي فارغ التحصيلان اين حوزه از يکسو به همراه بي اطلاعي از حقوق خبرنگاران و وظايف کارفرماي حرفه اي براي خبرنگار حرفه اي امروزه بيشترين مشکلات اين قشر را شامل مي شود.
مثلاً بيمه کردن خبرنگاران وظيفه اصلي و قانوني و ابتدايي کارفرمايان اين صنف يا همان مديران مسئول رسانه هاي مختلف است اما کمتر اين وظيفه از سوي کارفرمايان مورد توجه قرار مي گيرد و خبرنگاران چشم انتظار مجاري دولتي براي بيمه کردن هستند.
از سويي ديگر خبرنگاران مبتدي که در رسانه هاي اصلي جايي ندارند به دنبال ارتزاق معاش مجبور به کار در رسانه اي درجه چندم هستند که حتي مدير مسئول آن رسانه او را يکبار هم نديده است.خبرنگاران بي شماري که مديران مسئول به او مي گويند که خود بايد هزينه هايت را از محلي کسب کني. حال خبرسازي يا هرگونه روابط غير منطقي و غير حرفه اي در دنياي حرفه اي رسانه ها که بيانش در اين مجال ممکن نيست.
آمار کلي در خصوص رسانه هاي موجود نشان مي دهد که برخي رسانه هاي برخط مهم ترين عامل جذب خبرنگاران غير خبره و غير حرفه اي هستند. شايد ساماندهي اين مفهوم هم که در قانون جامع رسانه ها به آن توجه شده است و هم در سال هاي اخير از سوي معاونت مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي به طور جد با آن برخورد شده است بتواند راهگشاي اين امر باشد. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|