 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
سوء ظن در حق من دارند
|
| | | |
 | امروز را همه اش در خانه بودم. بندگان همایون هم به سلطنتآباد تشریف بردند. عصر به شهر مراجعت فرمودند. | چهارشنبه 9 شوال 1310-«روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه» ـ ج 2 ـ ص 996 -
امروز صبح زود به شهر آمدم. میرزا محمدعلی محلاتی رییس پست کاشان که از دوستان چهل و پنج سال قبل از این من است دو، سه شب بود در دوشان تپه با من بود. امروز را همه اش در خانه بودم. بندگان همایون هم به سلطنتآباد تشریف بردند. عصر به شهر مراجعت فرمودند.
سه به غروب مانده خودم را ساختم و طرف منزل صدراعظم حرکت نمودم. به در خانهاش که رسیدم گفتند که باغش است. یک سر به آنجا رفتم. دربان خواست گوشت تلخی بکند اعتنا نکرده ورود نمودم. اما قبل از داخل شدن به اطاق اجازه خواستم سه ساعت و ربع کم بود که وارد اطاق صدراعظم شدم.
معلوم شد که از یک ساعت قبل از این با جلال الدوله مشغول بازی بیلیارد هستند. تا یک ربع به غروب مانده چهار ساعت تمام بازی بیلیارد میکردند.
من، معاون، ناصرالسلطه و جمعی دیگر ایستاده بودیم. اگر جلوس میکردیم که خلاف ادب بود و ایشان ایستاده بودند. اگر بیرون اطاق میرفتم از آنجایی که سوء ظن در حق من دارند البته تصور میکردند که من ریشخندشان میکنم.
از ترس سه ربع و کم تمام در سر پا ایستادم. تا به حمدالله بازوهای مبارکشان خسته شد و دست از کار کشیدند. قدری نشستند و ما را هم نشاندند. فهرست بروات شخصی داشتم به مهر رسانده و به خانه آمدم.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|