چهارشنبه 20 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی روزی روزگاری دختری داشتم به سن سه سال

 
 

هموطن , يكشنبه 4 دي 1384

دختری داشتم به سن سه سال

 
 

درپشت اطاق آنها رفتم دیدم با کمال میل وشوق وشعف این آب چلو را از دست یکدیگر می ربودند وسبوس جو و ارزن در او ریخته می خوردند .

دختری داشتم به سن سه سال
«رساله مکالمان حاجی مقیم آقا ومسافر» - درچند سال قبل که به مشهد مقدس مشرف می شدم درمنزلی وارد شدم. صاحب خانه التماس کرد که اگر چلوطبخ نمودید آب آن را که خواهید ریخت به من لطف فرمایید.
متحیر شدم جهت چه می خواهد و به طباخ سپردم که آب چلو را به او بدهد وسفارش کردم که طباخ بفهمد که این آب چلو را جهت چه می خواهد، ساعتی نگذشت که طباخ مراجعت نمود، و گفت : درپشت اطاق آنها رفتم دیدم با کمال میل وشوق وشعف این آب چلو را از دست یکدیگر می ربودند وسبوس جو و ارزن در او ریخته می خوردند .
دلم بربیچارگی وپریشانی آنها سوخت وسفارش کردم که وقت کشیدن غذا طباخ یک قاپ چلو از جهت آنها ببرد . درعوض آن که آنها مسرور وخوشحال شوند. به یک مرتبه صدای گریه ازاطاق آنها بلند شد .... سبب گریه ازآنها پرسیدم صاحب خانه گفت ... سال گذشته محصولی که از این جزیی ملکی که داریم عاید ما شده بود به قیمت نازل فروخته بابت مالیات تسلیم مباشر محل نمودیم، دیگر چیزی برای ما باقی نمانده بود ، بعد فروعات را حواله کردند ...بعد از آن خرج ولایتی و رسوم پیشکاری حواله کردند....
مامورها هم به سختی مطالبه می نمودند، دختری داشتم به سن سه سال ،ناچار او را برداشته به نزد بعضی از ترکمان ها که درنزدیکی ما ها بودند بردم او را به هفت تومان وپنج هزار فروختم، وقتی خواستم دست او را به دست ترکمان بگذارم آن دختر که چشمش به ترکمانان افتاد، مثل جوجه مرغ بلرزید، آمده فریاد کرد خود را به دامنم انداخت.
من هم از راه محبت پدری او را به دامان خود نشانده و نوازش کردم تا آن که در دامان من به خواب رفت. من چون چاره ای نداشتم سر او را از زانوی خود بر زمین گذاشتم و به شخص ترکمان که او را خریده بود التماس کردم که تا من غایب نشوم او را از خواب بیدار نکند.
دیشب که این طعام لذیذ را برای من فرستادید من ومادرش هروقت یاد می کنیم که ما چنین غذای لذیذ می خوریم و دخترمان در چه حالت است و کجاست بی اختیار گریه و ناله می کنیم .

 
 

مردم را وادار می‌کنند که کاندیدای آنها را ننویسند
روزی که حافظ مضطرب شد!
صنف قهوه چی هرسال6 هزار تومان مالیات بپردازد

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار