 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
قاتلان زوج سرایدار در آستانه اعدام
|
| | | |
 | با تایید حکم قصاص قاتلان زوج سرایدار از سوی دیوانعالی کشور، این پرونده برای تعیین زمان اجرای حکم در اختیار شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران قرار گرفت. | به گزارش خبرنگار ما، حکم قصاص متهمان که نعمت و علی نام دارند، پس از صدور از سوی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به تایید قضات شعبه 32 دیوانعالی رسید و به این ترتیب قاتلان زوج سرایدار در آستانه اعدام قرار گرفتند.
بنا بر این گزارش، بامداد 7 شهریورماه سال 82 با پیدا شدن اجساد زن و شوهری جوان به نامهای رقیه و جلال در قسمت سرایداری شرکت درسا شیمی در اشتهارد کرج، تحقیقات پلیسی برای کشف راز این جنایت آغاز شد. بررسیهای مقدماتی نشان میداد رقیه و جلال از مدتی پیش در این شرکت به عنوان سریدار زندگی میکردند و رقیه با ضربات چاقو و جلال با ضربات چوب به قتل رسیدهاند. همچنین بهم ریختگی لوازم خانگی و نحوه ورود عاملان جنایت به شرکت، حاکی از آن بود که آنها از قبل با این محل آشنایی داشتند و احتمالا از آشنایان زوج سرایدار هستند.
با به دست آمدن این اطلاعات کارآگاهان که احتمال میدادند عاملان جنایت 2 مرد هستند به شناسایی افرادی پرداختند که با زوج سرایدار در ارتباط بودند و این در حالی بود که بررسی صحنه جنایت نشان میداد قاتلان جواهرات و موتورسیکلت زن و شوهر جوان را به سرقت بردهاند.
مدتی بعد پلیس که بیش از 10 مظنون را در این رابطه دستگیر کرده بود، در تحقیقات انجام شده از آنها دریافت پسر عموی جلال که نعمت نام دارد بارها در شرکت دیده ولی پس از جنایت به طرز مرموزی ناپدید شده است.
بنا بر این با صدور دستور قضائی از سوی بازپرس پرونده، اکیپی از کارآگاهان به محل زندگی این مرد اعزام شدند و پس از دستگیری نعمت به بازرسی داخل خانه او پرداختند. مرد جوان که ابتدا از وقوع جنایت اظهار بیاطلاعی میکرد با پیدا شدن لباسهای خونآلود و مقداری از جواهرات مسروقه در کمد خانهاش لب به اعتراف گشود و گفت: مدتی پیش از زبان جلال شنیدم که او 7 میلیون تومان پول نقد در خانهاش دارد و میخواهد با آن ماشین بخرد. چند روز پس از این ماجرا وقتی که با یکی از دوستانم به نام علی از سرقت حرف میزدیم به یاد حرفهای جلال افتادم و آنجا بود که فکر سرقت پولهایش به ذهنم خطور کرد. وقتی علی متوجه این ماجرا شد با من موافقت کرد و قرار شد برای سرقت به شرکت محل زندگیپسر عمویم برویم.
شب حادثه من وعلی از ساعت 11 شرکت را زیرنظر گرفتیم تا این که ساعت 2 بامداد متوجه شدیم جلال و همسرش به خواب رفتهاند. ابتدا سیم تلفن را قطع کردیم و بعد وارد شرکت شدیم. پس از آن قرار شد هر کدام از ما به سراغ یکی برویم و همزمان آنها را به قتل برسانیم.
نعمت ادامه داد: وقتی وارد اتاق خواب شدیم من با چاقو به رقیه حملهور شدم و علی هم با چوب چند ضربه به سر جلال زد. پس از این که مطمئن شدیم جلال و همسرش به قتل رسیدهاند به جستوجو داخل اتاقها پرداختیم ولی هیچ اثری از پول ندیدیم. برای همین تعدادی النگو را که در دست رقیه بود و همراه موتورسیکلت جلال به سرقت بردیم.
پس از اعترافات نعمت، پلیس توانست علی را نیز دستگیر کند و به این ترتیب محاکمه آنها در شعبه 74 دادگاه کیفری استان آغاز شد. در این جلسه پس از قرائت کیفرخواست از سوی «قریشیزاده» معاون دادستان، قاضی یاورزاده به ثبت اظهارات متهمان پرداخت و سرانجام هر 2 متهم را به قصاص نفس محکوم کرد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|