 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , پنجشنبه 6 مرداد 1384 |
|
مادر؛همه وجودم هستي...
|
| | | |
 | چگونه درياي عاطفه ات مي تواند بر يك صفحه سفيد نقش بندد؟ |
نقطه سر خط - هموطن - هانیه عسگري -وقتي تصميم گرفتم چند جمله اي برايت بنويسم، آنقدر حرف به ذهنم آمد كه نمي دانستم چگونه مي توانم همه حرف هاي دلم را با قلم بيان كنم. وسعت عشق من به تو با يك قلم تعريف نمي شود. قلمم به هنگام نوشتن
مي لرزد و نمي تواند احساسم را به روي كاغذ بياورد. خودت بگو: " چگونه درياي عاطفه ات مي تواند بر يك صفحه سفيد نقش بندد؟" آن دريا خارج از حصار كاغذ است و آن قدر باعظمت كه نمي توان هيچ حد و مرزي برايش قائل شد.
مي دانم كه نامت در ماوراء است و من آن قدر ناچيزم كه سخن گفتن درباره ات نيز از توانم خارج است. با خودم گفتم: "اي كاش مي توانستم با حرف هايم اوج احساسم را بگويم." اما ديدم هر چقدر هم بگويم باز هم كم است. ببين من چقدر كوچكم كه حتي توانش را ندارم آنچه را كه تو از لحظه آغاز وجودم به من هديه كردي، به كلام آورم تا بگويم كه قدرش را هميشه مي دانم.
اما مي خواهم همه احساسم را در يك جمله بگويم، شايد اين جمله گوشه اي از حرف هاي نهفته در قلبم را به زبان آورد. البته مي دانم هيچ قلمي كه نه، هيچ كلامي هم نمي تواند در وصفت سخني به زبان بياورد.
مادرم، پروردگار هنگام آفرينشت، تو را از شفاف ترين ذرات هستي آفريد و روح جاودانگي را در جسمت به جريان در آورد. قلبت را از ناب ترين طلا ساخت و لبخند را از تشعشع آفتاب بر روي لبانت نقش داد. دو ستاره را به جاي چشمانت نهاد تا برق آن هميشه بدرقه راه من باشد و گونه هايت را نيز از سرخي گل سرخ آفريد. نوازش هايت را به لطافت پر آن قوي سفيد خلق كرد. مي دانم، او تمام زيبايي ها را گردهم آورد و به من داد. مادرم، بزرگ ترين نعمت پروردگارم است.
مادرم تو نبض زندگي و زيباترين معناي محبتي. زلال ترين عشقي كه از آغاز تولدم معناي آن را دريافتم.
تو در روزهايم رنگين كماني ساختي و شب هايم را نيز با رويايي شيرين آراستي. مي خواهم بگويم: همه وجودم هستي.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|