 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , چهارشنبه 7 دي 1384 |
|
حکم شد بینی او را بریدند
|
| | | |
 | لوطی صالح بدون این که ضرر مالی تحمل کند با همان دماغ بریده و کمال تر دماغی رفت و در مشهد کاظمین تا زمان وفات مجاورت داشت. | "تاریخ عضدی"-آقا محمد خان قاجار بعد از قتل جعفر قلی خان برادرش لوطی صالح را که آشنای قدیم خودش بود در خلوت خواسته گفت: به جهت مسخرگی و صحبتهایی که در مجالس اجزای سلطنتی زندیه و در حضور خود وکیل میکردی سرمایه و مکنت تو را میدانم. باید راست و بیکم و کاست بگویی و تقدیم کنی تا جان تو به سلامت بماند.
لوطی صالح گفت: راست می گویم و تقدیم هم میکنم اما خداوند عالم در وجود تو گذشت خلقت نفرموده. میگیری و باز جان مرا تلف میکنی! پس از گرفتن مبلغ هشت هزار تومان از او روز دیگر او را خواسته گفت: می باید در حق تو رفتاری شود که دیگر روی رفتن به مجالس را نداشته باشی.
حکم شد بینی او را بریدند. بعد از بریدن بینی چون لوطی صالح آشنای ایام گرفتاری او بود جرات کرده گفت: دیدی که خداوند تعالی در وجودت گذشت نیافریده!
آقا محمدخان دستور داد آنچه از او گرفته شده بود رد کردند و در آخر کار به او گفت: برو به عتبات مجاور باش زیرا میترسم باز طرف غضب من واقع شوی و حرف تو راست شود!
لوطی صالح بدون این که ضرر مالی تحمل کند با همان دماغ بریده و کمال تر دماغی رفت و در مشهد کاظمین تا زمان وفات مجاورت داشت.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|