چهارشنبه 17 دي 1404

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر عارف ایرانی یا مولانای رومی

 
 

چهارشنبه 26 مرداد 1384

عارف ایرانی یا مولانای رومی

 
 

شاید آنان که اهل سفرند، مسافران کشور ترکیه نیز بوده‏اند.

عارف ایرانی یا مولانای رومی
چندی پیش یکی از دوستان که با تور سیاحتی به ترکیه سفری داشت، با موضوع جالبی برخورد کرده بود. در یک رستوران، به همراه برنامه‏های مختلف عوام‌فریب، پس از اجرای چند خواننده ترک، گروهی با لباس دراویش در کنار گفتاری انگلیسی به اجرای مراسم سماع پرداخته بودند.
مسلما این نخستین‏بار نیست که ترک‏ها از دست تقدیر که مرحوم مولانا جلال‏الدین، اکنون در خاک کشورشان آرمیده است، کسب درآمد می‏کنند. برگزاری برنامه‏های بزرگداشت و سالگرد فوت مولوی و اجرای مراسم سماع، آن هم در کنار انواع برنامه‏های بی‏هویت ترک‏ها که ملغمه‏ای از فرهنگ‏های ایرانی، عربی، اروپایی و ته مانده فرهنگ عثمانی است جز برای جلب توجه ورود توریست بیشتر به این کشور و درآمدزایی نیست؛ که البته به راه انداختن این نمایش‏ها در این مکان‌ها، دور از شخصیت بزرگ و بی‏تکلف حضرت مولانا است.
مولانا به همراه پدرش پس از مهاجرت از بلخ، چندی در شهرهای مختلف زندگی کرد و سرانجام بنا به درخواست امیر سلجوقی، علاءالدین کیقباد به قونیه رفت، بیشتر عمر خود را در قونیه اقامت داشت و حال بقعه این شاعر نام آور پارسی در شهر قونیه ترکیه قرار دارد. از این رو اکثر مردم و مسئولان فرهنگی کشور ترکیه، مولانا جلال‏الدین را شاعری ترک‏تبار و متعلق به خود می‏دانند. گرچه امروز نام مولوی فراتر از هر حد و مرزی است، اما اگر قرار باشد بگوییم مولوی کجایی است، همه به یقین می‏دانند که او پیش از آن که ترک و عرب و رومی باشد، ایرانی است، ولی بداقبالی ماست که کشورهای دوست و همجوار، یادگار‏های «به جای مانده» و «به یادمانده» ما را میان خودشان تقسیم می‏کنند.
البته مولانا اشعاری هم به ترکی سروده، ولی سرودن هزاران بیت شعر در دیوان شمس و مثنوی معنوی به زبان پارسی، خود به تمام حرف و حدیث‏ها پایان می‏دهد.
در ترکیه، بازماندگان و شاگردان مکتب اخوت روحانی مولانا، از زمانی
 

" مولانا اشعاری به ترکی سروده، ولی سرودن هزاران بیت شعر در دیوان شمس و مثنوی معنوی به زبان پارسی، خود به تمام حرف و حدیث‏ها پایان می‏دهد... "

 
 
