 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
محاکمه عاملان جنایت در برج آ. اس. پ
|
| | | |
 | محاکمه عاملان جنایت هولناک برج آ.اس. پ که پیرمردی را با ضربات چاقو به قتل رساندهاند در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. |
محاکمه عاملان جنایت هولناک برج آ.اس. پ که پیرمردی را با ضربات چاقو به قتل رساندهاند در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه، خاکی نماینده دادستان در جایگاه حاضر شد و گفت: 11 آبان ماه سال گذشته به ماموران نیروی انتظامی خبر دادند یک فقره قتل عمدی و سرقت در یکی از بلوکها برج آ.اس. پ اتفاق افتاده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر و تحقیقات آغاز شد، ماموران ابتدا جسد جلال لاجوردی مرد 62 ساله که با اصابت 9ضربه چاقو به قتل رسیده بود را در دستشویی خانه پیدا و جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند. آنها که در برابر یک قتل پیچیده قرار گرفته بودند تحقیقات فنی خود را پی گرفتند و در این میان پسر و همسر مقتول را که شاهد این قتل بودند، مورد بازجویی قرار دادند و با کمک رامین- پسر مقتول- موفق شدند عکس چهرهنگاری شده 2سارق مهاجم را تهیه کنند. ماموران با چهرهنگاری متوجه شدند یکی از قاتلان سارق سابقهدار است ، بنابراین ماموران موفق شدند ایرج- متهم به قتل- را دستگیر کنند و از طریق او توانستند، مهدی متهم دیگر پرونده را نیز به دام بیاندازند. ایرج در بازجوییها گفت: مدتی قبل مهدی به دنبالم آمد وگفت: منزلی را در بالای شهر میشناسم که صاحب آن پیرمرد پولداری است، بعد با هم نقشه سرقت را کشیدیم. مهدی چاقویی به من داد و وارد خانه شدیم، پس از آن که پیرمرد در را باز کرد او را با ضربات چاقو زدیم و بعد سرقت را انجام دادیم و فرار کردیم.
نماینده دادستان افزود: باتوجه به اقاریر صریح متهمان و مدارک موجود، کیفرخواست علیه این 2 نفر صادر شد و تقاضای صدور حکم قانونی برای آنها را دارم.
سپس به دستور قاضی عزیز محمدی ، مریم همسر مقتول که از شاهدان عینی ماجرا بود در جایگاه قرار گرفت و گفت: حدود ساعت 4بعدازظهر روز شنبه 11 آبان ماه بود که صدای زنگ در واحد به صدا درآمد ما خواب بودیم من به دستشویی رفتم تا صورتم را بشویم، یکدفعه صدای فریادهای شوهرم را شنیدم، رامین پسرم هم درخانه بود، اول فکر کردم کسی با پسرم مشکلی دارد، با عجله خودم را به طرف در رساندم، رامین هم به سرعت از اتاقش بیرون دوید، از او پرسیدم چه شده که یکدفعه، مرد جوانی به طرف ما هجوم آورد و ما را به داخل اتاق پسرم هل داد. رامین که نگران پدرش بود از آن مرد پرسید پدرم کجاست او که بعدها متوجه شدیم نامش مهدی است گفت: به ارواح خاک پدرم، او سالم است و هیچ اتفاقی برایش نیفتاده . من از آنها پرسیدم برای چه به خانه ما هجوم آوردید و چه میخواهید مهدی گفت: پول میخواهیم هرچه دارید بدهید. من گفتم به شوهر و پسرم آسیبی نرسانید هر چه پول داریم بردارید فقط به کسی آسیبی نرسانید، کمدی که پولها را در آنجا گذاشته بودیم نشان دادم، حدود 250 هزار تومان پول نقد و مقداری طلا بود که نمیدانم برداشتند یا نه، من خیلی ناراحت بودم گفتم میخواهم آب بخورم، هیچ صدایی از شوهرم نمیآمد، مهدی دست و پای پسرم را بست. ما بیرون رفتیم، اما هیچ خبری از شوهرم و همدست مهدی نبود، بعد او پا به فرار گذاشت، من همچنان به دنبال شوهرم میگشتم که جسد غرق در خون او را در دستشویی پیدا کردم و موضوع را به ماموران اطلاع دادم.
سپس اولیای دم جلال- مقتول- در جایگاه حاضر شدند و برای عاملان جنایت تقاضای قصاص کردند.
اظهارات متهم ردیف اول
در ادامه به دستور قاضی عزیز محمدی، ایرج متهم ردیف اول که 26سال سن دارد در جایگاه قرار گرفت و به سوالات 5 قاضی دادگاه جواب داد.
قاضی: خودت را به طور کامل معرفی کن.
متهم: ایرج، متاهل و صاحب یک فرزند، بیکار و دارای 3فقره سرقت
قاضی: اتهام شما قتل عمدی جلال و سرقت مقرون به آزار است.
آیا قبول دارید؟
متهم: بله ، قبول دارم. مدتی قبل مهدی که از دوستان قدیمی من بود به سراغم آمد . او گفت: پیرمرد ثروتمندی را میشناسم که در برج آ.اس.پ زندگی میکند و تنها است. او 18 میلیون تومان پول نقد و4 کیلو طلا در خانه دارد. من و مهدی تصمیم گرفتیم که برای سرقت به آنجا برویم. مهدی به من گفته بود که منطقه را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده است و هیچ خطری ما را تهدید نمیکند. من مواد مصرف کرده بودم و حالت عادی نداشتم، در را من زدم پیرمرد در را باز کرد، من او را هل دادم و وارد خانه شدم ، پشت سر من مهدی آمد و به سراغ زن و پسر جلال رفت. او گفته بود که هیچکس درخانه نیست، اما 2 نفر در آنجا بودند. پیرمرد مرتب فریاد میزد. قرار بود پشت سر من مهدی در را ببندد، اما در باز بود برگشتم که در را بنندم یکدفعه جلال پارچهای را دور گردنم انداخت داشتم خفه میشدم که یکدفعه یاد چاقویی افتادم که مهدی به من داده بود. آن را از پشت شلوارم در آوردم، 2 ضربه به سینهاش زدم و در حالت عصبانیت یک ضربه هم به گردنش وارد کردم، سپس برای این که همسرش نترسد جسد را به داخل دستشویی بردم. روی قسمتی که خون ریخته بود فرش انداختم بعد همه خانه را گشتم، هیچ پولی نبود که برداریم. به سراغ مهدی رفتم و گفتم پیرمرد مرد و هیچ خبری از پول و طلا هم نیست بعد در حالی که فقط یک گوشی تلفن و یک گوشی موبایل برداشته بودیم خانه را ترک کردیم تا این که مدتی بعد من دستگیر شدم.
دفاعیات متهم ردیف دوم
سپس مهدی در جایگاه قرار گرفت و از خود دفاع کرد
قاضی: اتهام شما معاونت در قتل جلال و سرقت مقرون به آزار است قبول دارید؟
متهم: اتهام را قبول ندارم چون قصد ما فقط سرقت بود نه قتل. من چاقو را برای ترساندن به ایرج داده بود . مدتی قبل از این حادثه من آدرس خانه جلال را در مغازه که در آنجا کار میکردم پیدا کردم و از آن طریق متوجه شدم که او مرد ثروتمندی است و برای شناسایی محل ، یکبار به مقابل خانهاش رفتم. بالاخره روز حادثه فرا رسید، بسیار به پول نیاز داشتم و به همین خاطر تصمیم به سرقت گرفتم. قرار شد با ایرج وارد خانه شویم، اول ایرج به خانه برود و بعد من وارد شوم، حدس میزدم کس دیگری در خانه باشد، بنابراین وقتی وارد شدم و صدای فریاد همسر جلال را شنیدم به طرف او رفتم، پسرش هم آنجا بود، آنها را داخل اتاق بردم ایرج چند بار رفت و آمد و من در جریان کارهایی که انجام میداد نبودم، مادر و پسر مرتب سراغ جلال را میگرفتند، من گفتم همدستم مردی خطرناک است، اگر شما را بیرون ببرم مرا هم میزند. ایرج مواد استفاده کرده بود و حالت عادی نداشت بعد از مدتی هم خانه را ترک کرد، بعد من گوشی موبایل و یک تلفن بیسیم برداشتم و فرار کردم.
هیچکدام از ضربات را من به جلال نزدم.
بنابراین گزارش ، پس از دفاعیات مهدی، ختم جلسه اعلام شد و حکم نهایی درباره این پرونده بزودی صادر میشود.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|