 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , دوشنبه 12 دي 1384 |
|
نمیدانم این نوع چیزهای آسان را چرا ما نداریم
|
| | | |
 | امروز بعد از ظهر وارد نیویارک شدیم. از دهنهای که کشتی وارد میشود دو قلعه خیلی محکم دو طرف دهنه بنا نمودهاند. | شنبه شانزدهم، دریای آتلانتیک-سفرنامه ابراهیم صحافباشی – ص 66 – 67-
امروز بعد از ظهر وارد نیویارک شدیم. از دهنهای که کشتی وارد میشود دو قلعه خیلی محکم دو طرف دهنه بنا نمودهاند. همچنین هیکل آدمی را از چدن ریختهاند وسط آن تنگه نصب نمودهاند که یک دستش را بلند کرده است. اینجاها عمارتش اکثر هفده هجده مرتبه است. خیابانهایش به خوبی مال لندن نیست. عرضش کمتر است و اکثر فرش سنگ است. در تمام خیابانها گاری الکتریک حرکت میکند.
اینجا از هر نقطه به هر نقطه که شخص با این گاریها برود اعم از این که پنج فرسخ یا چند قدم باشد نرخش مطابق نیم قران ایران است. فقط چیزی که در این شهر ارزان است همین یکیست. قران لندن یکی، دو قران و نیم ایرانست و قران اینجا یازده قران ایرانست.
دستگاه چاپ اینجا را دیدم لوله کاغذی که یکصد من وزن دارد میدهند دم چرخ به سرعت آبشارهایی که از کله کوه سرازیر می شود این کاغذ سرازیر میشد چاپ شده تا کرده از پایین دستگاه بیرون میآمد. شخصی ایستاده دسته دسته میکرد و برداشته به خارج میگذارد.
نمیدانم این نوع چیزهای آسان را چرا ما نداریم. در تمام خیابانها ستون آهنی زده و روی آنها پل بستهاند متصل گاری آتشی از بالا و گاری الکتریک از زیر آن حرکت میکند و متصل مردم در حرکتند.
گاری آتشی که از بالای شهر میگذرد و گاری الکتریک زمینی به خطا مستقیم در خیابانها حرکت مینماید. باغ عمومی بسیار بزرگی دارد که در دامنه کوه واقع است خیلی زحمت کشیدهاند تا این جنگل و کوه را باغ ساختهاند. میگویند پنجاه میلیون تومان مخارج این باغ شده است.
در حقیقت یک کوه را باغ ساختهاند. این همه پول خرج کردهاند. برای حسن، تقی، جعفر، رضا که عصرها بروند گردش نمایند. در این میهانخانه که من هستم اطاق نمره 564 است. در هر اطاقی طناب محکمی موجود و نوشتهاند اگر عمارت آتش بگیرد طناب را گرفته به خیابان سرازیر شوید. اکثر عمارات بلندش پله آهنی دارد به خیابان. معلوم میشود خیلی زود آتش میگیرد. اطاق کوچکی را اجاره کردهام شبی یک قران. پول اینجا که یازده قران ایران باشد.
این مملکت گرانی نیست. پول ماها گداست. چهار به غروب رسیدم تا مغرب چهار قران اینجا مخارج لازم شد که مساوی با چهار تومان و نیم پول ایران است مثل فلان پینه دوز دهات پست که به طهران بیاید و در میهمانخانه پرسو منزل نماید. حال ایرانی کم پول در این جاها همین است.
چنانچه در لندن یکی از ایرانیها که در میهمانخانه منزل داشت و مطلع از قیمت و نرخ نبوده و بعد از پانزده روز صورت حساب میهماندار یکصد و پنجاه تومان ایران شده بود. ایرانی که پنج تومانش یک تومان محل دیگر است چگونه تواند زیست نماید.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|