که حکومت آتاتورک در سال 1925 سلسله‏های دراویش را غیرقانونی اعلام کرد، به تدریج از میان رفتند و جای خود را به «درویشان چرخ زن» یا «رقاصان و نوازندگان عارفانه‏سرا» یعنی کارمندان کاباره‏ها دادند که با زیرکی، بهره‏گیری از نشان دراویش واقعی که باید به دور از دنیا و مافیها باشند و درج نامشان به صورت رقصنده در آگهی‏ها، علاقه گردشگران همه عالم را به خود جلب می‏کنند و به قولی بین ترکیه غیرمذهبی امروز و میراث مذهبی عثمانی، پیوندی سمبلیک برقرار می‏سازند! البته نام مولانا جهان شمول‏تر از این است. در آمریکا هم سخن از اوست.
در همین سال‌های اخیر مجله «پابلیشرز ویکلی» که توسط اتحادیه ناشران آمریکا چاپ می‏شود، اعلام کرد که «جلال‏الدین رومی» از نظر میزان فروش دیوان‏های شعر، مشهورترین و پرفروش‏ترین شاعر در آمریکا است. همچنین نشریه کریستین ساینس مانیتور در مقاله‏ای به قلم الکساندرا مارکس به تاریخ 25 نوامبر، 1997 اشعار مولانا را در ایالت متحده آمریکا پرفروش‏ترین کتاب شعر معرفی می‏کند.
روزنامه «لس‏آنجلس تایمز» مولوی را مایه رشک همه شاعران داخل و خارج آمریکا می‏داند و روزنامه واشنگتن پست نیز در این مورد می‏نویسد: «سروده‏های مولانا منبع الهام برای مردم آمریکا است.»
البته داستان به اینجا ختم نمی‏شود. با گرایش بیشتر مردم و طرفداران شعر عرفانی به این شاعر نام آور پارسی و تحلیل و بررسی آثار او، 2 جریان متضاد پدید می‏آید.
عده‏ای به فکر پر کردن جیبشان از این ‌چنین جریان‏های داغ روز می‏افتند و عده‏ای هم راه دل در پیش می‏گیرند، تا از این دریای بی‏کران بنوشند و سیراب شوند که هرچه بنوشی، تشنه‏تر شوی.
کالمن بارکس بیش از هر فرد دیگری موجب شهرت مولانا در آمریکا شده است. در جلسات شعر خوانی او که اغلب با ترنم موسیقی زنده همراه است، حاضران با شور و شوق نسبت به اشعار مولوی ابراز احساسات می‏کنند. کتاب او به نام«رومی روشن ضمیر» مجموعه‏ای است ازترجمه ها و تصاویر الهامی به شیوه کتاب‏های مناسب میز قهوه خوری، که اکثر روزنامه‏های پر خواننده آمریکا آن را به خوانندگان خود توصیه می‏کنند.
(Deirdre Schwiesow ,U.S.A Today, November3.1997) حقیقت آن است که نام او همه جا هست. مولوی حتی به فرهنگ عامه مردم آمریکا نیز پا نهاده است. چهره های مشهور نیز از دل سپردن به سخن او غافل نمانده‏اند. در خیابان لافایت، نیویورک سیتی، مشتریان مرکز یوگای جیوا موکتی که تعدادشان در هر روز به حدود 400 نفر می‏رسد گهگاه شاهد چهره‏های مشهوری هستند که افراد سرشناسی چون مری استوارت مسترسان و ساراجسیکا پارکر از آن جمله‏اند.
صدای یکنواخت طبل که مرموزانه در فضا می‏پیچد و گاهی با موسیقی راک
 

" سروده‏های مولانا منبع الهام برای مردم آمریکا است... "

 
 
و خواندن شعرهای مولانا در هم می‏آمیزد، حس لازم را برای تمرینات بدنی توام با استنشاقات روحانی فراهم می‏آورد.
(Penelope Green, New York Time , March1998 , Sec .91) دیدن مولوی در قلمرو فعالیت طراحان و کاسبان مد روز واقعا در تصور هیچ ساده لوحی نمی‏گنجد.
اما مانکن‏هایی که در نمایشگاه لباس Donna Karan به پارچه‏های ذغال سنگی و خاکستری مد پاییزی آراسته بودند در حالی که نوای شعر مولوی طنین‏انداز بود، از جلوی چشمان مدونا و دمی مور می‏گذشتند.
(Robin Givan , Washington post, April6 , 1998) البته نباید بدبینانه به همه این فعالیت‏ها نگاه کرد. به طوری که کار فیلیپ گلاس آهنگساز مشهور آمریکایی قابل تقدیر است. او که پیش از این اپراهایی را به انیشتین و گاندی اختصاص داده بود قطعه‏ای چند رسانه‏ای (Multi Media ) موسوم به اعاجیب رحمت (Monsters of Grace , Version 1.0) ساخته است که با برنامه‏ای به اتمام می‏رسد که قسمت مشخص آن اشعاری به شیوه اپراست برگرفته از 114 شعر مولوی با ترجمه کالمن بارکس. این قطعه با تک خوانی ملایم خواننده‏ای شروع می‏شود که به آواز می‏گوید (برماندن این ترانه‏ها غم می‏خورید) و در نهایت امر مولوی را در این امروزی‏ترین و تکنولوژیکال‏ترین نوع رسانه‏ها ماندگاری می‏بخشد.
به اینها اضافه کنید انواع فیلم‏های مستند و داستانی که در سراسر دنیا درباره او ساخته می‏شود.
اما چرا از اشعار مولوی اینقدر استقبال می‏شود؟ یکی از خصوصیات اشعار مولوی همه فهم بودن آن است. از کودکی که سخنان او را در کتاب‏های درسی‏اش می‏خواند تا پیرمردی پا به سن گذاشته، همه و همه به قدر فهم خود از تمثیل و داستان شیرین او که پر از درس و اندرز است بهره می‌گیرند که به قول مولانا «هر کسی از ظن خود شد یار من.» و همین همه فهم بودن شعر او است که سخنش را جهان‌گیر کرده است. نشان ترجمه آثار مولانا به ده‌ها زبان زنده دنیا که مردم جهان را مسحور ساخته، جز این نیست که:

شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود
با این وجود تاکید فراوان بر این که برای ما ایرانیان و مولوی دوستان مولانا جلال‌الدین محمد بلخی عارف نامی ما است نه رومی، بسیار مهم است، چراکه به گفته همه بزرگان از جمله استاد
 

" مولانا همواره خود را مدیون همان دوران کودکی و بلخ و بعد سفرهایش می‌داند و گاه‌گاه این نکته و تجربه این سفرها را در تمثیل‌ها و داستان‌هایش می‌توان دید... "

 
 
بدیع‌الزمان فروزانفر، «مولد مولانا شهر بلخ است و ولادتش در ششم ربیع‌الاول سنه 604 هجری قمری اتفاق افتاده و علت شهرت او به رومی و مولانا رم همان طول اقامت وی در شهر قونیه که اقامتگاه اکثر عمر و مدفن او است بوده، لیکن خود وی همواره خویش را از مردم خراسان شمرده و اهل شهر خود را دوست می‌داشته و از یاد آنان فارغ نبوده است.»
در آن زمان سرزمین ایران قلمروی بس گسترده و وسیع داشته که از شرق و غرب ادامه داشته است و بلخ شهری از شهرهای خراسان بزرگ بوده و آناتولی نیز بخشی از خاک این کشور که مولوی پس از مناقشه پدرش، سلطان ولد با خوارزمشاه، بلخ را ترک گفت و به بلاد غرب مهاجرت کرد و این مسئله همچنین نزدیک به زمان هجوم مغول‌ها بوده است.
مولانا همواره خود را مدیون همان دوران کودکی و بلخ و بعد سفرهایش می‌داند و گاه‌گاه این نکته و تجربه این سفرها را در تمثیل‌ها و داستان‌هایش می‌توان دید.
«... و چون به نیشابور رسید وی را با شیخ فریدالدین عطار اتفاق ملاقات افتاد و شیخ عطار خود به دیدن مولانا بهاءالدین آمد و در آن وقت مولانا جلال‌الدین کوچک بود، شیخ عطار کتاب اسرارنامه را به هدیه به مولانا جلال‌الدین داد و مولانا بهاءالدین را گفت: «زود باشد که این پسر تو آتش درسوختگان عالم زند» و بسیاری این داستان را کم و بیش ذکر کرده و گفته‌اند که مولانا پیوسته اسرارنامه عطار را با خود داشت، چنانچه گویا چند داستان مثنوی برگرفته از آثار عطار است. ... برخورد با عطار و مطالعه سخن او، آواز و نی و شعر و این جرقه‌های آشنایی اوست با جهانی دگر که از آنجا به سوی او پرتاب می‌شود.

تحفه‌های آن جهانی می‌رسانی دم به دم

می‌رسان و می‌رسان، خوش می‌رسانی، شاد باش
که بعد سخن از شمس است و تابش عشق و هرچه در این وادی گام نهی کمتر رفته‌ای و این تنها یک قصه از هزار و یک شب قصه عشق است و این گفتیم تا بگوییم دوستان، یاد دوست باید کرد. یاد مولوی که دوستی بود از دوستداران حضرت دوست.
مولوی، مولوی ایرانی که از بد حادثه باید ایرانی بودنش را به خیلی‌ها ثابت کنیم و اول به خودمان با آوردن نامش و رفتن راهش و شنیدن سخنش ضرورت توجه بیشتر و ارج نهادن به این یادگارهای فرهنگی به ویژه مولوی که شعرش نگین شعر عرفانی ایران است، جز افتخار آیندگان و گذشتگان خود نخواهد بود. ثبت و ضبط مجالس سماع و رقص دراویش در ایران، برپایی بزرگداشت و سالگرد تولد یا وفات او با بار فرهنگی بیشتر و به دور از خرج‌های بیهوده و برنامه‌ریزی بهتر می‌تواند ما را در این راه یاری کند. توجه افزونتر به روز بزرگداشت مولوی در تقویم ایرانی، 8 مهر و ساخت یک یادمان ارزشمند معماری در شأن حضرت مولانا در ایران، گام‌های موثری در این زمینه خواهد بود و امیدواریم که این شور راه رسیدن به منزل مقصود را هموار کند که به قول مولانا
کی شود این روان من ساکن
این چنین ساکن روان که منم

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
وزارت اقتصاد؛ یک صندلی و هفت نامزد
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
کارگردان پایتخت: تنابنده هرچه قدر گرفته باز هم کم است
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار