 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
تایید حکم مردی که 3 روز با جسد همسرش زندگی کرد
|
| | | |
 |
حکم قصاص مردی که همسر جوان خود را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، از سوی شعبه 40 دیوانعالی کشور تایید شد.
| به گزارش خبرنگار ما، زمستان سال 82 زنی با ماموران کلانتری جهانشهر تماس گرفت و گفت: دخترش با ضربات چاقو به قتل رسیده است.
بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. این زن گفت: 2 سال پیش کتایون دختر 36 سالهام که معلم زبان بود با محمد شوهرش ازدواج کرد. آنها با هم اختلاف داشتند تا این که محمد با من تماس گرفت و گفت: شخصی وارد خانه شده، کتایون را کشته و من را هم زخمی کرده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات آغاز شد، آنها محمد را به بیمارستان رساندند و در بررسیها متوجه شدند محمد شوهر کتایون 2 سال پیش بعد از این که از ژاپن به کشور بازگشته با کتایون آشنا شده و با او ازدواج کرده است.
آنها بعد از ازدواجشان دچار اختلاف شده و قصد جدایی داشتند.
بنابراین محمد مورد بازجویی قرار گرفت، این مرد در تحقیقات گفت: من کتایون را کشتهام، مدتی است که دچار بیماری روحی و روانی هستم و در آن لحظات حالت طبیعی نداشتم، الان به یاد نمیآورم که چطور کتایون را کشتم، فقط خاطرم هست که 3 روز با جسد او در خانه بودم و وقتی مادر زنم تماس گرفت موضوع را به وی گفتم.
این مرد در ادامه بازجوییها گفت: چند روز قبل از حادثه، کتایون خانه را ترک کرده و قرار بود از هم جدا شویم، اما من نمیتوانستم دوری کتایون را تحمل کنم به همین خاطر از او خواستم تا در خانه بماند و تا روز جدایی کنار هم باشیم.
آن روز جشنی گرفتم و با هم شام خوردیم، بعد از چند ساعت برای خواب آماده شدیم، صبح روز بعد که بیدار شدیم احساس کردم کتایون میخواهد از من جدا شود و در حالی که او هنوز در رختخواب بود وی را با 10 ضربه چاقو کشتم، قصد داشتم خودم را بکشم، به همین خاطر چند ضربه هم به خودم زدم، منتظر بودم بمیرم، اما زنده ماندم. همکاران کتایون که از غیبت او نگران شده بودند چندین بار با خانه ما تماس گرفتند آنها وقتی از تلفن زدن نا امید شدند موضوع را با مادر کتایون در میان گذاشتند، او هم به من زنگ زد، اما من جواب تلفن را ندادم، 3 روز بود که من و جسد کتایون کنار هم بودیم و اطمینان داشتم او دیگر از پیش من نخواهد رفت، اما زخم من عفونت کرده بود. مادر کتایون یک بار به خانه آمد، او زنگ در را زد اما من نمیتوانستم در را باز کنم تا این که دوباره تلفن زد و این بار من موضوع را به وی گفتم.
بعد از محاکمه محمد، قاضی عزیز محمدی و 4 قاضی مستشارش محمد را با توجه به این که پزشکی قانونی وی را سالم تشخیص داده بود به قصاص محکوم کردند و این حکم از سوی شعبه 40 دیوانعالی کشور تایید شد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|