 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن سلام , چهارشنبه 4 خرداد 1384 |
|
اریک 2 دختر بچه را ربود
|
| | | |
 | اریک با انگیزه گرفتن پول از پدر این دو دختر آنها را در شهر "تمپا" دزدیده و به منزلش در خارج از شهر منتقل کرده است. |
"اریک توماس" 31 ساله به اتهام دزدیدن 2 دختر 7 و 13 ساله در دادگاه محکوم شد. اریک متهم است هنگام شب و زمانی که خانواده "میسی" در خواب بودهاند وارد منزل آنها شده و دو فرزند آنها را ربوده است. اریک با انگیزه گرفتن پول از پدر این دو دختر آنها را در شهر "تمپا" دزدیده و به منزلش در خارج از شهر منتقل کرده است. پس از گذشت یک هفته از ماجرای گم شدن این دو دختر، توماس با پدر آنها تماس گرفت و از او خواست تا با پرداخت صد هزار دلار به توماس بچههایش را پس بگیرد. کشمکش میان توماس و آقای میسی در حالی ادامه داشت که آقای میسی از هراس آن که با گزارش دادن به پلیس توماس را رنجیده خاطر کند و او آزاری به دخترانش برساند موضوع را به اطلاع پلیس نمیرسانید. بالاخره پس از گذشت 10 روز و زمانی که آقای میسی متوجه شد خودش به هیچ عنوان نمیتواند راه حلی برای نجات دخترانش پیدا کند موضوع را با پلیس در میان گذاشت. موضوع مهم این بود که او در واقع صد هزار دلار پول نداشت تا به توماس بدهد و فرزندانش را آزاد کند و به همین خاطر در بنبست بزرگی گیر کرده بود. با پیشنهاد و خواهش خانم میسی بالاخره آقای میسی موضوع را با پلیس در میان گذاشت. ماموران پلیس که ابتدا تصور میکردند توماس احتمالا به خاطر تحویل نگرفتن پول، دخترها را به قتل رسانده است زمانی که تلفنی با توماس صحبت کردند متوجه شدند دخترها هنوز خوشبختانه زنده هستند و توماس آسیب جدی به آنها نرسانده است. ردگیری تلفن توماس برای پلیس غیرممکن بود زیرا او با چند ثانیه حرف زدن نمیگذاشت پلیس بتواند رد تلفنی او را بگیرد و به همین خاطر هر بار پلیس در دستگیری و شناسایی محل اختفای او ناکام میماند. توماس مهلت 10 روزهای به میسی داد و به او گفت که اگر در طول این 10 روز او نتواند پول لازم را فراهم کند توماس مطمئنا دختران او را به طرز فجیعی به قتل میرساند. خوشبختانه در طول مدتی که میسی پلیس را در جریان دزدیده شدن دخترها قرار داده بود، توماس متوجه موضوع نشده بود و به همین خاطر افراد پلیس میتوانستند با طعمه قرار دادن آقای میسی بالاخره توماس را دستگیر کنند. با گذشت 2 روز از 10 روزی که توماس به آقای میسی مهلت داده بود، توماس پول را فراهم کرد و افراد پلیس هم نقشه بسیار ماهرانهای را طراحی کردند تا توماس را به دام بیندازند. آقای میسی با توماس قرار گذاشت و قرار شد در ازای گرفتن و شمردن پولها، توماس دخترها را تحویل دهد. او ابتدا دقیقا 5 دقیقه قبل از تحویل دادن بچهها یک بار دیگر تلفن زد و روز قرار و ساعت آن را تغییر داد تا مطمئن شود پلیس در جریان نیست و به همین خاطر آزادی دخترها کمی به تعویق افتاد؛ اما پس از گذشت 4 روز بالاخره توماس روز دقیق و ساعت تحویل دادن دخترها را اطلاع داد. آقای میسی به همراه همسرش در یکی از اتوبان های بسیار خلوت خارج از شهر با توماس قرار گذاشتند تا پولها را به او تحویل دهند و افراد پلیس با نقشهای که در سر داشتند بلافاصله پس از سالم تحویل گرفتن دخترها توسط والدینشان در حالی که توماس به همراه پولها با اتومبیلش از محل دور میشد به سمت او حملهور شدند و او را دستگیر کردند. توماس ابتدا منکر هرگونه دزدی شد؛ اما وقتی در برابر دخترهای کوچک که در پاسگاه پلیس حاضر بودند قرار گرفت اعتراف کرد که با انگیزه مالی آنها را دزدیده و از منزل خارج کرده است. توماس اعتراف کرد که با دانستن این که این خانواده وضعیت مالی نسبتا خوبی دارند، شبانه وارد منزل آنها شده و با بیهوش کردن دخترها، آنان را از منزل خارج کرده و به منزل مسکونیاش در حومه شهر برده است. توماس به اتهام دزدی بچهها و کلاهبرداری در دادگاه حاضر شد. از آنجایی که دخترها از نظر جسمی کاملا سالم بودند او از اتهام حبس ابد رهایی یافت؛ اما به خاطر دزدی کردن و کلاهبرداری احتمالا به تحمل 20 تا 25 سال زندان محکوم خواهد شد و او حق تقاضای تخفیف در مجازاتش را نیز هرگز نخواهد داشت.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|