دوشنبه 1 تير 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث محاکمه عاملان جنایت در برج آ. اس. پ

 
 

هموطن سلام , سه شنبه 25 مرداد 1384

محاکمه عاملان جنایت در برج آ. اس. پ

 
 

محاکمه عاملان جنایت هولناک برج آ.اس. پ که پیرمردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده‏اند در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.

محاکمه عاملان جنایت در برج آ. اس. پ
محاکمه عاملان جنایت هولناک برج آ.اس. پ که پیرمردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده‏اند در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه، خاکی نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و گفت: 11 آبان ماه سال گذشته به ماموران نیروی انتظامی خبر دادند یک فقره قتل عمدی و سرقت در یکی از بلوک‏ها برج آ.اس. پ اتفاق افتاده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر و تحقیقات آغاز شد، ماموران ابتدا جسد جلال لاجوردی مرد 62 ساله که با اصابت 9ضربه چاقو به قتل رسیده بود را در دستشویی خانه پیدا و جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند. آنها که در برابر یک قتل پیچیده قرار گرفته بودند تحقیقات فنی خود را پی گرفتند و در این میان پسر و همسر مقتول را که شاهد این قتل بودند، مورد بازجویی قرار دادند و با کمک رامین- پسر مقتول- موفق شدند عکس چهره‏نگاری شده 2سارق مهاجم را تهیه کنند. ماموران با چهره‏نگاری متوجه شدند یکی از قاتلان سارق سابقه‏دار است ، بنابراین ماموران موفق شدند ایرج- متهم به
 

" باتوجه به اقاریر صریح متهمان و مدارک موجود، کیفرخواست علیه این 2 نفر صادر شد و تقاضای صدور حکم قانونی برای آنها را دارم. ... "

 
 
قتل- را دستگیر کنند و از طریق او توانستند، مهدی متهم دیگر پرونده را نیز به دام بیاندازند. ایرج در بازجویی‏ها گفت: مدتی قبل مهدی به دنبالم آمد وگفت: منزلی را در بالای شهر می‏شناسم که صاحب آن پیرمرد پولداری است، بعد با هم نقشه سرقت را کشیدیم. مهدی چاقویی به من داد و وارد خانه شدیم، پس از آن که پیرمرد در را باز کرد او را با ضربات چاقو زدیم و بعد سرقت را انجام دادیم و فرار کردیم.
نماینده دادستان افزود: باتوجه به اقاریر صریح متهمان و مدارک موجود، کیفرخواست علیه این 2 نفر صادر شد و تقاضای صدور حکم قانونی برای آنها را دارم.
سپس به دستور قاضی عزیز محمدی ، مریم همسر مقتول که از شاهدان عینی ماجرا بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: حدود ساعت 4بعدازظهر روز شنبه 11 آبان ماه بود که صدای زنگ در واحد به صدا درآمد ما خواب بودیم من به دستشویی رفتم تا صورتم را بشویم، یکدفعه صدای فریادهای شوهرم را شنیدم، رامین پسرم هم درخانه بود، اول فکر کردم کسی با پسرم مشکلی دارد، با عجله خودم را به طرف در رساندم، رامین هم به سرعت از اتاقش بیرون دوید، از او پرسیدم چه شده که یکدفعه، مرد جوانی به طرف ما هجوم آورد و ما را به داخل اتاق پسرم هل داد. رامین که نگران پدرش بود از آن مرد پرسید پدرم کجاست او که بعدها متوجه شدیم نامش مهدی است گفت: به ارواح خاک پدرم، او سالم است و هیچ اتفاقی برایش نیفتاده . من از آنها پرسیدم برای چه به خانه ما هجوم آوردید و چه می‏خواهید مهدی گفت: پول می‏خواهیم هرچه دارید بدهید. من گفتم به شوهر و پسرم آسیبی نرسانید هر چه پول داریم بردارید فقط به کسی آسیبی نرسانید، کمدی که پول‏ها را در آنجا گذاشته بودیم نشان دادم، حدود 250 هزار تومان پول نقد و مقداری طلا بود که نمی‏دانم برداشتند
 

" اولیای دم جلال- مقتول- در جایگاه حاضر شدند و برای عاملان جنایت تقاضای قصاص کردند.... "

 
 
یا نه، من خیلی ناراحت بودم گفتم می‏خواهم آب بخورم، هیچ صدایی از شوهرم نمی‏آمد، مهدی دست و پای پسرم را بست. ما بیرون رفتیم، اما هیچ خبری از شوهرم و همدست مهدی نبود، بعد او پا به فرار گذاشت، من همچنان به دنبال شوهرم می‏گشتم که جسد غرق در خون او را در دستشویی پیدا کردم و موضوع را به ماموران اطلاع دادم.
سپس اولیای دم جلال- مقتول- در جایگاه حاضر شدند و برای عاملان جنایت تقاضای قصاص کردند.

اظهارات متهم ردیف اول
در ادامه به دستور قاضی عزیز محمدی، ایرج متهم ردیف اول که 26سال سن دارد در جایگاه قرار گرفت و به سوالات 5 قاضی دادگاه جواب داد.
قاضی: خودت را به طور کامل معرفی کن.
متهم: ایرج، متاهل و صاحب یک فرزند، بیکار و دارای 3فقره سرقت

قاضی: اتهام شما قتل عمدی جلال و سرقت مقرون به آزار است.
آیا قبول دارید؟
متهم: بله ، قبول دارم. مدتی قبل مهدی که از دوستان قدیمی من بود به سراغم آمد . او گفت: پیرمرد ثروتمندی را می‏شناسم که در برج آ.اس.پ زندگی می‏کند و تنها است. او 18 میلیون تومان پول نقد و4 کیلو طلا در خانه دارد. من و مهدی تصمیم گرفتیم که برای سرقت به آنجا برویم. مهدی به من گفته بود که منطقه را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده است و هیچ خطری ما را تهدید نمی‏کند. من مواد مصرف کرده بودم و حالت عادی نداشتم، در را من زدم پیرمرد در را باز کرد، من او را هل دادم و وارد خانه شدم ، پشت سر من مهدی آمد و به سراغ زن و پسر جلال رفت. او گفته بود که هیچکس درخانه نیست، اما 2 نفر در آنجا بودند.
 

" مدتی قبل از این حادثه من آدرس خانه جلال را در مغازه که در آنجا کار می‏کردم پیدا کردم و از آن طریق متوجه شدم که او مرد ثروتمندی است و برای شناسایی محل ، یکبار به مقابل خانه‏اش رفتم. ... "

 
 
پیرمرد مرتب فریاد می‏زد. قرار بود پشت سر من مهدی در را ببندد، اما در باز بود برگشتم که در را بنندم یکدفعه جلال پارچه‏ای را دور گردنم انداخت داشتم خفه می‏شدم که یکدفعه یاد چاقویی افتادم که مهدی به من داده بود. آن را از پشت شلوارم در آوردم، 2 ضربه به سینه‏اش زدم و در حالت عصبانیت یک ضربه هم به گردنش وارد کردم، سپس برای این که همسرش نترسد جسد را به داخل دستشویی بردم. روی قسمتی که خون ریخته بود فرش انداختم بعد همه خانه را گشتم، هیچ پولی نبود که برداریم. به سراغ مهدی رفتم و گفتم پیرمرد مرد و هیچ خبری از پول و طلا هم نیست بعد در حالی که فقط یک گوشی تلفن و یک گوشی موبایل برداشته بودیم خانه را ترک کردیم تا این که مدتی بعد من دستگیر شدم.
دفاعیات متهم ردیف دوم
سپس مهدی در جایگاه قرار گرفت و از خود دفاع کرد

قاضی: اتهام شما معاونت در قتل جلال و سرقت مقرون به آزار است قبول دارید؟
متهم: اتهام را قبول ندارم چون قصد ما فقط سرقت بود نه قتل. من چاقو را برای ترساندن به ایرج داده بود . مدتی قبل از این حادثه من آدرس خانه جلال را در مغازه که در آنجا کار می‏کردم پیدا کردم و از آن طریق متوجه شدم که او مرد ثروتمندی است و برای شناسایی محل ، یکبار به مقابل خانه‏اش رفتم. بالاخره روز حادثه فرا رسید، بسیار به پول نیاز داشتم و به همین خاطر تصمیم به سرقت گرفتم. قرار شد با ایرج وارد خانه شویم، اول ایرج به خانه برود و بعد من وارد شوم، حدس می‏زدم کس دیگری در خانه باشد، بنابراین وقتی وارد شدم و صدای فریاد همسر جلال را شنیدم به طرف او رفتم، پسرش هم آنجا بود، آنها را داخل اتاق بردم ایرج چند بار رفت و آمد و من در جریان کارهایی که انجام می‏داد نبودم، مادر و پسر مرتب سراغ جلال را می‏گرفتند، من گفتم همدستم مردی خطرناک است، اگر شما را بیرون ببرم مرا هم می‏زند. ایرج مواد استفاده کرده بود و حالت عادی نداشت بعد از مدتی هم خانه را ترک کرد، بعد من گوشی موبایل و یک تلفن بی‏سیم برداشتم و فرار کردم.
هیچکدام از ضربات را من به جلال نزدم.
بنابراین گزارش ، پس از دفاعیات مهدی، ختم جلسه اعلام شد و حکم نهایی درباره این پرونده بزودی صادر می‏شود.

 
 

کارآگاهان در برابر معمای 2 مرگ مرموز
کشف جسد یک زن و پسر 17ساله
دستگیری 2مظنون به قتل یک مادر و دختر

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار