چهارشنبه 27 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث اعترافات زنی که شوهرش را به خاطر خیانت کشت

 
 

هموطن سلام , دوشنبه 25 مهر 1384

اعترافات زنی که شوهرش را به خاطر خیانت کشت

 
 

زن جوانی که برای گرفتن انتقام از شوهرش او را کشته و جسدش را مثله کرده بود دیروز در برابر قاضی دادگاه کیفری اتهام خود را پذیرفت و اظهار پشیمانی کرد.

اعترافات زنی که شوهرش را به خاطر خیانت کشت
زن جوانی که برای گرفتن انتقام از شوهرش او را کشته و جسدش را مثله کرده بود دیروز در برابر قاضی دادگاه کیفری استان تهران اتهام خود را پذیرفت و اظهار پشیمانی کرد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای این جلسه که با حضور رحیمی، باقری، کوه کمره‏ای، فراهانی و مظفری 5قاضی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران تشکیل شد، دلداری نماینده دادستان در جایگاه قرارگرفت و گفت: 16فروردین ماه سال جاری ماموران نیروی انتظامی اسلامشهر باخبر شدند جسد مثله شده مرد 33 ساله‏ای به نام محمد در خانه‏اش
 

" 2 روز قبل شوهرم برای گرفتن طلبش از خانه خارج شد و دیگر برنگشت، من فردای آن روز موضوع را به برادر شوهرم خبر دادم، او همه جا به دنبالش گشت وقتی نتوانست پیدایش کند تصمیم گرفت به ماموران خبردهد.... "

 
 
پیدا شده به همین دلیل ماموران در محل حضور یافتند و پس از انجام اقدامات لازم راحله همسر 25 ساله مقتول برای تحقیقات به اداره آگاهی اسلامشهر انتقال یافت او در بازجویی‏های اولیه گفت: 2 روز قبل شوهرم برای گرفتن طلبش از خانه خارج شد و دیگر برنگشت، من فردای آن روز موضوع را به برادر شوهرم خبر دادم، او همه جا به دنبالش گشت وقتی نتوانست پیدایش کند تصمیم گرفت به ماموران خبردهد، من برای آوردن شناسنامه و عکس شوهرم به خانه رفتم کلید را گم کرده بودم از دیوار همسایه وارد شدم و ناگهان یک سطل خونین در حیاط دیدم نزدیک که شدم، جسد مثله شده شوهرم را پیدا کردم.
دلداری ادامه داد: باتوجه به ضد و نقیض گویی‏های راحله ماموران متوجه پنهان کاری او شدند و وی را تحت بازجویی‏های فنی –پلیسی قرار دادند در نهایت راحله لب به اعتراف گشود و گفت: همسرم چندین بار زنان خیابانی رابه خانه آورده بود روز حادثه وارد خانه شدم و دیدم زنی در خانه ماست عصبی شدم و بر سر این مسئله با هم دعوا کردیم ساعتی بعد شوهرم خوابید من که هنوز از دست او بسیار عصبانی بودم یک میله آهنی برداشتم و چندین ضربه به سرش زدم ، سپس جسد او را با چاقویی که از آشپزخانه آورده بودم تکه تکه کردم بعد جسد را داخل سطلی قرار دادم، سناریوی ناپدید شدن محمد را طراحی کردم و موضوع را به برادر شوهرم خبر دادم.
درادامه جلسه دادگاه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و از سوی خود و 2فرزند یک و 3 ساله محمد برای متهم تقاضای قصاص کردند. سپس راحله به دفاع از خود پرداخت. او گفت: من اتهام قتل را قبول کردم و از کرده خود بسیار پشیمان هستم من 10سال پیش با محمد ازدواج کردم حاصل این ازدواج
 

" همسرم چندین بار زنان خیابانی رابه خانه آورده بود روز حادثه وارد خانه شدم و دیدم زنی در خانه ماست عصبی شدم و بر سر این مسئله با هم دعوا کردیم ... "

 
 
یک دختر 3 ساله و یک پسر است که تقریبا 11 ماه دارد در این سالها متوجه شدم محمد زنانی را به خانه می آورد ، اما او هر بار می‏گفت من اشتباه می‏کنم روز حادثه ازخانه برادر شوهرم به خانه خودمان رفتم دیدم محمد در خانه است و زنی هم در آشپزخانه مخفی شد، خواستم ببینم آن زن کیست که شوهرم جلویم را گرفت.
بعدهم گفت دچار توهم شده‏ای من خیلی عصبی بودم، او به من قرصی داد و گفت این را بخور تا آرام شوی آن را خوردم، بعد دچار حالات عجیبی شده بودم فکر می‏کردم محمد یک هیولا است به همین خاطر وقتی خوابیده بود میله‏ای آهنی که چند روز پیش در انباری دیده بودم برداشتم و محکم به سر محمد کوبیدم، چندین ضربه زدم، در همین حین دخترم بیدار شد، برای این که نترسد، چراغ را خاموش کردم و او را به اتاقش بردم بعد چاقو را برداشتم دست‏ها، پاها، سر و تنه شوهرم را جدا کردم جسد را تقریبا به 8 قسمت تقسیم کردم آن لحظه در حال خودم نبودم یکدفعه به خودم آمدم ومتوجه شدم کسی که من تکه تکه‏اش کردم شوهرم بوده است سپس برای این که آثار انگشت از بین برود دستکش پوشیدم، جسد را برداشتم و به حمام بردم آنجا آن را شستم تا اثر انگشتم ، نماند بعد فرش را کاملا شستم، تکه‏ها را داخل سطل گذاشتم و در انباری مخفی کردم و بعد نقشه‏ای را که طرح ریزی کرده بودم، اجرا کردم. بعد از 2 روز وقتی برای بردن
 

" شوهرم بارها شخصی را به خانه آورده بود و من به او اعتراض کرده بودم، اما اینبار نمی‏دانم چرا چنین حالتی به من دست داد در بازجویی‏ها خیلی مسائل را مطرح نکردم که شخصیت شوهرم از بین نرود.... "

 
 
شناسنامه و عکس به خانه برگشتم سطل را بیرون کشیدم و داخل حیاط گذاشتم بعد گفتم که جسد را پیدا کردم.
راحله ادامه داد: در تمام لحظاتی که شوهرم را تکه تکه می‏کردم فکرم این بودم که او یک هیولا است، تب داشتم، وقتی به خودم آمدم فهمیدم که شوهرم را کشته‏ام.
در این هنگام رحیمی یکی از قضات دادگاه از متهم پرسید اگر قرصی که شوهرت داده تو را دچار توهم کرده است پس چرا بچه‏هایت را مثل هیولا ندیدی و حتی چراغ را خاموش کردی که بچه‏هایت جنازه پدرشان رانبینند. از طرفی چرا مسله قرص را در بازجویی‏های اولیه مطرح نکردی و راحله نیز جواب داد: هرچه بگویم باور نمی‏کنید، شوهرم بارها شخصی را به خانه آورده بود و من به او اعتراض کرده بودم، اما اینبار نمی‏دانم چرا چنین حالتی به من دست داد در بازجویی‏ها خیلی مسائل را مطرح نکردم که شخصیت شوهرم از بین نرود او پدر بچه‏هایم بود گفتم شاید پدر ومادرش رضایت دهند و من قصاص نشوم.
وی در آخرین دفاعیاتش گفت: من ازخانواده شوهرم تقاضای بخشش دارم و ازآنها می‏خواهم به خاطر بچه‏هایم مرا ببخشند، باور کنید در آن لحظات حال طبیعی نداشتم. در ادامه جلسه دادگاه قاضی از او پرسید، اگر همدستی داشتی آن را معرفی کن چون به نظر نمی‏رسد به تنهایی این کار را کرده باشی.
راحله پاسخ داد :همدستی نداشتم و شوهرم را در حالت غیر طبیعی کشتم و از این کارم بسیار پشیمان هستم.
وی سپس به دست و پای مادر شوهرش افتاد تا شاید بتواند رضایت بگیرد، اما این حرکت منجر به درگیری کوچکی شد و مادر مقتول راحله را به گوشه‏ای پرت کرد.
بنابراین گزارش رای 5قاضی دادگاه کیفری استان تهران در خصوص این پرونده بزودی صادر می‏شود.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
متولد آوریل در سیما
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار