شنبه 23 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث من ميترا را نکشتم او خودکشي کرده است

 
 

هموطن سلام , شنبه 21 خرداد 1384

من ميترا را نکشتم او خودکشي کرده است

 
 

محاکمه عامل جنایت کارتنی خیابان نواب روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.

من ميترا را نکشتم او خودکشي کرده است
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه محاکمه به دستور قاضی عزیز محمدی رئیس دادگاه، رضوانفر نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و در طرح کیفرخواست خود گفت: متهم این پرونده علیرضا 39 ساله دارای 3 فقره سابقه کیفری در رابطه با جرایم منکراتی است که 2 سال پیش زنی 44 ساله به نام میترا است.
وی اضافه کرد: در تاریخ 28 بهمن ماه سال 82 مردی به ماموران پلیس خبر داد همسرش میترا از شب قبل گم شده و به خانه نرفته است، وی همچنین گفت: بعدازظهر دیروز با تلفن همراه همسرم تماس گرفتم و مردی تلفن را جواب داد و گفت: میترا مسموم شده و در بیمارستان لقمان بستری است، چند دقیقه بعد دوباره تماس گرفت و آن مرد گفت: میترا را مرخص کرده‌اند و او اکنون در میدان پاستور است، برای این که همسرم را تحویل بگیرم به آنجا رفتم ولی کسی سر قرار حاضر نشد و بعد از آن دیگر کسی به تلفن همراه جواب نداد. با اعلام شکایت این مرد تحقیقات ماموران آغاز شد و فردای آن روز ماموران کلانتری 108 نواب جسد زنی نیمه عریان را پیدا کردند و به دستور بازپرس شوهر میترا برای شناسایی جسد احضار شد، این مرد پس از دیدن جنازه اعلام کرد: جسد متعلق، به همسرش است.
نماینده دادستان افزود: در نظریه اول کارشناسان پزشکی قانونی اعلام شده است میترا بر اثر خفگی با جسم نرم و قابل انعطاف به قتل رسیده و آثار کبودی روی بدن او وجود داشته که دقایقی قبل از مرگ در بدنش ایجاد شده است. سرانجام به دستور بازپرس پرونده، موبایل میترا تحت کنترل درآمد تا این که تلفن همراه داخل جوی آب میدان هفت تیر پیدا شد، در بررسی فهرست مکالمات میترا مشخص شد، با تلفن او به موبایلی تماس گرفته شده است که خانواده میترا آن را نمی‌شناسند، از طرفی قبل از تماس شماره ناشناس از تلفن عمومی با این شماره تماس گرفته شده است با توجه به این که شماره مشکوک به نظر می‌رسید، ماموران صاحب موبایل را شناسایی کردند و مشخص شد، شماره تلفن متعلق به دختری به نام شهرزاد است. زن جوان مورد بازجویی قرار گرفت و او ضمن انکار آشنایی با میترا مشخص شد مرد جوانی به نام علیرضا با وی در تماس بوده است.
این زن در ادامه گفت: علیرضا مردی است که از مدتی قبل با من رابطه دارد، او روز ولنتاین بود که با من تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشت و برایم یک زنجیر طلا و شاخه گلی آورد تا آن روز را جشن بگیریم. تا جایی که می‌دانم او با زن دیگری رابطه داشت، اما من نمی‌دانم او کیست.
پس از اظهارات شهرزاد، زنجیر طلایی که او از علیرضا هدیه گرفته بود توسط خانواده میترا شناسایی شد و آنها اظهار داشتند که زنجیر طلا متعلق به مقتول بوده است.
بنابراین علیرضا دستگیر شد، او بلافاصله بعد از بازداشت به قتل اعتراف کرد. رضوانفر افزود: با توجه به اظهارات متهم پرونده و مدارک به دست آمده و بازسازی صحنه قتل مجرم بودن متهم برای دادسرا ثابت شده است و با توجه به تقاضای اولیا دم تقاضای صدور حکم قانونی برای متهم را دارم. سپس مادر، همسر و دختر میترا در جایگاه حاضر شدند و برای متهم تقاضای قصاص کردند.
در ادامه جلسه دادگاه به دستور قاضی عزیز محمدی، علیرضا در جایگاه قرارگرفت و به سوالات وی پاسخ داد.
قاضی: اتهام شما قتل عمد میترا زن 44 ساله و سرقت زیورآلات او است، اتهام خود را قبول دارید.
متهم: همه چیزهایی را که در بازجویی‎ها گفته‎ام قبول دارم.
قاضی: چرا و چطور این زن را کشتی؟
متهم: قتل کار من نبود، او خودکشی کرده بود و من هم به او کمک کردم. قاضی: چطور با میترا آشنا شدید؟
متهم: من با میترا در میدان تجریش آشنا شدم، حدود یک سال و یک ماه قبل از حادثه بود، کم‎کم رابطه ما بیشتر شد. میترا به من گفته بود که دختری 20 ساله دارد، اما نگفته بود که شوهر دارد و من فکر می‎کردم او یک زن مطلقه است. مدت‎ها با هم رابطه داشتیم. او به منزل من می‎آمد و من زمانی او را به خانه‎ام می‎بردم که همسرم در خانه نبود و سعی می‎کردم از این ماجرا باخبر نشود. در مدتی که با او رابطه داشتم، متوجه شدم شوهر دارد. قاضی: چطور متوجه این مسئله شدید و چرا به رابطه ادامه دادید؟
متهم: چند بار با تلفن همراه میترا تماس گرفتم و یک مرد جواب داد، میترا به من گفته بود که برادرش است، اما بعد متوجه شدم آن مرد شوهر اوست. بعد از آن دیگر نمی‎خواستم به این رابطه ادامه دهم و مشکل من و میترا از همین جا شروع شد، یک سال از رابطه ما گذشته بود که من به وی گفتم دیگر حاضر نیستم به رابطه با تو ادامه دهم، در آن زمان همسرم باردار و میترا از این مسئله ناراحت بود، او فکر می‎کرد با تولد فرزندم دیگر به رابطه‎ام با او ادامه نمی‎دهم. روز حادثه میترا با دعوت من به خانه‎ام در نواب آمد.
طبق معمول بر سر این مسئله با هم دعوا کردیم، فریادهای میترا آنقدر بلند بود که ترسیدم همسایه‎ها بشنوند. به همین خاطر دیگر به مشاجره ادامه ندادم. میترا همراه خود مشروب آورده بود، با هم مشروب خوردیم، میوه و غذا هم بود. میترا در حالت عادی نبود فکر می‎کنم قبل از این که به خانه من بیاید هم مشروب خورده بود. وقتی داشتم وسایل پذیرایی را به آشپزخانه می‎بردم یک دفعه صدایی شنیدم، بلافاصله برگشتم، دیدم میترا پارچه‎ای از داخل کمد لباس‎ها که متعلق به همسرم است، برداشته و از 2 طرف دور گردنش پییچیده است و آن را می‎کشد، وقتی رسیدم او داشت خرخر می‎کرد، پارچه را از دور گردنش باز کردم. چند بار چک به صورتش زدم، او تقریبا بی‎حال شده بود، فقط خرخر می‎کرد، وقتی دیدم نفس نمی‎کشد، یک دفعه ترسیدم. نمی‎دانستم چه کنم، دستم را روی گلویش گذاشتم و فشار دادم، بعد جسد را داخل کارتن تلویزیون گذاشتم و به کنار جوی آبی در نواب منتقل کردم.
قاضی: چرا میترا خودکشی کرد، به نظر شما چه دلیلی برای این کار داشت؟ متهم: نمی‎دانم، من زیاد او را نمی‎شناختم.
قاضی: اما در بازجویی‎ها گفته بودی که تمام اعضای خانواده او را می‎شناختی و یک سال هم با او رابطه داشتی، پس چطور نمی‎توانی بگویی او چرا خودکشی کرد.
متهم: میترا فکر می‎کرد قصد دارم رهایش کنم، به همین خاطر هم بسیار عصبی بود.
قاضی: مطابق نظریه پزشکی قانونی، علت مرگ میترا شکستگی 2 غضروف در دو طرف غده تیرویید و انسداد مجاری تنفسی وی بوده است، اگر شخصی پارچه‎ای را دور گردنش بپیچد و آن را بکشند به طور طبیعی آن را به سمت بالا می‎کشد نه به طرف پایین و به سمت زیر گلو، در حالی که شکستگی در غضروف‎های قسمت تحتانی گردن بوده است، بنابراین میترا خودکشی نکرده، بلکه فشار بیش از حدی که شما با دست به گردنش آوردید باعث شکستگی غضروف‎ها و مرگ او شده است.
متهم: منظور شما این است که اگر من دستم را روی گلویش نمی‎گذاشتم او نمی‎مرد، در حالی که در آن زمان میترا داشت خرخر می‎کرد و تقریبا جان از بدنش درآمده بود. نظریه پزشکی قانونی اشتباه است.
قاضی: اگر گفته شما را بپذیرم، به فرض خودکشی میترا شما می‎توانستید او را نجات دهید، اما با فشار دست باعث مرگش شدید.
متهم: خیلی ترسیده بودم، هیچکس در شرایطی که من بودم نبود. در آن زمان به این مسئله که او را به دکتر ببرم یا این که به پلیس خبر دهم فکر کردم، اما می‎ترسیدم.
قاضی: چرا طلاهایش را سرقت کردی و زنجیر را به شهرزاد دادی؟
متهم: من طلاها را ندزدیدم، میترا خودش آنها را به من داده بود، او از من پول قرض گرفته بود و می‎خواست برای خواهرش خرید کند، اما من طلاها را گرو گرفته بودم تا پول‎ها را پس دهد.
قاضی: اما میترا شوهر ثروتمندی داشت و شوهرش به لحاظ مادی، وی را بسیار حمایت می‎کرد و میترا احتیاجی به پول تو نداشت، چرا باید از تو پول می‎گرفت.
متهم: نمی‎دانم چرا از شوهرش پول نمی‎گرفت، در هر صورت من طلاها را نزدیدم.
قاضی: اگر شما قصد سرقت نداشتید، پس چرا آنها را فروختید. متهم: چون میترا مرده بود و دیگر نمی‎توانست پول مرا پس بدهد، بنابراین طلاها به من تعلق داشت.
قاضی: شما تکه‎ای از آن طلا را به مناسبت روز ولنتاین به دختری به نام شهرزاد که با او رابطه داشتید دادید، این را قبول دارید؟
متهم: بله قبول دارم، البته نه به عنوان روز ولنتاین، همینطوری به عنوان هدیه دادم.
قاضی: ماشین پراید میترا را چه کردید؟
متهم: من بعد از قتل با شهرزاد تماس گرفتم. بعد با ماشین میترا به کرج نزد شهرزاد رفتم و پس از این که طلا را به او دادم برگشتم. ماشین را در میدان آزادی رها کردم و به خانه رفتم و بعد از چند روز دستگیر شدم.
قاضی: به عنوان آخرین دفاع هر چه دارید بیان کنید.
متهم: فقط می‎گویم از این که میترا کشته شده ناراحتم، اما او خودکشی کرد و من باعث قتل او نبودم و از اولیای دم تقاضای بخشش دارم.
بنا بر این گزارش، پس از پایان دادگاه، قاضی عزیز محمدی و 4 مستشارش (شریفی، رجبی، باقری و سبزه‎واری) برای صدور رای پرونده وارد شور شدند.

 
 

محاکمه مردی که دختر دایی‌اش رابه قتل رساند
دستبند اتهام قتل بر دستان خواستگار جوان
اعترافات مردی که برادرزنش را از پای درآورد

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
دیار مادری به زویدی در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار