 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
شهر ما شلوغ است!
|
| | | |
 | حاکم مبالغی را که کسان وی از او دریافت داشته بودند باالمضاعف از آنها گرفته به او داد.
| «هزار و یک حکایت تاریخی»-شخصی به حمام رفته بود. وقت بیرون آمدن دید مبالغی از اسبابهای او را در سر بینه بردهاند. هر قدر از حمامی مطالبه نمود به جایی نرسید. به کدخدای محل بعد به داروغه عارض شد. ایشان هم کاری برای او نکرده به دادش نرسیدند. ناچار شده علمی برداشت و آن را به دوش گرفته در کوچه و بازار قدم زده فریادکنان میگفت «شهر ما شلوغ است، شهر ما شلوغ است»!
این خبر به گوش حاکم رسید. او را احضار نموده سبب پرسید.
علم دار تفصیل را شرح داده مظلومیت خود را بیان نمود. حاکم امرداد حمامی را که مسئول بود حاضر کردند و مبلغی که معادل اسبابهای ربوده شده بود از او گرفته به علم دار دادند. علمدار تشکر نموده مرخص شد.
در وقت بیرون آمدن اجزای حکومتی و دربانان جلوی او را گرفته و هر کدام مبلغی به عنوان ده یک و ده نیم از وی مطالبه و دریافت نمودند به طوری که در آخر کار چیزی از آن پولها برای وی باقی نماند.
این بود که دوباره علم را بر دوش کشیده در کوچه و بازار فریاد بلند نمود: «شهر ما شلوغ اندر شلوغ است! شهر ما شلوغ اندر شلوغ است!» باز حاکم اطلاع یافته او را احضار نموده گفت دیگه چه خبر است؟ تفصیل را بیان نمود. حاکم مبالغی را که کسان وی از او دریافت داشته بودند باالمضاعف از آنها گرفته به او داد.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|