 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن سلام , دوشنبه 16 خرداد 1384 |
|
حبس ابد برای یک بیمار روانی
|
| | | |
 | «کتی استینبرگ» 25 ساله به اتهام به قتل رساندن دختر نوزادش به حبس ابد محکوم شد. | از آنجایی که کتی به طرز آشکاری دچار بیماری روانی بود به همین خاطر دادگاه با رای هیات منصفه او را از حکم اعدام نجات بخشید و او به اتهام قتل عمد به حبس ابد محکوم شد. گرچه وکیل کتی اعتقاد داشت که موکلش به خاطر مشکلات روانی که داشته است نباید به حبس ابد محکوم میشد و حکم 30 تا 35 سال زندان باید برای او صادر میشد؛ اما به هر حال حکم نهایی برای کتی، حبس ابد بود و تنها تخفیفی که دادگاه برای این زن روانی قائل شد این بود که او پس از مدتی میتواند از دادگاه طلب عفو کند و در صورت پذیرفته شدن تقاضای او از دادگاه کتی میتواند از زندان آزاد شود. مهمترین مسئله در پرونده مرگ «نادیا» 2 ماهه، اعتراض آقای استینبرگ بود. پدر این نوزاد 2 ماهه با حضور در دادگاه و شکایت علیه همسرش تقاضای اشد مجازات برای او را داشت و ادعا میکند زنش به دور از هر گونه تنش یا مشکل روانی اقدام به قتل رساندن نوزاد بیگناهشان کرده است. آقای استینبرگ که از 5 سال قبل با کتی زندگی میکرد یک ماه پس از متولد شدن نادیا از همسرش تقاضای طلاق کرده بود و از او جدا شده بود. با وجود تلاش آقای استینبرگ برای گرفتن نادیا از مادرش بالاخره کتی با التماسهای فراوان توانست حضانت دخترش را برای مدتی عهدهدار شود. او توانست با صحبتهای فراوان با آقای استینبرگ که علاقه زیادی هم به کتی داشت او را قانع کند تا زمانی که دخترشان شیرخوار است او از نادیا نگهداری کند و پس از یکسالگی او را به پدرش تحویل دهد. آقای استینبرگ که میدانست کتی قابلیت نگهداری از نادیا را ندارد، تلاش زیادی کرد که نادیا را از او بگیرد؛ اما با توصیه پزشک معالج کتی، او از این کار منصرف شد. دکتر «لیناپ» پزشک متخصص کتی، به آقای استینبرگ هشدار داد که اگر کتی از فرزند دخترش که در حال حاضر تنها امید او برای زندگی است جدا شود ممکن است دچار مشکلات شدید روحی شود و به خودش آسیب برساند. از آنجایی که کتی سابقه دو بار خودکشی در پروندهاش را داشت آقای استینبرگ با خواسته کتی و پزشکش موافقت کرد و نادیا را به مادرش سپرد. او از آنجایی که میدانست کتی نمیتواند به خوبی از کودکش نگهداری کند هزینه گرفتن یک پرستار خانگی را نیز تقبل کرد تا از نادیا مراقبت کند و به کتی نیز کمک برساند. کتی ظاهرا اصلا دلش نمیخواست هیچکس در نگهداری از کودکش به او کمک کند و به همین خاطر دائما با پرستار کودک مشکل داشت و به هیچ عنوان نمیگذاشت او در کارهایش مداخله کند. آقای استینبرگ از طریق پرستار بچه متوجه میشد که کتی به هیچ وجه از پس نگهداری از نادیا برنمیآید و مدام با هر بهانه کوچکی که این نوزاد میگیرد بر سر او جیغ میکشد و دچار حملههای عصبی میشود. آقای استینبرگ بالاخره پس از گذشت 2 ماه از تولد فرزندش تصمیم گرفت او را از کتی بگیرد. او میدانست که کتی شرایط روحی نگهداری از نادیا را ندارد و بزودی با ناراحتیهای روانی که دارد ممکن است برای نادیا مشکلساز شود. او به کتی مهلت داد که تا آخر هفته نادیا را تحویل دهد؛ اما این آخر هفته هرگز نرسید و کتی در اقدامی جنونآمیز نادیا را با دستان خودش خفه کرد. آن طور که کتی اعتراف کرد او تحت تاثیر فشار شدید عصبی مبنی بر پس دادن نادیا به پدرش و در ضمن گریههای بیوقفه نادیا در نیمههای شب ناگهان در اقدامی بسیار وحشیانه به سمت دخترش هجوم برد و با دستان خودش او را خفه کرد. کتی خودش با پلیس تماس گرفت و ماجرا را برای آنها تعریف کرد و پس از حضور نیروهای پلیس در منزل کتی و اعتراف او به قتل، کتی خیلی زود روانه دادگاه شد. تشکیل دادگاههای متعدد بالاخره حکم حبس ابد را برای کتی صادر کرد و او به اتهام قتل فرزندش باید تا آخر عمر در زندان بماند.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|