دوشنبه 25 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث مجید پس از 47 سال خانواده اش را پیدا کرد

 
 

هموطن سلام , شنبه 7 خرداد 1384

مجید پس از 47 سال خانواده اش را پیدا کرد

 
 

مردی که توسط مادرش از بستگان خود دور شده و از آنها هیچ نشان و خبری نداشت، پس از 47سال دوری توانست اقوام خود را پیداکند.

این مرد که مجید نام دارد در حالی که فقط یک قطعه عکس از پدرش داشت، توانست پس از جست وجوی فراوان با کمک همسرش نشانی اقوام خود را در روستای «ایده لو» واقع در شهرستان کبودر آهنگ همدان بیابد.

ماجرا از این قرار است که پدر و مادر مجید در سال1336 درحالی که مادرمجید باردار بود از یکدیگر جدا شدند.

آنها هنگام طلاق توافق کردند که مادر مجید مهریه اش را ببخشد و در ازای آن شوهر وی تا 50سال هیچ سراغی از فرزندش که قرار بود تا چند ماه آینده متولد شود نگیرد.

به این ترتیب زن و شوهر از هم طلاق گرفتند و هر یک زندگی جداگانه‏ای را آغاز کردند تا این که چند ماه بعد مجید متولد شد. او در تمام این سالها هیچ خبر و نشانه‏ای از پدرش نداشت تا این که پس از مرگ مادر، به طور اتفاقی یک قطعه عکس از پدرش به دست آورد. مجید که ازدواج کرده بود، موضوع پیدا شدن عکس را با همسرش در میان گذاشت و این 2 با کمک یکدیگر تلاش خود را برای پیدا کردن پدر مجید آغاز کردند و سرانجام فهمیدند وی در روستای «ایده لو» کبودرآهنگ زندگی می‏کند. مجید وهمسرش پس از پی بردن به این موضوع، بلافاصله به روستای «ایده لو» رفتند اما در آنجا با خبر ناگواری مواجه شدند؛ پدر مجید مرده و مجید برای دیدن او 4سال دیر اقدام کرده بود. مرد میانسال پس از آن که خبر مرگ پدرش را شنید، تصمیم گرفت سایر اقوامش را پیدا کند. او خیلی زود توانست فامیل خود را که در همان روستا بودند بیابد و به سوالاتی که درباره گذشته در ذهنش داشت پاسخ دهد.

مجید در این باره می‏گوید:من در تمام طول زندگی هیچ خبری از پدرم نداشتم و مادرم هیچ جواب روشنی درباره وی به من نمی‏داد و من تمام سالهای کودکی با ناپدری زندگی کردم، اما همیشه سوالات زیادی درباره پدرم در ذهنم مطرح بود و دوست داشتم او را پیدا کنم تا این که بالاخره یک قطعه عکس از وی به دست آوردم و سپس فهمیدم او ساکن روستایی در کبودرآهنگ است. وقتی توانستم سرنخی از محل زندگی پدرم به دست بیاورم، بسیار خوشحال شدم و به همراه همسرم بلافاصله به روستا آمدیم، اما اینجا فهمیدم پدرم 4سال پیش مرده است. او ادامه می‏دهد: شنیدن خبرمرگ پدری که هرگز ندیده بودمش برایم بسیار تلخ و ناگوار بود. من از این ناراحت بودم که هیچ وقت نمی‏توانم برای سوالاتی که دارم پاسخی بیابم، اما بازهم ناامید نشدم و به سراغ بقیه اقوام رفتم و آنها را پیدا کردم و اکنون از این موضوع خیلی خوشحالم .من در تمام این سالها احساس تنهایی کردم، اما اکنون در کنار خانواده‏ام هستم.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
حمیدی مقدم دبیر سینما حقیقت شد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار