به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه، دلداری نماینده دادستان گفت: در این پرونده محمد 33 ساله متهم به قتل عمدی عبدالحسین برادر خود است. مطابق گزارش پلیس 21 فروردین ماه سال گذشته ماموران با خبر شدند، جسد مرد جوانی به نام عبد الحسین در خانهاش پیدا شده و قاتل هنوز در محل ارتکاب جنایت است. بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند و محمد دستگیر شد و در اعترافات خود گفت: 7 سال پیش با دختری به نام اکرم آشنا شدم و تصمیم گرفتم با هم ازدواج کنیم، در همین حین مجبور شدم به سفر بروم برای همین شماره موبایل برادرم را به اکرم دادم تا اگر مشکلی برایش پیش آمد، به برادرم زنگ بزند، اما وقتی برگشتم، دیدم آنها با هم ازدواج کردهاند. این مسئله باعث اختلاف بین من و برادم شد، روز حادثه در حالی که کنترل خودم را از دست داده بودم با ضربات چاقو حسین را به قتل رساندم.
در ادامه جلسه دادگاه، مادر محمد در جایگاه قرار گرفت وگفت: برای محمد تقاضای قصاص کرده بودم، اما حالا اعلام گذشت میکنم، من حسین پسرم را از دست دادم، حالا نمیخواهم پسر دیگرم بمیرد.
سپس به دستور قاضی کوه کمرهای محمد در جایگاه ایستاد و گفت: اتهام قتل را قبول دارم. او برادر کوچک من بود از کاری که کردهام پشیمان هستم.
محمود در توضیح ماجرا گفت: سال 76 بود که با اکرم آشنا شدم، هر چند در آن زمان من زن داشتم، اما به خاطر اختلافی که با هم داشتیم میخواستم با اکرم ازدواج کنم، وقتی از سفر برگشتم دیدم، حسین با اکرم ازدواج کرده و مخالفت خانواده برای منصرف کردن برادرم هیچ فایدهای نداشته است، اختلاف من و حسین از آن به بعد روز به روز بیشتر شد، بعد از مدتی فهمیدم اکرم معتاد به حشیش است.
او بد حجاب هم بود و به همین خاطر تمام زندگی خانواده مرا به هم ریخته بود، هر چه به حسین پیشنهاد میکردم که از اکرم جدا شود توجهی نمیکرد، اکرم باعث شده بود تا همه اعضای خانواده به جان هم بیافتند، من روز حادثه برای حل اختلاف دیرینهای که با برادرم داشتم به خانهاش رفتم، ولی در حین صحبت باهم، کنترل خودم را از دست دادم و با ضربات چاقو او را به قتل رساندم و خودم هم تسلیم ماموران شدم. از این که برادرم را کشتم بسیار پشیمان و ناراحتم، اما میدانم پشیمانی دیگر فایدهای ندارد.
بنابراین گزارش، پس از پایان دادگاه، قاضی حسینی کوهکمرهای و 4 قاضی مستشار دیگر برای صدور رای نهایی در خصوص اتهام این جوان وارد شور شدند.
|