 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
عارف ایرانی یا مولانای رومی
|
| | | |
 | شاید آنان که اهل سفرند، مسافران کشور ترکیه نیز بودهاند. | چندی پیش یکی از دوستان که با تور سیاحتی به ترکیه سفری داشت، با موضوع جالبی برخورد کرده بود. در یک رستوران، به همراه برنامههای مختلف عوامفریب، پس از اجرای چند خواننده ترک، گروهی با لباس دراویش در کنار گفتاری انگلیسی به اجرای مراسم سماع پرداخته بودند.
مسلما این نخستینبار نیست که ترکها از دست تقدیر که مرحوم مولانا جلالالدین، اکنون در خاک کشورشان آرمیده است، کسب درآمد میکنند. برگزاری برنامههای بزرگداشت و سالگرد فوت مولوی و اجرای مراسم سماع، آن هم در کنار انواع برنامههای بیهویت ترکها که ملغمهای از فرهنگهای ایرانی، عربی، اروپایی و ته مانده فرهنگ عثمانی است جز برای جلب توجه ورود توریست بیشتر به این کشور و درآمدزایی نیست؛ که البته به راه انداختن این نمایشها در این مکانها، دور از شخصیت بزرگ و بیتکلف حضرت مولانا است.
مولانا به همراه پدرش پس از مهاجرت از بلخ، چندی در شهرهای مختلف زندگی کرد و سرانجام بنا به درخواست امیر سلجوقی، علاءالدین کیقباد به قونیه رفت، بیشتر عمر خود را در قونیه اقامت داشت و حال بقعه این شاعر نام آور پارسی در شهر قونیه ترکیه قرار دارد. از این رو اکثر مردم و مسئولان فرهنگی کشور ترکیه، مولانا جلالالدین را شاعری ترکتبار و متعلق به خود میدانند. گرچه امروز نام مولوی فراتر از هر حد و مرزی است، اما اگر قرار باشد بگوییم مولوی کجایی است، همه به یقین میدانند که او پیش از آن که ترک و عرب و رومی باشد، ایرانی است، ولی بداقبالی ماست که کشورهای دوست و همجوار، یادگارهای «به جای مانده» و «به یادمانده» ما را میان خودشان تقسیم میکنند.
البته مولانا اشعاری هم به ترکی سروده، ولی سرودن هزاران بیت شعر در دیوان شمس و مثنوی معنوی به زبان پارسی، خود به تمام حرف و حدیثها پایان میدهد.
در ترکیه، بازماندگان و شاگردان مکتب اخوت روحانی مولانا، از زمانی که حکومت آتاتورک در سال 1925 سلسلههای دراویش را غیرقانونی اعلام کرد، به تدریج از میان رفتند و جای خود را به «درویشان چرخ زن» یا «رقاصان و نوازندگان عارفانهسرا» یعنی کارمندان کابارهها دادند که با زیرکی، بهرهگیری از نشان دراویش واقعی که باید به دور از دنیا و مافیها باشند و درج نامشان به صورت رقصنده در آگهیها، علاقه گردشگران همه عالم را به خود جلب میکنند و به قولی بین ترکیه غیرمذهبی امروز و میراث مذهبی عثمانی، پیوندی سمبلیک برقرار میسازند! البته نام مولانا جهان شمولتر از این است. در آمریکا هم سخن از اوست.
در همین سالهای اخیر مجله «پابلیشرز ویکلی» که توسط اتحادیه ناشران آمریکا چاپ میشود، اعلام کرد که «جلالالدین رومی» از نظر میزان فروش دیوانهای شعر، مشهورترین و پرفروشترین شاعر در آمریکا است. همچنین نشریه کریستین ساینس مانیتور در مقالهای به قلم الکساندرا مارکس به تاریخ 25 نوامبر، 1997 اشعار مولانا را در ایالت متحده آمریکا پرفروشترین کتاب شعر معرفی میکند.
روزنامه «لسآنجلس تایمز» مولوی را مایه رشک همه شاعران داخل و خارج آمریکا میداند و روزنامه واشنگتن پست نیز در این مورد مینویسد: «سرودههای مولانا منبع الهام برای مردم آمریکا است.»
البته داستان به اینجا ختم نمیشود. با گرایش بیشتر مردم و طرفداران شعر عرفانی به این شاعر نام آور پارسی و تحلیل و بررسی آثار او، 2 جریان متضاد پدید میآید.
عدهای به فکر پر کردن جیبشان از این چنین جریانهای داغ روز میافتند و عدهای هم راه دل در پیش میگیرند، تا از این دریای بیکران بنوشند و سیراب شوند که هرچه بنوشی، تشنهتر شوی.
کالمن بارکس بیش از هر فرد دیگری موجب شهرت مولانا در آمریکا شده است. در جلسات شعر خوانی او که اغلب با ترنم موسیقی زنده همراه است، حاضران با شور و شوق نسبت به اشعار مولوی ابراز احساسات میکنند. کتاب او به نام«رومی روشن ضمیر» مجموعهای است ازترجمه ها و تصاویر الهامی به شیوه کتابهای مناسب میز قهوه خوری، که اکثر روزنامههای پر خواننده آمریکا آن را به خوانندگان خود توصیه میکنند.
(Deirdre Schwiesow ,U.S.A Today, November3.1997)
حقیقت آن است که نام او همه جا هست. مولوی حتی به فرهنگ عامه مردم آمریکا نیز پا نهاده است. چهره های مشهور نیز از دل سپردن به سخن او غافل نماندهاند. در خیابان لافایت، نیویورک سیتی، مشتریان مرکز یوگای جیوا موکتی که تعدادشان در هر روز به حدود 400 نفر میرسد گهگاه شاهد چهرههای مشهوری هستند که افراد سرشناسی چون مری استوارت مسترسان و ساراجسیکا پارکر از آن جملهاند.
صدای یکنواخت طبل که مرموزانه در فضا میپیچد و گاهی با موسیقی راک و خواندن شعرهای مولانا در هم میآمیزد، حس لازم را برای تمرینات بدنی توام با استنشاقات روحانی فراهم میآورد.
(Penelope Green, New York Time , March1998 , Sec .91)
دیدن مولوی در قلمرو فعالیت طراحان و کاسبان مد روز واقعا در تصور هیچ ساده لوحی نمیگنجد.
اما مانکنهایی که در نمایشگاه لباس Donna Karan به پارچههای ذغال سنگی و خاکستری مد پاییزی آراسته بودند در حالی که نوای شعر مولوی طنینانداز بود، از جلوی چشمان مدونا و دمی مور میگذشتند.
(Robin Givan , Washington post, April6 , 1998)
البته نباید بدبینانه به همه این فعالیتها نگاه کرد. به طوری که کار فیلیپ گلاس آهنگساز مشهور آمریکایی قابل تقدیر است. او که پیش از این اپراهایی را به انیشتین و گاندی اختصاص داده بود قطعهای چند رسانهای (Multi Media ) موسوم به اعاجیب رحمت (Monsters of Grace , Version 1.0) ساخته است که با برنامهای به اتمام میرسد که قسمت مشخص آن اشعاری به شیوه اپراست برگرفته از 114 شعر مولوی با ترجمه کالمن بارکس. این قطعه با تک خوانی ملایم خوانندهای شروع میشود که به آواز میگوید (برماندن این ترانهها غم میخورید) و در نهایت امر مولوی را در این امروزیترین و تکنولوژیکالترین نوع رسانهها ماندگاری میبخشد.
به اینها اضافه کنید انواع فیلمهای مستند و داستانی که در سراسر دنیا درباره او ساخته میشود.
اما چرا از اشعار مولوی اینقدر استقبال میشود؟ یکی از خصوصیات اشعار مولوی همه فهم بودن آن است. از کودکی که سخنان او را در کتابهای درسیاش میخواند تا پیرمردی پا به سن گذاشته، همه و همه به قدر فهم خود از تمثیل و داستان شیرین او که پر از درس و اندرز است بهره میگیرند که به قول مولانا «هر کسی از ظن خود شد یار من.» و همین همه فهم بودن شعر او است که سخنش را جهانگیر کرده است. نشان ترجمه آثار مولانا به دهها زبان زنده دنیا که مردم جهان را مسحور ساخته، جز این نیست که:
شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود
با این وجود تاکید فراوان بر این که برای ما ایرانیان و مولوی دوستان مولانا جلالالدین محمد بلخی عارف نامی ما است نه رومی، بسیار مهم است، چراکه به گفته همه بزرگان از جمله استاد بدیعالزمان فروزانفر، «مولد مولانا شهر بلخ است و ولادتش در ششم ربیعالاول سنه 604 هجری قمری اتفاق افتاده و علت شهرت او به رومی و مولانا رم همان طول اقامت وی در شهر قونیه که اقامتگاه اکثر عمر و مدفن او است بوده، لیکن خود وی همواره خویش را از مردم خراسان شمرده و اهل شهر خود را دوست میداشته و از یاد آنان فارغ نبوده است.»
در آن زمان سرزمین ایران قلمروی بس گسترده و وسیع داشته که از شرق و غرب ادامه داشته است و بلخ شهری از شهرهای خراسان بزرگ بوده و آناتولی نیز بخشی از خاک این کشور که مولوی پس از مناقشه پدرش، سلطان ولد با خوارزمشاه، بلخ را ترک گفت و به بلاد غرب مهاجرت کرد و این مسئله همچنین نزدیک به زمان هجوم مغولها بوده است.
مولانا همواره خود را مدیون همان دوران کودکی و بلخ و بعد سفرهایش میداند و گاهگاه این نکته و تجربه این سفرها را در تمثیلها و داستانهایش میتوان دید.
«... و چون به نیشابور رسید وی را با شیخ فریدالدین عطار اتفاق ملاقات افتاد و شیخ عطار خود به دیدن مولانا بهاءالدین آمد و در آن وقت مولانا جلالالدین کوچک بود، شیخ عطار کتاب اسرارنامه را به هدیه به مولانا جلالالدین داد و مولانا بهاءالدین را گفت: «زود باشد که این پسر تو آتش درسوختگان عالم زند» و بسیاری این داستان را کم و بیش ذکر کرده و گفتهاند که مولانا پیوسته اسرارنامه عطار را با خود داشت، چنانچه گویا چند داستان مثنوی برگرفته از آثار عطار است.
... برخورد با عطار و مطالعه سخن او، آواز و نی و شعر و این جرقههای آشنایی اوست با جهانی دگر که از آنجا به سوی او پرتاب میشود.
تحفههای آن جهانی میرسانی دم به دم
میرسان و میرسان، خوش میرسانی، شاد باش
که بعد سخن از شمس است و تابش عشق و هرچه در این وادی گام نهی کمتر رفتهای و این تنها یک قصه از هزار و یک شب قصه عشق است و این گفتیم تا بگوییم دوستان، یاد دوست باید کرد. یاد مولوی که دوستی بود از دوستداران حضرت دوست.
مولوی، مولوی ایرانی که از بد حادثه باید ایرانی بودنش را به خیلیها ثابت کنیم و اول به خودمان با آوردن نامش و رفتن راهش و شنیدن سخنش ضرورت توجه بیشتر و ارج نهادن به این یادگارهای فرهنگی به ویژه مولوی که شعرش نگین شعر عرفانی ایران است، جز افتخار آیندگان و گذشتگان خود نخواهد بود. ثبت و ضبط مجالس سماع و رقص دراویش در ایران، برپایی بزرگداشت و سالگرد تولد یا وفات او با بار فرهنگی بیشتر و به دور از خرجهای بیهوده و برنامهریزی بهتر میتواند ما را در این راه یاری کند. توجه افزونتر به روز بزرگداشت مولوی در تقویم ایرانی، 8 مهر و ساخت یک یادمان ارزشمند معماری در شأن حضرت مولانا در ایران، گامهای موثری در این زمینه خواهد بود و امیدواریم که این شور راه رسیدن به منزل مقصود را هموار کند که به قول مولانا
کی شود این روان من ساکن
این چنین ساکن روان که منم
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|