 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , يكشنبه 2 بهمن 1384 |
|
چگونه نحوه زندگي افراد ساختار مغز آنان را شكل ميدهد
|
| | | |
 | مغز انسان در هر ثانيه از زندگي افراد يك ميليون اتصال و ارتباط ميان سلولهاي خود برقرار ميسازد. | تازهترين پژوهشهاي زيست-عصب شناسان نشان ميدهد كه نحوه زندگي افراد، از نوع غذايي كه ميخورند تا تجربههاي متنوعي كه در زندگي با آن روبرو ميشوند، همگي در نوع برقراري اتصالات سلولهاي مغزي و شكلگيري مغز آنان نقش ايفا ميكند.
مغز انسان در هر ثانيه از زندگي افراد يك ميليون اتصال و ارتباط ميان سلولهاي خود برقرار ميسازد. اين رقم حيرتانگيز تا اندازهاي درجه انعطاف- پذيري اسرارآميزترين عضو بدن آدمي را آشكار ميسازد.
اين رقم از يكسو دامنه جهل دانشمندان را در شناخت اين عضو محوري نشان ميدهد و از سوي ديگر بر اهميت نقش تجربههاي روزمره در شكل دادن به ساختمان مغز هر فرد تاكيد ميورزد.
تا ديروز موضوعاتي مانند آناتومي بدن، شبكههاي عصبي و ژنها در ميان دانشمندان زيست-عصب شناس از اهميت برخوردار بودند و اين محققان در پي شناخت تاثير عوامل مذكور بر مغز بودند. اما امروزه توجه دانشمندان به نحو فزايندهاي به سمت نوع زندگي و شيوه زيست افراد جلب شده و اهميت اين عامل در شكل دادن به ساختار مغز مورد توجه قرار گرفته است.
دانشمندان اكنون به اين نكته توجه كردهاند كه چگونه تاثيرات متنوعي مانند احساسات و عواطف، تعاملات اجتماعي، و باورهاي ديني و معنوي منجر به ازدياد ارتباطات و اتصالات بخشهاي مختلف مغز ميشود.
انجمن زيست-عصب شناسان آمريكا به منظور برجستهتر كردن اهميت و نقش تازهاي كه عامل شيوه زيست و نوع زندگي در شكل دادن به ساختار مغز افراد بازي ميكند و نيز به منظور تاكيد بر سهم باورهاي ديني در اين زمينه از شماري از رهبران سرشناس ديني دعوت به عمل اورد تا براي نخستين بار در نشست سالانه اين انجمن به ايراد سخنراني بپردازند.
در اين نشست دالايي لاما رهبر بودائيان جهان از نقش اخلاق و مسئوليتهاي اخلاقي دانشمندان در انجام پژوهشهاي علمي خود سخن گفت و افزون بر آن به نقش تامل و "مديتيشن" در ايجاد تغييرات مثبت در مغز اشاره كرد.
یک دانشمند از بيمارستان عمومي ماساچوست در سخنراني خود به ارايه توضيح درباره جزييات مطالعاتي پرداخت كه در خصوص تاثير فعاليتي نظير مديتيشن يا تامل و مراقبه دروني بر روي كاركرد مغز صورت گرفته است. در اين مطالعه روشن شده كه اينگونه تاملات معنوي بر روي بخش موسوم به "كورتكس جلوي سري" كه محل شكلگيري انديشههاي عالي و عميق است و نيز بخش موسوم به اينسولا در ناحيه راست مغز كه محل تركيب عواطف با افكار و حواس است، تاثير ميگذارد.
فعاليت بيشتر اين نواحي ناشي از برقراري ارتباط بيشتر ميان سلولهاي عصبي در اين مناطق يا افزايش ميزان گردش خون در آنها و يا ظهور رشتههاي عصبي تازه است. اهميت اين امر در آنست كه با بالا رفتن سن معمولا اين قبيل عوامل در مغز رو به تحليل و نقصان ميگذارند.
اما مطالعه اخير نشان ميدهد كه فعاليتهايي از نوع تاملات معنوي و روحي ميتواند اين فرايند پير شدن مغز را متوقف و معكوس سازد.
نكته مهم ديگري كه به واسطه پيشرفتهاي علمي و فناورانه فهم آن امكان- پذير شده آنست كه تاثيرات محيطي و تجربههاي شخص در محيط اعم از فشارهاي عصبي يا نوع غذايي كه فرد ميخورد يا هوايي كه استنشاق ميكند، ميتواند تاثيرات فراگير و دائم بر ساختار مغز وي برجاي گذارد.
