 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
حسین کرد کجاست؟ راز یک قتل در سینه اوست
|
| | | |
 | پرونده مردی که به اتهام قتل عمد یکبار تا آستانه چوبه دار رفت، پس از نقض به شعبه 71 دادگاه کیفری استان فرستاده شد تا دوباره از شاهد قتل تحقیق شود. | پرونده مردی که به اتهام قتل عمد یکبار تا آستانه چوبه دار رفت، پس از نقض به شعبه 71 دادگاه کیفری استان فرستاده شد تا دوباره از شاهد قتل تحقیق شود. زمستان سال 78 به ماموران اطلاع دادند جسد مرد جوانی به نام محمدحسین در بیابانهای اطراف ورامین پیدا شده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شدند محمدحسین مدتی قبل با زنی به نام مریم رابطه داشته است. ماموران با پی بردن به این موضوع مریم را دستگیر کردند. او در بازجوییها گفت مدتی قبل شوهرم حبیب متوجه شد من با کسی رابطه دارم، او همه چیز را نمیدانست، اما متوجه نشده بود شخصی که من با او رابطه دارم کیست. حبیب مجبورم کرد تا همه چیز را بگویم. او سرانجام فهمید من و محمدحسین با هم رابطه داریم.
این زن در ادامه گفت: میدانستم شوهرم به سراغ محمدحسین خواهد رفت، اما هیچ راهی برای این که به او خبر دهم نبود تا این که متوجه شدم شوهرم او را کشته است.
با اعترافات مریم، حبیب دستگیر شد. حبیب بلافاصله بعد از بازداشت به قتل اعتراف کرد. او گفت: وقتی متوجه شدم محمدحسین با همسرم رابطه دارد او را پیدا کردم و با وی طرح دوستی ریختم. محمدحسین کاملا به من اعتماد کرده بود. او را سوار موتورم کردم و به خانه بردم. در آنجا تریاک کشیدیم بعد به بهانه گردش او را دوباره سوار موتورم کردم و به بیابانهای اطراف ورامین رفتیم و در آنجا با 39 ضربه چاقو او را به قتل رساندم.
با اعترافات حبیب، ماموارن مدارک بیشتری پیدا کردند و پرونده برای محاکمه متهم به دادگاه عمومی قرچک ورامین فرستاده شد.
حبیب در جلسات محاکمه گفت: من به اتفاق دوستم که به «حسین کرد» ملقب است، محمدحسین را به قتلگاه کشاندیم، اما او فقط شاهد ماجرا بود و ضربات را من به مقتول وارد کردم. با دفاعیات حبیب، قاضی پرونده او را به قصاص محکوم، اما حبیب به این حکم اعتراض کرد و اینبار مدعی شد حسین کرد نیز با وی همدست بوده، ولی اعتراض حبیب موثر واقع نشد و حکم قصاص در شعبه 39 دیوان مورد تایید قرار گرفت. با این وجود وکیل مدافع حبیب برای دومین بار به حکم اعتراض کرد و گفت: هرچند حبیب میگوید قتل را انجام داده است، اما حسین کرد هم شاهد ماجرا بوده و باید مورد تحقیق قرار گیرد. در چنین شرایطی اعتراض برای سومین بار هم بیاثر ماند و شعبه سوم تشخیص دیوانعالی کشور آن را وارد ندانست و پرونده برای گرفتن اجازه اجرای حکم نزد رئیس قوه قضائیه فرستاده و با بررسی مجدد پرونده حکم قصاص تایید و به شعبه اجرای احکام فرستاده شد و حبیب در آستانه اعدام قرار گرفت.
در این مرحله حبیب یکبار دیگر به حکم اعتراض کرد، او در نامه به رئیس قوه قضائیه نوشت به جز من حسین کرد هم در صحنه جنایت حاضر بود و زمانی که من ضربات را بر بدن محمدحسین زدم او زنده بود و امکان دارد حسین کرد او را به قتل رسانده باشد. با ارسال تقاضای اعاده دادرسی و پیگیریهای وکیل مدافع متهم، بالاخره زمانی که حبیب در یک قدمی مرگ قرار داشت حکم قصاص از سوی شعبه 2 تشخیص دیوانعالی کشور نقض و با بررسیهای انجام شده پرونده به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شد تا دوباره مورد رسیدگی قرار گیرد. پس از طی این مراحل سرانجام پرونده حبیب به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد تا تحقیقات بار دیگر از سر گرفته شود.
این پرونده در حالی در شعبه 71 مورد رسیدگی قرارخواهد گرفت که حسین کرد قبلا از اتهام قتل تبرئه شده و وی هماکنون در خارج از کشور به سر میبرد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|