"چارلز نمروف" از دانشگاه اموري در آتلانتا با انجام آزمايش روي 681 داوطلب كه به طور متوسط از 8 سالگي به بعد دچار افسردگي بودهاند، نشان داد كه چگونه تجربههاي زيست اين افراد در دوران كودكي و نوجواني بر بروز بيماري رواني در آنان تاثير داشته است.
اموري مانند ضربه ناشي از دست دادن پدر يا مادر يا جدا شدن و طلاق گرفتن والدين يا آزارهاي جسمي و روحي در كودكي يا محبت نديدن و امثالهم همگي ميتوانند در معيوب ساختن ساختار شخصيتي فرد ناشي از برقراري اتصالات نامناسب در مغز وي تاثير بگذارند.
در ميان 681 داوطلبي كه به وسيله اين محقق مورد بررسي قرار گرفتند، تنها يك سوم مبتلا به عوارض رواني ناشي از افسردگي نبودند. به اين ترتيب به اعتقاد اين پژوهشگر عواملي كه به آنها اشاره شد را ميبايد در زمره عوامل خطرزا در نظر گرفت.
مطالعات ديگري نيز ميان اعتياد افراد به مواد مخدر در سنين بزرگسالي و ناراحتيهايي كه در دوران كودكي شاهد آن بودهاند، ارتباط برقرار ساخته است. مطالعات نشان ميدهد كه واقع شدن در برابر ناراحتيهاي روحي موجب بروز تغييرات در ساختار مغز و نحوه اتصالات ميان سلولهاي آن ميشود.
دانشمندان در عين حال به اين نتيجه رسيدهاند كه تجربههاي مثبت نيز نه تنها ميتواند در دوران كودكي سبب تقويت ساختار مغزي افراد شود بلكه در دوران بزرگسالي نيز اين قبيل تجربهها ميتواند در درمان كساني كه به افسردگي يا ديگر عوارض روحي دچار هستند كمك كند. يكي از جالبترين مطالعاتي كه در زمينه تاثيرات محيط روي مغز افراد صورت گرفته، بررسي آثار داروها يا قرصهاي بيخاصيتي است كه از طرف پزشك به عنوان قرص يا داروي واقعي به بيمار عرضه ميشود و در مورد شماري از بيماران تاثير آن كاملا نظير تاثير داروي واقعي است.
محققان در بررسي اين پديده متوجه شدهاند كه ان دسته از افراد كه با محيط خود به نحوي سازنده تعامل ميكند و از روحيهاي اميدوار برخوردارند و با نوعي انتظار موفقيت به امور روي ميآورند، در برابر اين داروهاي دورغين واكنش مثبت نشان ميدهند و با استفاده از آنها و به نيرويي كه از درون بدن خود كسب ميكنند، بهبود مييابند. اما كساني كه تعاملشان با محيط به گونهاي بدبينانه و خالي از هر نوع انتظار و اميد است، نه تنها از اين نوع داروها بهره نميبرند بلكه در مورد آنان حتي بايد از دوزهاي بالاتر داروهاي واقعي جهت مداوا استفاده كرد. به اعتقاد محققان اين تحقيقات نشان ميدهد كه روانپزشكان ميبايد در نوع روشهايي كه براي مداواي افراد به كار ميگيرند تجديدنظر كنند و مكانيزمهايي براي جبران اين روحيه غيرعلاقهمند به تعامل پيدا كنند.
محققان همچنين در مطالعات خود روي مغز افراد دريافتهاند كه نوع غذاهايي كه افراد مصرف ميكنند و نيز ميزان تحرك آنان در زندگي روزانه تاثير زيادي در تقويت يا تضعيف توانایيهاي مغزي آنان دارد. غذاهاي خوب و مقوي و ورزشهاي روزانه ميتواند مغز را تا حد زيادي قدرتمندتر سازد. به عكس غذاهاي نامناسب و كمتحركي از توانائيهاي ذهني به نحو محسوسي ميكاهد. به اعتقاد دانشمندان، تحقيقات جديد چشماندازهاي تازهاي را پيش روي محققان اشكار ساخته و اهميت آن در اين نكته نهفته است كه به عوض تاكيدي كه در گذشته روي نقش ژنها صورت ميگرفت، اكنون به تاثير عواملي مانند شرايط محيطي بر ژنها و نيز بر مجموعههاي ساخته شده از آنها توجه بيشتري مبذول ميشود.
به اين ترتيب مدلهاي پيچيده تر و جامعتري براي فهم سازوكار مغز مورد استفاده قرار ميگيرد.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: تا انتخابات :: |
 |
|
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|